1. Crimp the edges to seal them tightly.
[ترجمه ترگمان]لبه های آن را محکم نگه دارید تا آن ها را محکم ببندید
[ترجمه گوگل]لبه ها را محکم کنید تا آنها را کاملا مهر و موم کنید
2. Use a hot iron to crimp the edges.
[ترجمه ترگمان]از یک آهن داغ برای چین دار کردن لبه ها استفاده کنید
[ترجمه گوگل]برای گرم کردن لبه ها از آهن گرم استفاده کنید
3. Trim off excess dough and attractively crimp edges along pan rim.
[ترجمه ترگمان]تریم بیش از حد خمیر اضافی و به گونه ای که لبه crimp در امتداد لبه pan قرار داشته باشد
[ترجمه گوگل]خم شدن بیش از حد خمیر و لبه های چسبناک جذاب در امتداد لبه پان را تمیز کنید
4. Beauty salons crimp and curl shining hair with a fall like silk into shapeless frizz.
[ترجمه ترگمان]محافل زیبایی که مثل ابریشم مچاله شده بودند و مثل ابریشم مچاله شده بودند
[ترجمه گوگل]سالن های زیبایی را فریاد می زنند و درخشان مو با سقوط مانند ابریشم به frizz بی شکل
5. And higher rates also tend to crimp corporate profits, by raising the cost of borrowing.
[ترجمه ترگمان]و نرخ های بالاتر هم چنین تمایل دارند تا سوده ای شرکتی را با افزایش هزینه قرض کردن ایجاد کنند
[ترجمه گوگل]و نرخ های بالاتر همچنین تمایل دارند که سود شرکت هایشان را افزایش دهند، با افزایش هزینه های قرض گرفتن
6. Then, you would crimp the blasting cap on to the time fuse.
[ترجمه ترگمان] پس، تو هم کلاه blasting رو به موقع فیوز وصل می کنی
[ترجمه گوگل]سپس، کلاه انفجاری را به فیوز زمان متصل می کنید
7. The crimp principle and shaping process of three - dimensional hollow staple fibres were introduced.
[ترجمه ترگمان]ساختار crimp و شکل دهی جریان الیاف بلند سه بعدی معرفی شده اند
[ترجمه گوگل]الیاف سرامیکی و فرایند شکل دهی از الیاف شفاف توخالی سه بعدی معرفی شدند
8. A medium-sized cylindrical connector featuring quick bayonet coupling, crimp, solder, or printed circuit board termination. It offers seven mounting styles and ten shell sizes.
[ترجمه ترگمان]یک رابط استوانه ای به اندازه متوسط که شامل تزویج سریع سر نیزه، crimp، لحیم یا termination بورد مدار چاپی است آن هفت سبک سوار و ۱۰ اندازه پوسته را ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]یک کانکتور استوانه ای متوسط که شامل اتصال سریع باند، سرامیک، لحیم کاری یا قطع اتصال مدار چاپی است
9. Draw of body shell, crimp in foot fall, Unable diction, get feel painful to nothing slack transpierce psychical !
[ترجمه ترگمان]کشیدن پوست بدن، crimp در افتادن پا، توانایی بیان، درک نکردن از هیچ چیز سستی روانی و روانی را احساس کنید!
[ترجمه گوگل]قرعه کشی پوسته بدن، سر و صدا در پای پاییز، افسانه ای غیر قابل توصیف، احساس غم و اندوه به هیچ چیز فشرده transpierce روانی!
10. In a study needled felts, crimp was found to be a very influential factor.
[ترجمه ترگمان]در مطالعه ای که توسط needled felts انجام شد، crimp یک فاکتور بسیار موثر یافت شد
[ترجمه گوگل]در یک تحقیق، فلپ های سوزنی، فایبر گلاس فاکتور بسیار تاثیرگذار بود
11. The product incorporates a single gender crimp contact design which eliminates the need for inventory and processing of male and female contacts.
[ترجمه ترگمان]این محصول شامل یک طرح ارتباط مانع جنس یا جنسیت است که نیاز به موجودی و پردازش ارتباطات مرد و مرد را از بین می برد
[ترجمه گوگل]این محصول دارای یک طراحی تماس متقابل نفوذ جنسی است که نیاز به موجودی و پردازش مخاطبین مرد و زن را حذف می کند
12. From the tiniest crimp bead to toggle clasps to chandelier earrings, we've got everything you need!
[ترجمه ترگمان]از آن مهره توری برای چفت کردن گوشواره های چلچراغ، هر چیزی را که لازم داشته باشید بدست آوردیم!
[ترجمه گوگل]از کوچکترین مهره مهره ای که می توان به گوشواره های لوستر تعویض کرد، ما همه چیز را به شما نیاز داریم!
13. Travel can put a crimp in a good night's sleep, but the road-weary can try some measures to fight fatigue.
[ترجمه ترگمان]مسافرت می تواند مانع خواب یک شب خوب شود، اما خسته از جاده می تواند اقداماتی را برای مبارزه با خستگی انجام دهد
[ترجمه گوگل]مسافرت می تواند در یک شب خوب شب بخورد، اما خسته از راه می توانید برخی از اقدامات را برای مبارزه با خستگی امتحان کنید
14. This paper deals with a method of stabihzing Crimp of goat hair.
[ترجمه ترگمان]این مقاله با روشی از stabihzing Crimp موی بز سر و کار دارد
[ترجمه گوگل]این مقاله با روش صاف کردن موی موی بز مواجه است