1. These ferroelectric materials could be used as a cryogen.
[ترجمه ترگمان]این مواد فرو الکتریک را می توان به عنوان a استفاده کرد
[ترجمه گوگل]این مواد فرایند الکتریکی می تواند به عنوان یک کریوژن مورد استفاده قرار گیرد
2. The liquid cryogen contacts the metal surface, generating a volume of expanding gas over the metal surface.
[ترجمه ترگمان]مایع cryogen مایع سطح فلز را لمس می کند و حجم گاز را روی سطح فلز تولید می کند
[ترجمه گوگل]Cryogen مایع تماس با سطح فلز، تولید حجم گاز گسترش بیش از سطح فلز است
3. The coil is surrounded by a cryogen chamber (1 which is located radially outwardly from the coil on the other side of the support .
[ترجمه ترگمان]این سیم پیچ توسط یک محفظه cryogen احاطه شده است (۱)که به صورت شعاعی از سیم پیچ در طرف دیگر پشتیبان قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]کویل توسط محفظه ی کریوژن احاطه شده است (1 که به طور رادیالی خارج از کویل در طرف دیگر پشتی قرار دارد
4. As a kind of excellent cryogen with superconductivity, liquid helium of high purity has been widely used in many fields, such as industry and aerospace .
[ترجمه ترگمان]هلیوم مایع خلوص بالا به طور گسترده در بسیاری از زمینه ها مثل صنعت و هوافضا به کار می رود
[ترجمه گوگل]هلیم مایع خلوص بالا به عنوان یک نوع کریوژن عالی با ابررسانا، به طور گسترده ای در بسیاری از زمینه ها مانند صنعت و هوا فضا مورد استفاده قرار گرفته است
5. The laws and facts of cryogen creep of metal materials have been discussed.
[ترجمه ترگمان]قوانین و حقایق خزش مواد فلزی مورد بحث قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]قوانین و واقعیت های خزش کریوژن فلزات مورد بحث قرار گرفته است
6. Cryogen spray cooling is an effective cooling technique used for laser treatment of port wine stain.
[ترجمه ترگمان]اسپری خنک کننده Cryogen یک روش خنک کننده موثر است که برای درمان laser شراب بندر مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]خنک کننده کریوژن اسپری یک روش خنک کننده موثر است که برای درمان لیزر از لکه بندر بندر استفاده می شود
7. Friotherapy, using liquid N 2 as cryogen, may be applied for all stages of liver cancer, which mechanism is tissue destruction due tol ow temperature. directly and improvement of immunity.
[ترجمه ترگمان]Friotherapy، با استفاده از مایع N ۲ به عنوان cryogen، ممکن است برای تمام مراحل سرطان کبد به کار رود که این مکانیزم تخریب بافت به علت دمای ow است بطور مستقیم و بهبود ایمنی
[ترجمه گوگل]فریتوتراپی، با استفاده از مایع N 2 به عنوان کریوژن، ممکن است برای تمام مراحل سرطان کبد اعمال شود، که مکانیزم تخریب بافت به علت درجه حرارت آن است به طور مستقیم و بهبود ایمنی
8. The vaporous cryogen creates a reinforcing vapor that slows the expansion rate of the expanding gas, localizing the expanding gas over the metal surface.
[ترجمه ترگمان]The مالیخولیایی یک بخار تقویت کننده را ایجاد می کند که سرعت انبساط گاز در حال گسترش را کاهش می دهد، و گاز را در سطح فلزی مکان یابی می کند
[ترجمه گوگل]کریوژن بخار ایجاد یک بخار تقویت کننده است که سرعت گسترش گاز گسترش می یابند و گاز را در سطح فلز گسترش می دهند
9. One possible side effect is thermal injury. Cryogen spray cooling ( CSC ) plays an important role in drawing laser-generated heat from the skin.
[ترجمه ترگمان]یک عارضه جانبی ممکن، آسیب حرارتی است cooling اسپری آب (سوئیچینگ مرکزی)نقش مهمی در طراحی گرمای تولید شده لیزر از پوست بازی می کند
[ترجمه گوگل]یکی از عوارض جانبی ممکن است آسیب های حرارتی باشد خنک کننده کریوژن اسپری (CSC) نقش مهمی در ایجاد گرمای تولید شده توسط لیزر از پوست دارد
10. Failure analysis and elimination on the overflow of cryogen water from lithium bromide absorption refrigerator were described.
[ترجمه ترگمان]تجزیه و تحلیل شکست و حذف روی سرریز آب cryogen از یک یخچال جاذب حاوی لیتیوم شرح داده شد
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل شکست و حذف در سرریز آب کریوژن از یخچال و فریزر جذب لیتیوم برومید توصیف شد
11. The system includes a container of metal and a system configured to delivery biphasic inert cryogen toward the metal.
[ترجمه ترگمان]سیستم شامل یک کانتینر فلزی و یک سیستم پیکربندی شده برای تحویل biphasic بی اثر به فلز است
[ترجمه گوگل]این سیستم شامل یک ظرف از فلز و یک سیستم پیکربندی شده برای تحویل دوزیسته کریوژن بی اثر به سمت فلز است
12. The model of thermal expand valve is built and the connection of flux, pressure difference between the front and behind of the valve and cryogen dryness of inlet and outlet.
[ترجمه ترگمان]مدل دریچه توسعه حرارتی ساخته شده است و اتصال شار، اختلاف فشار بین جلو و پشت دریچه و cryogen dryness ورودی و خروجی
[ترجمه گوگل]مدل شکاف حرارتی ساخته شده است و اتصال شار، تفاوت فشار بین جلو و پشت دریچه و خشکی دریچه ورودی و خروجی ساخته شده است
13. A feed liquid, for example, a molten fat, is formed into at least one sheet of flowing particles and is cooled by directing cryogen at the particles from both sides of the sheet.
[ترجمه ترگمان]یک مایع خوراک، به عنوان مثال، یک چربی ذوب شده به حداقل یک ورقه از ذرات جریان داده می شود و با هدایت cryogen ذرات از هر دو طرف ورقه سرد می شود
[ترجمه گوگل]یک مایع خوراکی، به عنوان مثال، یک چربی مذاب، به حداقل یک ورق ذرات جریان می یابد و با هدایت کریوژن در ذرات از دو طرف ورق خنک می شود
14. The stability of a liquid helium free superconducting magnet could be analyzed using the adiabatic stability criterion because there is no cryogen in the system.
[ترجمه ترگمان]پایداری یک magnet superconducting آزاد helium می تواند با استفاده از معیار پایداری adiabatic آنالیز شود چون هیچ cryogen در سیستم وجود ندارد
[ترجمه گوگل]ثبات یک آهنربای ابررسانای آزاد مایع هلیوم را می توان با استفاده از معیار پایداری آدیابات مورد تحلیل قرار داد زیرا هیچ سیستمی در سیستم وجود ندارد