کلمه جو
صفحه اصلی

striker


معنی : ساعت زنگی، سوزن، اعتصاب کننده، زننده
معانی دیگر : کوبشگر، کوبنده، ضربه زننده، اعتصابگر، شاگرد آهنگر، چکش زن، پتک زن، (ناقوس و زنگ) چکش، زبانه، (فوتبال) شوت کن، گلزن، مهاجم، بازیکن خط حمله

انگلیسی به فارسی

زننده، ساعت زنگی، اعتصاب کننده


مهاجم، اعتصاب کننده، سوزن، ساعت زنگی، زننده


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that strikes.

(2) تعریف: an employee who strikes or stops work.

(3) تعریف: the device in the bell of a clock that hits the bell to make it ring.

• worker who is on strike, participant in a labor strike; forward, player on the front line whose task is to score goals (soccer)
strikers are people who are on strike.
in football, a striker is a player whose main function is to attack and score goals, rather than defend.

دیکشنری تخصصی

[فوتبال] ترک کردن تمرین - زننده

مترادف و متضاد

ساعت زنگی (اسم)
alarm, alarm clock, repeater, striker

سوزن (اسم)
striker, needle, stylus

اعتصاب کننده (اسم)
striker

زننده (صفت)
hideous, vile, gaunt, spicy, sharp, harsh, tart, acrid, nasty, repulsive, repellent, acrimonious, striking, garish, striker, mordant, nippy, odoriferous, poignant, forbidding, squalid, biting, loathsome, lurid, repugnant, fulsome, disgusting, pungent, stinking, scabrous, glassy, indign, loathly, pit-a-pat

جملات نمونه

1. The striker flicked the ball into the back of the net.
[ترجمه آهنگر] مهاجم توپ را به پشت تور زد.
[ترجمه ترگمان]The توپ را به پشت تور انداخت
[ترجمه گوگل]مهاجم توپ را به عقب از شبکه خم کرد

2. The pocket-sized striker scored two goals in the second half.
[ترجمه ترگمان]مهاجم با سایز جیب دو گل در نیمه دوم به ثمر رساند
[ترجمه گوگل]مهاجم جیبی دو گل در نیمه دوم را به ثمر رساند

3. Their main hopes rest on their new striker.
[ترجمه ترگمان]امیدهای اصلی آن ها بر مهاجم جدید آن ها است
[ترجمه گوگل]امید اصلی آنها بر روی مهاجم جدید خود استوار است

4. United's new striker confounded the critics with his third goal in as many games.
[ترجمه ترگمان]مهاجم جدید ایالات متحده با هدف سوم خود در بسیاری از بازی ها، منتقدان را گیج کرد
[ترجمه گوگل]مهاجم جدید یونایتد، منتقدان را با هدف سوم خود در بازی های بسیاری مخدوش می کند

5. The England striker is having a barnstorming season.
[ترجمه ترگمان]مهاجم انگلستان در حال گذراندن یک فصل barnstorming است
[ترجمه گوگل]مهاجم انگلیس فصل بهار دارد

6. Our striker got into a good position to shoot, but then missed his kick.
[ترجمه ترگمان]، striker یه موقعیت خوب برای شلیک کردن پیدا کرد ولی بعدش kick رو از دست داد
[ترجمه گوگل]مهاجم ما موقعیت خوبی را برای شلیک به دست آورد اما پس از آن ضربه از دست رفت

7. Their striker demonstrated all his prowess with the boot.
[ترجمه ترگمان]مهاجم آن ها تمام دلاوری خود را با بوت نشان داد
[ترجمه گوگل]مهاجم این تیم تمام توان خود را با بوت نشان داد

8. Striker Alan Smith was guilty of two glaring misses.
[ترجمه ترگمان]خانم الن اسمیت به خاطر دو خطا glaring مقصر بود
[ترجمه گوگل]آلن اسمیت، مهاجم، متهم به دو نگرانی شدید بود

9. The club's new manager is a former England striker.
[ترجمه ترگمان]مدیر جدید باشگاه، مهاجم سابق انگلیس است
[ترجمه گوگل]مدیر جدید باشگاه مهاجم سابق انگلیس است

10. The new striker failed to make an immediate impression on the team.
[ترجمه ترگمان]مهاجم جدید نتوانست تاثیری فوری بر تیم داشته باشد
[ترجمه گوگل]مهاجم جدید موفق به تأثیر فوری بر تیم نشد

11. The 28-year-old striker was in court last week for breaking a rival player's jaw.
[ترجمه ترگمان]این مهاجم ۲۸ ساله در هفته گذشته برای شکستن فک بازیکن رقیب در دادگاه بود
[ترجمه گوگل]مهاجم 28 ساله در هفته گذشته در دادگاه برای شکستن فک بازی بازیکن رقیب بود

12. The 24-year-old striker scored 35 goals for Newcastle United last season.
[ترجمه ترگمان]این مهاجم ۲۴ ساله ۳۵ گل برای تیم نیوکاسل یونایتد به ثمر رساند
[ترجمه گوگل]مهاجم 24 ساله در فصل گذشته نیوکاسل یونایتد 35 گل به ثمر رساند

13. Their new striker looks a class act.
[ترجمه ترگمان]مهاجم جدید آن ها یک عمل گروهی به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]مهاجم جدید آنها یک عمل طبقاتی است

14. Arsenal have just signed a new striker.
[ترجمه ترگمان]آرسنال اخیرا یک مهاجم جدید را امضا کرده است
[ترجمه گوگل]آرسنال فقط یک مهاجم جدید امضا کرده است

15. They will be without top striker Ridvan Dilmen who has a leg injury.
[ترجمه ترگمان]آن ها بدون مهاجم به نام Ridvan Dilmen خواهند بود که دچار جراحت پا می شود
[ترجمه گوگل]آنها بدون Ridvan Dilmen، مهاجم بزرگ، آسیب نخاعی خواهند داشت

پیشنهاد کاربران

مهاجم

پیش رونده ( در فوتبال، مهاجم )


کلمات دیگر: