1. Judge Cruz was sympathetic to the lawyer's plea for mercy.
قاضی "کروز" درخواست وکیل برای عفو را پذیرفت
2. Father was fortunately sympathetic to my request to use the car on weekends.
خوشبختانه پدر با درخواست من برای استفاده از اتومبیل در آخر هفته، موافقت نمود
3. We were all sympathetic to Suzanne over her recent misfortune.
ما همگی با "سوزان" برای بداقبالی اخیرش، احساس همدردی نمودیم
4. he was sympathetic toward the refugees
او نسبت به پناهندگان دلسوزی داشت.
5. jahangir is sympathetic to our cause
جهانگیر با آرمان ما موافق است.
6. we are sympathetic to the workers' demands
ما با خواسته های کارگران موافقیم.
7. his words hit a sympathetic chord in the audience
حرف های او در دل حضار اثر کرد.
8. his father sounds like a very sympathetic character
به نظر می رسد که پدرش آدم بسیار مهربانی است.
9. She was very sympathetic when I was sick.
[ترجمه ترگمان] وقتی مریض بودم، اون خیلی احساس همدردی می کرد
[ترجمه گوگل]وقتی بیمار بودم بسیار دلسوز بودم
10. I did not feel at all sympathetic towards Kate.
[ترجمه ترگمان]من هیچ احساسی نسبت به کیت نداشتم
[ترجمه گوگل]من به طور کلی احساسات نسبت به کیت احساس نمی کردم
11. She was very sympathetic to the problems of adult students.
[ترجمه ترگمان]او نسبت به مشکلات دانشجویان بزرگ سال بسیار دلسوز بود
[ترجمه گوگل]او به مشکلات دانشجویان بالغ بسیار علاقمند بود
12. We work best in a sympathetic atmosphere.
[ترجمه ترگمان]ما در یک محیط همدردی بهتر کار می کنیم
[ترجمه گوگل]ما بهترین کار را در فضای همدردی می کنیم
13. He was enormously sympathetic when my father died.
[ترجمه ترگمان]وقتی پدرم مرد خیلی احساس همدردی می کرد
[ترجمه گوگل]وقتی پدرم فوت کرد بسیار دلسوز بود
14. I found the doctors quite sympathetic.
[ترجمه ترگمان] من دکترا رو کاملا احساس همدردی کردم
[ترجمه گوگل]من پزشکان را بسیار تشویق کردم
15. He was always there with a sympathetic ear .
[ترجمه ترگمان]او همیشه با یک گوش مهربان در آنجا بود
[ترجمه گوگل]او همیشه با گوش دلسوز بود
16. I'm here if you need a sympathetic ear .
[ترجمه ترگمان]من اینجام اگه تو به یه گوش همدردی نیاز داشته باشی
[ترجمه گوگل]من اینجا هستم اگر شما نیاز به یک گوش دلسوز دارید
17. She was endlessly kind and sympathetic.
[ترجمه ترگمان]او بی نهایت مهربان و دلسوز بود
[ترجمه گوگل]او بی نهایت مهربان و دلسوز بود
18. I tried to use a sympathetic tone of voice.
[ترجمه ترگمان]سعی کردم با لحنی دلسوزانه حرف بزنم
[ترجمه گوگل]من سعی کردم از تن صدای دلسوز استفاده کنم
19. I don't find her a very sympathetic person.
[ترجمه ترگمان]من او را آدم دلسوز و دلسوز نمی بینم
[ترجمه گوگل]من او را یک شخص بسیار دلسوز پیدا نمی کنم
20. Most were sympathetic once we pricked their consciences.
[ترجمه ترگمان]زمانی که consciences را تیز می کردیم بیشتر احساس همدردی می کردیم
[ترجمه گوگل]اکثر ما همدردی می کردیم وقتی که وجدان خود را می زدیم