1. He tried to cry off after swearing he would do it!
[ترجمه علی اکبر منصوری] او سعی کرد حرفشو پس بگیره بعد از اینکه قسم خورده بود که آن کار را انجام میدهد!
[ترجمه ترگمان]سعی کرد بعد از سوگند خوردن، فریاد بزند که این کار را خواهد کرد!
[ترجمه گوگل]او سعی کرد بعد از قسم خوردن او را مجبور به گریه کند!
2. Why did you cry off training last night?
[ترجمه علی اکبر منصوری] چرا دیشب تمرین رو رها کردی?
[ترجمه ترگمان]چرا دیشب به خاطر تمرین گریه کردی؟
[ترجمه گوگل]چرا شب گذشته تمرین کردی؟
3. Leah and I were going to go to Morocco together, but at the last moment she cried off.
[ترجمه علی اکبر منصوری] لیا و من میخواستیم که با هم به مراکش بریم اما او در آخرین لحظه زیر حرفش زد/ در لحظه آخر جا زد!
[ترجمه ترگمان]من و لیا قصد داشتیم با هم به مراکش بریم، اما در آخرین لحظه اون گریه کرد
[ترجمه گوگل]لی و من قصد رفتن به مراکش را داشتند، اما در آخرین لحظه او گریه کرد
4. She usually says she'll be there and then cries off at the last minute.
[ترجمه ترگمان]او معمولا می گوید که او در آنجا خواهد بود و در آخرین لحظه گریه می کند
[ترجمه گوگل]او معمولا می گوید که او آنجا خواهد بود و در آخرین لحظه گریه می کند
5. She said she was coming to the party, but cried off at the last moment.
[ترجمه ترگمان]او گفت که به مهمانی می آید، اما در آخرین لحظه فریاد زد
[ترجمه گوگل]او گفت که او به حزب می آید، اما در آخرین لحظات گریه کرد
6. We'd arranged to go together but Luis cried off at the last moment.
[ترجمه ترگمان]ما ترتیبی دادیم که با هم برویم اما لویی آخر گریه کرد
[ترجمه گوگل]ما ترتیب دادیم که با هم کنار بیاییم اما لوئیس در آخرین لحظه گریه کرد
7. Mr White had promised to cooperate with us, but he cried off at the last minute.
[ترجمه ترگمان]آقای وایت قول داده بود با ما هم کاری کند، اما در آخرین لحظه فریاد زد:
[ترجمه گوگل]آقای سفید وعده داده بود که با ما همکاری کند اما در آخرین لحظه گریه کرد
8. She cried off and on all day.
[ترجمه ترگمان]تمام روز گریه می کرد
[ترجمه گوگل]او گریه کرد و در تمام روز
9. She cried off going to dinner.
[ترجمه ترگمان]او برای صرف شام به گریه افتاد
[ترجمه گوگل]او گریه کرد و شام خورد
10. They cried off the engagement.
[ترجمه ترگمان]از نامزدی فریاد کشیدند
[ترجمه گوگل]آنها فریاد زدند
11. I don't think they'll cry off the meeting.
[ترجمه ترگمان]فکر نکنم از جلسه گریه کنن
[ترجمه گوگل]فکر نمی کنم آنها جلسه را گریه کنند
12. I had promised to go, but had to cry off at the last moment.
[ترجمه ترگمان]قول داده بودم که بروم، اما در آخرین لحظه باید گریه می کردم
[ترجمه گوگل]من قول داده بودم بروم اما در آخرین لحظات گریه کردم
13. Why did she cry off joining your birthday party?
[ترجمه ترگمان]چرا برای پیوستن به جشن تولدت گریه کرد؟
[ترجمه گوگل]چرا او به پیوستن به جشن تولد خود فریاد زد؟
14. I've got to work tonight, can I cry off going out for dinner?
[ترجمه ترگمان]من امشب باید کار کنم، آیا می توانم برای شام بیرون بروم؟
[ترجمه گوگل]امشب باید کار کنم، آیا می توانم برای شام گریه کنم؟