بهت زده کردن، مات و مبهوت کردن، هاج و واج کردن، احساس تحیر و وحشت کردن، متوحش شدن
consternate
بهت زده کردن، مات و مبهوت کردن، هاج و واج کردن، احساس تحیر و وحشت کردن، متوحش شدن
انگلیسی به فارسی
احساس تحیر و وحشت کردن، متوحش شدن
انگلیسی به انگلیسی
• amaze; hinder; dismay
پیشنهاد کاربران
fill ( someone ) with anxiety
. he letter consternated me and flung me into a depression
. he letter consternated me and flung me into a depression
کلمات دیگر: