کلمه جو
صفحه اصلی

sperm


معنی : بذر، منی، نطفه، منی دانه
معانی دیگر : نراب، مخفف:، موجب ایجاد چیزی، منی دانه
sperm _
پسوند: تخم، دانه، نرزامه، نرزام [gymnosperm]

انگلیسی به فارسی

منی، نطفه، بذر، موجب ایجاد چیزی، منی دانه


اسپرم، نطفه، منی، بذر، منی دانه


انگلیسی به انگلیسی

پسوند ( suffix )
• : تعریف: seed.

- endosperm
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] آندوسپرم
اسم ( noun )
حالات: sperm, sperms
مشتقات: spermatoid (adj.), spermous (adj.)
(1) تعریف: a male animal's reproductive cell; spermatozoon.
مشابه: seed

(2) تعریف: the fluid carrier of such cells; semen.
اسم ( noun )
(1) تعریف: a white waxy solid obtained from the oil of the sperm whale's head, and used in cosmetics, ointments, and candles; spermaceti.

(2) تعریف: the oil from which this solid is obtained.

• semen; male reproductive cell
a sperm is a cell produced in the sex organs of a male animal which can enter a female animal's egg and fertilize it. a sperm is usually in a liquid with lots of other sperm.

دیکشنری تخصصی

[علوم دامی] اسپرم ؛ سلول جنسی حیوان نر .

مترادف و متضاد

بذر (اسم)
seed, spawn, spore, sperm

منی (اسم)
semen, sperm

نطفه (اسم)
semen, sperm

منی دانه (اسم)
sperm, spermatozoon

جملات نمونه

1. The male sperm fertilizes the female egg.
[ترجمه عرفان] اسپرم مرد، تخم ماده را بارور می کند
[ترجمه ترگمان]اسپرم مذکر از تخم مرغ مونث استفاده میکنه
[ترجمه گوگل]اسپرم مرد تخم مرغ را بارور می کند

2. Conception occurs when a single sperm fuses with an egg.
[ترجمه کارش] باروری زمانی روی می دهد که یک اسپرم با یک تخمک ترکیب شود.
[ترجمه ترگمان]Conception زمانی اتفاق می افتد که یک اسپرم یک اسپرم با یک تخم مرغ ترکیب شود
[ترجمه گوگل]مفهوم زمانی رخ می دهد که یک اسپرم تنها با یک تخم مرغ متصل شود

3. The egg and sperm fuse together as one cell.
[ترجمه ترگمان]تخم مرغ و اسپرم به شکل یک سلول به هم جوش می خورند
[ترجمه گوگل]تخم مرغ و اسپرم به عنوان یک سلول به هم متصل می شوند

4. Doctor believed that his low sperm count was the problem.
[ترجمه ترگمان]دکتر معتقد بود که حساب sperm کم است
[ترجمه گوگل]دکتر معتقد بود که شمارش اسپرم کم آن مشکل بود

5. He has a low sperm count .
[ترجمه ترگمان] اون یه حساب اسپرم کوتاه داره
[ترجمه گوگل]او دارای تعداد کم اسپرم است

6. Once an egg is fertilized by the sperm, it becomes an embryo.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک تخم مرغ توسط اسپرم بارور می شود، یک جنین می شود
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک تخم مرغ توسط اسپرم تجاوز می شود، جنین می شود

7. Only one sperm fertilizes an egg.
[ترجمه ترگمان]فقط یه اسپرم تخم طلایی داره
[ترجمه گوگل]فقط یک اسپرم یک تخم مرغ را بارور می کند

8. A donor egg fertilised by her husband's sperm will be implanted in her womb.
[ترجمه ترگمان]یک تخم مرغ اهدا کننده توسط اسپرم شوهرش در شکمش قرار خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]یک تخمک اهدا کننده توسط اسپرم شوهرش در رحم او تخم گذاری می شود

9. He has a low/high sperm count.
[ترجمه ترگمان] اون یه حساب کوتاه اسپرم داره
[ترجمه گوگل]او دارای تعداد اسپرم کم / زیاد است

10. The sperm sample is checked under the microscope before insemination is carried out.
[ترجمه ترگمان]نمونه اسپرم تحت میکروسکوپ قبل از لقاح انجام می شود
[ترجمه گوگل]نمونه اسپرم زیر میکروسکوپ قبل از تلقیح انجام می شود

11. Only one sperm fertilises an egg.
[ترجمه ترگمان]فقط یه اسپرم رو حاصلخیز میکنه
[ترجمه گوگل]فقط یک اسپرم یک تخم مرغ را تخلیه می کند

12. The sperm fuses with the egg to begin the process of fertilization.
[ترجمه ترگمان]اسپرم با تخم مرغ ترکیب می شود تا فرآیند لقاح را آغاز کند
[ترجمه گوگل]اسپرم با تخم مرغ برای شروع فرایند لقاح با فیبرها متصل می شود

13. The sperm sample is produced by masturbation.
[ترجمه ترگمان]نمونه اسپرم بوسیله استمنا تولید می شود
[ترجمه گوگل]نمونه اسپرم توسط استمناء تولید می شود

14. It only takes one sperm to fertilize an egg.
[ترجمه ترگمان]فقط یه اسپرم لازم داره تا یه تخم مرغ درست کنه
[ترجمه گوگل]فقط یک اسپرم برای تخمک زدن را می گیرد

15. The sperm is stored and frozen until the second negative test result is confirmed.
[ترجمه ترگمان]اسپرم منجمد و منجمد می شود تا زمانی که نتیجه تست منفی دوم تایید شود
[ترجمه گوگل]اسپرم ذخیره شده و یخ زده تا زمانی که نتیجه ی دوم آزمایش منفی تایید شود

پیشنهاد کاربران

تخمک مردانه
( justfriends. ir )

■ Sperm یعنی Reproductive Cell of males
Reproductive Cells called sperm

■ Egg یعنی Reproductive Cell of females

اگر اسپرم ( سلولتناسلی و تولید مثل مرد ) به تخمک ( سلول تناسلی و تولید مثل زن ) برسه ، دیواره آنرا شکافته و به هسته برسه ، نطفه تشکیل میشه و موجود ماده حامله میشه و طی یه مدت خاص ( پستانداران مختلف دوره بارداری متفاوتی دارند - انسان : ۹ ماه ) بچه بدنیا میاد


اسپرم و تخمک هر دو از testicle و Ovary رها میشن و قبلش در همونجا تولید میشن
Ovary یعنی تخمدان ( زنانه )
Testicle یعنی هسته بیضه ( تخم : مردانه )
این دو Reproductive Glands نام میگیرن.
Gland یعنی غده
Reproductive یعنی تناسلی
پس میشن غده های تناسلی انسانی

Sperm را نباید با semen اشتباه گرفت. Semen به اون مایع خارج شونده که منی نام داره میگن. در semen تعداد ده ها میلیون sperm ریز قرار داره که با چشم غیرمسلح نمیشه دید و زیر میکروسکوپ میتونید ببینید چقدر شیطون و پر جنب و جوش هستن و فقط یکیشون کافیه که وارد رحم موجود ماده شده و به تخمک برسه تا جرقه ی بدنیا اومدن بچه خورده بشه

به زبان ساده semen که همون منی باشه نقش کشتیو یا هواپیما رو برعهده داره و sperm همون ناخداعه، همون اصل کار که باعث Fertilization میشه. برخی افراد ارضا میشن ولی توانایی بارور کردن یک زن را ندارن. چرا ؟ چون آب منیشون هیچ اسپرمی نداره ( یا گاهی خیلی کم داره ) . به این Condition و وضعیت میگن Azoospermia

the endosperm is the constraining structure
whereas in muskmelon it is the perisperm

《 پارسی را پاس بِداریم 》
sperm
واژه ای ایرانی - اُروپایی اَست :
sperm : s - per - m
- s = پیش وَند : به بیرون ، هَم تَبار با سِ ، شُ ، آز ، اَز ، زُ ، زا ، خَ ، خُ ، اِخ دَر پارسی
per = پَرا ، پیرا ، پَر = به دُور وُ بَر
m - :پَس وَند
sperm =بَزر پاشیدَن ، تُخم اَفشاندَن ، کاشتَن
واژه یِ پیش نَهادی :
sperm = سِپیرام
سِپیرام : سِ - پیرا - م
واژه هایِ دیگَر :
مَناب : مَن آب = آبِ مَن
مَنی : واژه ای پارسی اَست نِسبیده ( مَنسوب ) به مَن
پُشتاب : پُشت آب ، آبِ پُشت
زامه ، زوما ، دامه ، دوما ؛
دام / زام : زاماد، زامیاد ، زَمین/ دووم/ دوم / زوم اَز =تُخم ، بَزر ( بَذر ) ، دانه
مانَندِ داماد : دام - آد = تُخم پاش ، بَزر اَفشان ، دانه کار
داماد :کَسی که با آبِ پُشتِ خود بچه می سازَد


کلمات دیگر: