کلمه جو
صفحه اصلی

sphincter


معنی : عضله اسطه، ماهیچه باسطه، چلانه، چلانگر
معانی دیگر : (کالبدشناسی) بنداره، عضله ی تنگ کننده، (عضله) همکش

انگلیسی به فارسی

(کالبدشناسی) ماهیچه باسطه، چلانه، چلانگر


اسفنکتر، عضله اسطه، ماهیچه باسطه، چلانه، چلانگر


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: sphincteral (adj.)
• : تعریف: a circular band of muscle that surrounds a body opening or passage and can constrict or close it.

• ring-shaped muscle whose function is to constrict or close the body opening or passage which it surrounds

دیکشنری تخصصی

[علوم دامی] اسفنکتر، دریچه ؛ بافت ماهیچه ای، معمولاً صاف، که پیرامون سوراخهای بدن را می پوشانند .

مترادف و متضاد

عضله اسطه (اسم)
sphincter

ماهیچه باسطه (اسم)
sphincter

چلانه (اسم)
sphincter

چلانگر (اسم)
sphincter

جملات نمونه

1. The threshold of phasic sphincter contraction reverted to normal in the three patients with abnormal values.
[ترجمه ترگمان]آستانه ادغام sphincter sphincter به حالت عادی در سه بیمار با مقادیر غیر عادی برگشت داده شد
[ترجمه گوگل]آستانه انقباض فازی اسفنکتر در هر سه بیمار با مقادیر غیر طبیعی به حالت عادی بازگشته است

2. Reality began to slide away outside, and a sphincter of darkness drew tight around the windows.
[ترجمه ترگمان]واقعیت از بیرون شروع به بیرون رفتن کرد و تاریکی از تاریکی اطراف پنجره ها را فرا گرفت
[ترجمه گوگل]واقعیت شروع به خارج کردن اسلاید کرد و یک اسفنکتر تاریکی در اطراف پنجره ها تنگ شد

3. No grouping had basal upper oesophageal sphincter pressure that differed significantly from any other.
[ترجمه ترگمان]هیچ grouping فشار sphincter بالایی بالایی نداشت که به طور قابل توجهی متفاوت از هر گروه دیگری بود
[ترجمه گوگل]هیچ گروهی هیچ فشار اسفنکتر بالایی از دستگاه گوارش فوقانی نداشتند که از هر نوع دیگر متفاوت بود

4. Excitatory effects of somatostatin or octreotide on the sphincter of Oddi may impair biliary and pancreatic duct outflow.
[ترجمه ترگمان]اثرات Excitatory somatostatin یا octreotide بر روی sphincter of ممکن است biliary و outflow مجاری تنفسی را خراب کند
[ترجمه گوگل]اثرات هیجان انگیز سواتوواستاتین یا اکترواتید بر روی اسفنکتر Oddi ممکن است منجر به خروج مجاری صفراوی و پانکراس شود

5. He crumpled to the deck, his sphincter muscle giving out.
[ترجمه ترگمان]روی عرشه مچاله شده بود و عضله his از بدنش بیرون زده بود
[ترجمه گوگل]او به عرشه فرو می ریزد، عضله اسفنکترش را بیرون می زند

6. No significant differences in sphincter pressure were noted.
[ترجمه ترگمان]هیچ تفاوت قابل توجهی در فشار sphincter مشاهده نشد
[ترجمه گوگل]اختلاف معنی داری در فشار اسفنکتر مشاهده نشد

7. The lower oesophageal sphincter pressure was measured as the difference between the sleeve pressure and the fundic pressure.
[ترجمه ترگمان]فشار sphincter کم تر به عنوان تفاوت بین فشار آستین و فشار fundic اندازه گیری شد
[ترجمه گوگل]فشار اسفنکتر ناشی از استئوپوریک به عنوان تفاوت بین فشار آستین و فشار پایه اندازه گیری شد

8. Identify each severed end of the external anal sphincter capsule, and grasp each end with an Allis clamp.
[ترجمه ترگمان]هر یک از بخش های جدا شده از کپسول anal خارجی را شناسایی کرده، و هر انتهای آن را با گیره Allis مشخص کنید
[ترجمه گوگل]هر انتهای جدا شده از کپسول اسفنکتر مقعدی خارجی را شناسایی کنید و هر انتها را با یک گیره Allis درک کنید

9. The lower esophageal sphincter pressure decreased significantly.
[ترجمه ترگمان]فشار sphincter کم تر به میزان قابل توجهی کاهش یافت
[ترجمه گوگل]فشار اسفنکتر مری به طور معنی داری کاهش می یابد

10. The striated sphincter contains fatigue - resistant, slow - twitch fibers that are responsible for passive urinary control.
[ترجمه ترگمان]striated sphincter دارای فیبرهای عصبی مقاوم در برابر خستگی است که مسئول کنترل ادرار غیرفعال هستند
[ترجمه گوگل]اسفنکتر رشته ای دارای الیاف مقاوم در برابر خستگی و آهسته است که مسئول کنترل ادرار منفعل می باشند

11. The end of the respiratory bronchiole has a sphincter.
[ترجمه ترگمان]پایان تنفس تنفسی a دارد
[ترجمه گوگل]پایان برونشوی تنفسی اسفنکتر است

12. Objective Using vectorial manometry to assess the anal sphincter function after surgical correction of Hirschsprung's disease.
[ترجمه ترگمان]هدف از vectorial manometry برای ارزیابی تابع anal بعد از اصلاح جراحی of
[ترجمه گوگل]هدف: با استفاده از منومتری واریانس برای ارزیابی عملکرد اسفنکتر مقعد پس از اصلاح جراحی بیماری هیرشپرونگ

13. Tobacco : Tobacco prevents the oesophageal sphincter from working properly, reduces the rate at which the stomach empties and increases stomach acid production.
[ترجمه ترگمان]تنباکو: تنباکو مانع از کار درست کار می شود و میزان تولید اسید را کاهش می دهد و تولید اسید معده را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]توتون و تنباکو تنباکو باعث جلوگیری از کارکرد اسفنکتر استروئید می شود و سرعت آن کاهش می یابد و میزان تولید اسید معده افزایش می یابد

14. To explore the effects of hemirachischisis on the sphincter function and the Clinicalsignificance of external urethral sphincter EMG in neurogenic bladder.
[ترجمه ترگمان]برای بررسی اثرات of در تابع sphincter و Clinicalsignificance of خارجی EMG در مثانه neurogenic استفاده شد
[ترجمه گوگل]برای بررسی اثرات hemirachischisis بر روی عملکرد اسفنکتر و معیارهای بالینی EMG اسفنکتر خارجی در مثانه نوروژنیک

15. These relaxations are a more likely explanation for oesophagopharyngeal reflux than defective basal upper oesophageal sphincter tone.
[ترجمه ترگمان]این relaxations به احتمال زیاد توضیح بیشتری برای برگشت oesophagopharyngeal از basal ناقص عضلات فوقانی بدن است
[ترجمه گوگل]این آرامش بیشتر توضیح احتمالی ریفلاکس اسهالفاروفارنکس نسبت به تنگ اسفنکتر استروئیدی فوقانی است


کلمات دیگر: