به یاد (چیزی)، در فکر، پرخاطره
remindful
به یاد (چیزی)، در فکر، پرخاطره
انگلیسی به فارسی
پرخاطره
یادآور
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
• (1) تعریف: having in mind or remembering.
• (2) تعریف: bringing back memory; reminding.
• reminiscent, invoking a memory of something; recalling, keeping in mind, remembering
جملات نمونه
1. i am still remindful of what you said
آنچه را که گفتی هنوز به یاد دارم.
2. I need to find all remindful things in my mind, such as the street with many phoenix trees.
[ترجمه ترگمان]من باید تمام چیزهایی که تو ذهنم هست رو پیدا کنم، مثل خیابان با چند درخت ققنوس
[ترجمه گوگل]من نیاز به پیدا کردن همه چیز یادآوری در ذهن من، مانند خیابان با بسیاری از درختان ققنوس
[ترجمه گوگل]من نیاز به پیدا کردن همه چیز یادآوری در ذهن من، مانند خیابان با بسیاری از درختان ققنوس
3. Put forward remindful points for selection and application of steam stripping valve in design, so as to have long term and steady operation.
[ترجمه ترگمان]نکات remindful برای انتخاب و کاربرد شیر تخلیه بخار در طراحی را به کار ببرید تا یک عملیات طولانی مدت و پایدار داشته باشید
[ترجمه گوگل]به طور پیش فرض نکات قابل توجه برای انتخاب و استفاده از سوپاپ سلب شیر در طراحی، به طوری که به مدت طولانی و پایدار عملیات
[ترجمه گوگل]به طور پیش فرض نکات قابل توجه برای انتخاب و استفاده از سوپاپ سلب شیر در طراحی، به طوری که به مدت طولانی و پایدار عملیات
4. This paper introduces the working principle, assembly and adjustment of the remindful machine circuit.
[ترجمه ترگمان]این مقاله اصل کار، مونتاژ و تنظیم مدار دستگاه remindful را معرفی می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله اصل کار، مونتاژ و تنظیم مدار ماشین قابل یادآوری را معرفی می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله اصل کار، مونتاژ و تنظیم مدار ماشین قابل یادآوری را معرفی می کند
5. After the price interval in the journey when user him set or memory, can carry mail custom-built get remindful, and do not need to pay close attention to this website repeatedly.
[ترجمه ترگمان]بعد از فاصله قیمت در سفر زمانی که کاربر مجموعه یا حافظه را تعیین می کند، می تواند آدرس پست سفارشی را حمل کند، و نیازی نیست که به طور مکرر به این وب سایت توجه کند
[ترجمه گوگل]پس از فاصله زمانی در سفر زمانی که کاربر او را تنظیم و یا حافظه، می تواند حمل ایمیل سفارشی دریافت یادآوری، و مجبور نیستید توجه زیادی به این وب سایت به طور مکرر پرداخت
[ترجمه گوگل]پس از فاصله زمانی در سفر زمانی که کاربر او را تنظیم و یا حافظه، می تواند حمل ایمیل سفارشی دریافت یادآوری، و مجبور نیستید توجه زیادی به این وب سایت به طور مکرر پرداخت
6. No matter when are you getting online, can get remindful.
[ترجمه ترگمان]مهم نیست چه زمانی شما آنلاین می شوید، می توانید remindful را به دست آورید
[ترجمه گوگل]مهم نیست که شما آنلاین هستید، می توانید یادآوری کنید
[ترجمه گوگل]مهم نیست که شما آنلاین هستید، می توانید یادآوری کنید
7. It seems that all the time we spent together is to be remindful. It seems that all my memories are redundant. Undoubtedly, I know, I can barely forget you.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسه تمام زمانی که ما با هم بودیم تبدیل به \"remindful\" شده به نظر می رسه تمام خاطراتی که از بین رفته بدون شک، می دونم، به سختی می تونم فراموشت کنم
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد تمام وقت ما با هم صرف شده است یادآوری شود به نظر می رسد که تمام خاطرات من از کار بیفتند بدون شک، من می دانم، می توانم به سختی شما را فراموش کرده ام
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد تمام وقت ما با هم صرف شده است یادآوری شود به نظر می رسد که تمام خاطرات من از کار بیفتند بدون شک، من می دانم، می توانم به سختی شما را فراموش کرده ام
I am still remindful of what you said.
آنچه را که گفتی هنوز به یاد دارم.
کلمات دیگر: