کلمه جو
صفحه اصلی

renominate

انگلیسی به انگلیسی

• reappoint, nominate again, redesignate someone for a particular position or office

جملات نمونه

1. He was renominated and confirmed by referendum for a further six-year term in October 198
[ترجمه ترگمان]او در همه پرسی برای دوره شش ساله رئیس جمهور در اکتبر سال ۱۹۸ مورد تایید و تایید قرار گرفت
[ترجمه گوگل]او در ماه اکتبر 1982 ریاست محکومیت خود را برای یک دوره شش ساله دیگر اعلام کرد

2. It was also poised to renominate the incumbent prime minister, Nuri al-Maliki.
[ترجمه ترگمان]همچنین مشخص شد که نوری مالکی، نخست وزیر کنونی، نیز به این مقام منصوب شده است
[ترجمه گوگل]همچنین آماده شد تا نخست وزیر سابق نوری المالکی را تغییر دهد

3. The Democrats will renominate President Obama as their candidate at their national convention the following week.
[ترجمه ترگمان]دموکرات ها رئیس جمهور اوباما را به عنوان نامزد خود در کنوانسیون ملی خود در هفته بعد اعلام خواهند کرد
[ترجمه گوگل]دموکرات ها بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری باراک اوباما را به عنوان کاندیدای خود در انتخابات خود برگزیدند

4. Both Major and Hurd were then immediately nominated as candidates for the second round, while Heseltine was also renominated.
[ترجمه ترگمان]هم Major و هم Hurd بلافاصله به عنوان کاندیدا برای دور دوم نامزد شدند در حالی که Heseltine نیز مجددا نامزد شد
[ترجمه گوگل]هر دو Major و Hurd سپس بلافاصله به عنوان نامزد برای دور دوم نامزد شدند، در حالی که Heseltine نیز مجددا نامزد شد

5. Michael Feroli, an economist with JPMorgan in New York, said having a Democratic president renominate a Republican Fed chairman "should be a positive for foreign investor confidence. "
[ترجمه ترگمان]مایکل Feroli، یک اقتصاددان با JPMorgan در نیویورک، گفت که داشتن یک رئیس جمهور دموکرات به نام \"رئیس بانک مرکزی\" باید برای اعتماد سرمایه گذاران خارجی مثبت باشد
[ترجمه گوگل]مایکل فرولی، اقتصاددان با JPMorgan در نیویورک، گفت که داشتن یک رییس جمهور دموکرات، یک رئیس جمهور فدرال جمهوریخواه را تغییر خواهد داد 'باید برای اعتماد سرمایه گذار خارجی مثبت باشد '

6. Gates also announced he is recommending to the president that he renominate Adm.
[ترجمه ترگمان]همچنین گیتس اعلام کرد که او به رئیس جمهور توصیه می کند که از دریادار مایک مولن استفاده کند
[ترجمه گوگل]گیتس همچنین اعلام کرد او به رییس جمهور توصیه می کند که او را به عنوان اعلیحضرت معرفی کند

7. In addition, Obama will need to decide possibly by next fall whether to renominate Bernanke for a second four-year term as chairman. His current term ends on January 3 20
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، اوباما باید در آینده نزدیک به to برنانک برای دومین دوره چهار ساله خود تصمیم بگیرد دوره کنونی او در تاریخ ۲۰ ژانویه به پایان می رسد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، اوباما باید تصمیم بگیرد که احتمالا تا پاییز آینده، آیا مجلس برنک را برای چهار سال دیگر به عنوان رئیس انتخاب کند مدت فعلی او به پایان رسید در تاریخ 3 ژانویه 20


کلمات دیگر: