مسابقه برگشت
rematch
مسابقه برگشت
انگلیسی به فارسی
مسابقه برگشت
بازی برگشت، مسابقه برگشت
انگلیسی به انگلیسی
• make compatible again, harmonize again; schedule a second game between two particular teams; compete against someone again (as in an athletic game)
جملات نمونه
1. Duff said he would be demanding a rematch.
[ترجمه ترگمان]دف گفت که او تقاضای یک مسابقه دیگر خواهد کرد
[ترجمه گوگل]داف گفت او خواستار یک بازی مجدد خواهد بود
[ترجمه گوگل]داف گفت او خواستار یک بازی مجدد خواهد بود
2. Stanford will face UCLA in a rematch.
[ترجمه ترگمان]استنفورد در بازی مجدد با UCLA رو به رو خواهد شد
[ترجمه گوگل]استنفورد با تیم مجدد UCLA روبرو خواهد شد
[ترجمه گوگل]استنفورد با تیم مجدد UCLA روبرو خواهد شد
3. Both teams are preparing for the rematch.
[ترجمه ترگمان]هر دو تیم در حال آماده شدن برای مسابقه مجدد هستند
[ترجمه گوگل]هر دو تیم در حال آماده شدن برای بازی برگشت هستند
[ترجمه گوگل]هر دو تیم در حال آماده شدن برای بازی برگشت هستند
4. A rematch with Nigel Benn is no closer to being written into this year's domestic calendar.
[ترجمه ترگمان]مسابقه مجدد با نایجل Benn دیگر به تقویم خانوادگی این سال نوشته نشده است
[ترجمه گوگل]یک بازی مجدد با نیجر بون نزدیکتر به تقویم داخلی سال جاری نیست
[ترجمه گوگل]یک بازی مجدد با نیجر بون نزدیکتر به تقویم داخلی سال جاری نیست
5. But at Stradey, at the rematch of last season's Cup finalists, Mr Wag's dictum was borne out again.
[ترجمه ترگمان]اما در Stradey، در مسابقه مجدد نهایی نهایی جام در فصل گذشته، دستور آقای Wag دوباره منتشر شد
[ترجمه گوگل]اما در Stradey، در بازپس گیری فینالیست جام حذفی در فصل گذشته، واکنش آقای وگ دوباره تکرار شد
[ترجمه گوگل]اما در Stradey، در بازپس گیری فینالیست جام حذفی در فصل گذشته، واکنش آقای وگ دوباره تکرار شد
6. The Warriors get another exhibition rematch on Thursday, when they take on the Hornets at Charlotte. . . .
[ترجمه ترگمان]The در روز پنج شنبه، زمانی که شارلوت هورنتز را در شارلوت در شارلوت اجاره کردند، بار دیگر به مصاف یکدیگر خواهند رفت
[ترجمه گوگل]Warriors یک مجله نمایشگاه دیگر را در روز پنج شنبه، زمانی که آنها را در Hornets در شارلوت
[ترجمه گوگل]Warriors یک مجله نمایشگاه دیگر را در روز پنج شنبه، زمانی که آنها را در Hornets در شارلوت
7. We await the rematch with interest.
[ترجمه ترگمان]منتظر مسابقه برگشت با منافع هستیم
[ترجمه گوگل]ما منتظر بازگشت مجدد با علاقه هستیم
[ترجمه گوگل]ما منتظر بازگشت مجدد با علاقه هستیم
8. An Aikman-Turner rematch would be several years and a handful of concussions too late.
[ترجمه ترگمان]مسابقه مجدد Aikman - ترنر چند سال و نیز چند ضربه مغزی بسیار دیر خواهد بود
[ترجمه گوگل]یک بازی مجدد آیکمن-ترنر چندین سال است و چندین بار تکرار شده است
[ترجمه گوگل]یک بازی مجدد آیکمن-ترنر چندین سال است و چندین بار تکرار شده است
9. In the rematch, the Packers may learn that Kevin Williams is more than willing to play a starring role.
[ترجمه ترگمان]در بازی دیگر، تیم پکرز ممکن است یاد بگیرد که کوین ویلیامز بیشتر مایل است نقش بازی کند
[ترجمه گوگل]در بازپرداخت، Packers ممکن است یاد بگیرند که کوین ویلیامز بیشتر از تماشای بازی کردن نقش مهمی است
[ترجمه گوگل]در بازپرداخت، Packers ممکن است یاد بگیرند که کوین ویلیامز بیشتر از تماشای بازی کردن نقش مهمی است
10. I hope to have my rematch someday.
[ترجمه ترگمان]امیدوارم یه روز دیگه rematch داشته باشم
[ترجمه گوگل]من امیدوارم روزی یک بار دیگر بازی کند
[ترجمه گوگل]من امیدوارم روزی یک بار دیگر بازی کند
11. The expected NBA Finals rematch between the Lakers and the Knickerbockers failed to materialize because New York was eliminated in the Eastern Conference round-robin.
[ترجمه ترگمان]مسابقه مجدد فینال NBA در NBA بین \"لیکرز\" و \"knickerbockers\" نتوانست جامه عمل بپوشد، زیرا نیویورک در دور دوم کنفرانس \"رابین\" (رابین robin)حذف شد
[ترجمه گوگل]بازپخش قهرمانی NBA فینال بین لیکرز و نیکر بوکرز به دلیل اینکه نیویورک در کنفرانس شرق کنفرانس حذف شد، شکست خورد
[ترجمه گوگل]بازپخش قهرمانی NBA فینال بین لیکرز و نیکر بوکرز به دلیل اینکه نیویورک در کنفرانس شرق کنفرانس حذف شد، شکست خورد
12. The Valencia rematch is being held on the 25th anniversary of that match, which ended in a draw because officials feared for the health of both competitors.
[ترجمه ترگمان]مسابقه مجدد والنسیا در ۲۵ امین سالگرد این مسابقه برگزار خواهد شد که به دلیل ترس مقامات از سلامتی هر دو رقیب به پایان رسید
[ترجمه گوگل]مسابقه والنسیا در 25 سالگی این مسابقه برگزار می شود که در یک قرعه کشی به پایان رسید، زیرا مقامات از سلامت هر دو رقبای خود رنج می برند
[ترجمه گوگل]مسابقه والنسیا در 25 سالگی این مسابقه برگزار می شود که در یک قرعه کشی به پایان رسید، زیرا مقامات از سلامت هر دو رقبای خود رنج می برند
13. In the rematch the Japanese won by two miles. So the American company fired the rower.
[ترجمه ترگمان]در مسابقه دیگر، ژاپنی ها تا دو مایل دیگر پیروز شدند بنابراین، شرکت آمریکایی پارو بها را پرتاب کرد
[ترجمه گوگل]ژاپن با دو گل به پیروزی رسید بنابراین شرکت آمریکایی شکارگر را اخراج کرد
[ترجمه گوگل]ژاپن با دو گل به پیروزی رسید بنابراین شرکت آمریکایی شکارگر را اخراج کرد
14. The debate this week was a rematch of last year's.
[ترجمه ترگمان]مناظره در این هفته در سال گذشته مجددا برگزار شد
[ترجمه گوگل]بحث در این هفته یک بازپخش سال گذشته بود
[ترجمه گوگل]بحث در این هفته یک بازپخش سال گذشته بود
کلمات دیگر: