بافته نشده، از پیچیدگی دراوردن، بیرون اوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن
unwoven
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of woven.
• not weaved, not knitted
پیشنهاد کاربران
نبافته
کلمات دیگر:
بافته نشده، از پیچیدگی دراوردن، بیرون اوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن