کلمه جو
صفحه اصلی

renegotiate


دوباره مذاکره کردن (به ویژه برای بهتر کردن شرایط قرارداد و غیره)

انگلیسی به فارسی

دوباره مذاکره کردن (به‌ویژه برای بهتر کردن شرایط قرارداد و غیره)


انگلیسی به انگلیسی

• negotiate again, settle again through bargaining or discussion

جملات نمونه

1. If possible, renegotiate terms with existing creditors before jumping into further debt.
[ترجمه ترگمان]در صورت امکان، قبل از اینکه وارد بدهی بیشتری شوند، مورد تجدید مذاکره با طلبکاران موجود مذاکره کنید
[ترجمه گوگل]در صورت امکان، قبل از پریدن به بدهی های دیگر، اصطلاحات را با اعتباردهندگان موجود بازبینی کنید

2. Compare prices and renegotiate with your current vendors if are offered a better deal.
[ترجمه ترگمان]اگر معامله بهتری پیشنهاد شود، قیمت ها و تجدید مذاکره را با فروشندگان فعلی خود مقایسه کنید
[ترجمه گوگل]در صورتی که معامله ای بهتر ارائه شود، قیمت ها را مقایسه کنید و با فروشندگان فعلی خود مذاکره کنید

3. Geithner urged AIG's Liddy last week to renegotiate the contracts that called for the bonuses.
[ترجمه ترگمان]گایتنر از AIG s هفته گذشته خواست تا قراردادهای مورد نیاز برای پاداش را مورد مذاکره قرار دهند
[ترجمه گوگل]گیتنر هفته گذشته AIG Liddy را خواستار شد تا قراردادهایی را که خواستار پاداش هستند، بازنگری کند

4. Or we can pay and renegotiate the production price which is too high anyway.
[ترجمه ترگمان]یا ما می توانیم بهای تولید را پرداخت و مورد مذاکره قرار دهیم که به هر حال بسیار بالاست
[ترجمه گوگل]یا ما می توانیم قیمت تولید را بالا ببریم و مجددا مذاکره کنیم

5. Many more farmers have attempted to renegotiate delivery this year because of the heavy weather-related crop losses, which left them without sufficient soybeans to meet commitments.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از کشاورزان بیشتر تلاش کرده اند تا در سال جاری به دلیل خسارت های ناشی از آب و هوای سنگین در مورد آب و هوای سنگین تجدید مذاکره کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از کشاورزان بیشتر تلاش کرده اند تا تحویل سال جاری را به دلیل زیان های زراعی مرتبط با آب و هوا که آنها را بدون نیاز به سویا به اندازه کافی برای تعهدات به سر می برند، بازنگری کنند

6. The two sides have now agreed to renegotiate the double taxation issue.
[ترجمه ترگمان]دو طرف در حال حاضر توافق کرده اند که مساله مالیات مضاعف را مورد مذاکره قرار دهند
[ترجمه گوگل]دو طرف در حال حاضر توافق کردند تا مسئله مالی دوگانه را بازنگری کنند

7. The buyer will have the option to renegotiate with the seller for a new delivery date.
[ترجمه ترگمان]خریدار این گزینه را برای مذاکره با فروشنده برای یک تاریخ تحویل جدید خواهد داشت
[ترجمه گوگل]خریدار گزینه ای برای بازنگری مجدد با فروشنده برای تاریخ تحویل جدید خواهد داشت

8. If you promise not to tell something, keep your promise or renegotiate with them.
[ترجمه ترگمان]اگه قول بدی چیزی نگی، به قولت عمل کن یا دوباره با اونا مذاکره کن
[ترجمه گوگل]اگر وعده ندهید چیزی بگوید، وعده خود را ادامه دهید یا با آنها مذاکره کنید

9. Their nature changes over time and requires couples to renegotiate their covenant with each other time and time again.
[ترجمه ترگمان]طبیعت آن ها در طول زمان تغییر می کند و به زوج ها این امکان را می دهد تا پیمان خود را با یکدیگر در مورد زمان و زمان دیگر تجدید کنند
[ترجمه گوگل]طبیعت آنها با گذشت زمان تغییر می کند و نیاز به زوج ها دارد تا مجددا با همدیگر و زمان مجددا مذاکره کنند

10. Alternatively, the customer or supplier may look on the purported transfer as an opportunity to terminate or renegotiate the contract.
[ترجمه ترگمان]متناوبا، مشتری یا تامین کننده ممکن است به انتقال مورد نظر به عنوان فرصتی برای خاتمه یا تجدید مذاکره در قرارداد نگاه کند
[ترجمه گوگل]در عوض، مشتری یا تأمین کننده ممکن است بر روی انتقال معکوس به عنوان یک فرصت برای پایان دادن به قرارداد یا بازنگری مجدد آن مورد نظر قرار گیرد

11. However, when she felt confident enough, she attempted to renegotiate her pay deal and was promptly fired.
[ترجمه ترگمان]با این حال، هنگامی که به اندازه کافی اعتماد به نفس پیدا کرد، سعی کرد در مورد قرارداد خود مذاکره کند و سریعا اخراج شد
[ترجمه گوگل]با این حال، هنگامی که او به اندازه کافی اعتماد داشت، تلاش کرد تا مجددا معامله پرداختش را انجام دهد و به سرعت اخراج شد

12. Similarly contracting-out may not provide authorities with greater flexibility if they are tied to long-term arrangements which are difficult to renegotiate.
[ترجمه ترگمان]به طور مشابه عقد قرارداد ممکن است در صورت بسته شدن به ترتیبات بلند مدت که برای مذاکره دشوار است مقامات را با انعطاف پذیری بیشتری تامین نکند
[ترجمه گوگل]به طور مشابه قراردادن قرارداد ممکن است مقامات را با انعطاف پذیری بیشتری در اختیار نداشته باشد، در صورتی که با تدابیر درازمدت مرتبط باشند که بازنگری مجدد آنها دشوار است

13. A resolution passed by the Democrat-controlled House 27 votes to 13 advises Exxon to renegotiate and come up with a better offer.
[ترجمه ترگمان]قطعنامه ای که توسط مجلس تحت کنترل دموکرات ها تصویب شد، ۲۷ رای را به ۱۳ رای \"اکسون\" توصیه می کند و پیشنهاد بهتری ارائه می دهد
[ترجمه گوگل]قطعنامه ای که توسط مجلس نمایندگان تحت کنترل دموکرات منتقل می شود 27 رای به 13 پیشنهاد می کند که Exxon مجددا مذاکره کند و پیشنهاد خوبی ارائه دهد

14. In such a case you are entitled to keep your contractual rights although many new owners will try to renegotiate these.
[ترجمه ترگمان]در چنین مواردی شما حق دارید حقوق قراردادی خود را حفظ کنید اگرچه بسیاری از مالکان جدید سعی خواهند کرد در مورد این مساله مذاکره کنند
[ترجمه گوگل]در چنین مواردی شما حق دارید که حقوق قراردادی خود را حفظ کنید، اگر چه بسیاری از صاحبان جدید سعی خواهند کرد که این مذاکرات را دوباره بررسی کنند


کلمات دیگر: