کلمه جو
صفحه اصلی

stressed

انگلیسی به فارسی

تاکید کرد، تاکید کردن، پریشان کردن، خاطر نشان کردن


انگلیسی به انگلیسی

• if you are stressed, you feel tension and anxiety because of difficulties in your life.
an object that is stressed is affected because strong physical pressure has been applied to it; a technical term in physics.
see also stress.

جملات نمونه

1. a stressed syllable
هجای موکد

2. he stressed the importance of education
او اهمیت آموزش را مورد تاءکید قرار داد.

3. the teacher stressed the importance of punctuality
معلم روی اهمیت وقت شناسی تاکید کرد.

4. We have always stressed the importance of economic reform.
[ترجمه ترگمان]ما همیشه بر اهمیت اصلاحات اقتصادی تاکید کرده ایم
[ترجمه گوگل]ما همیشه بر اهمیت اصلاحات اقتصادی تاکید کردیم

5. Dr Muffett stressed that he was opposed to bullying in schools and that action would be taken to stamp it out.
[ترجمه ترگمان]دکتر Muffett تاکید کرد که او با قلدری در مدارس مخالف است و این اقدام برای سرکوب آن صورت می گیرد
[ترجمه گوگل]دکتر موفیت تاکید کرد که با تهدید در مدارس مخالف است و اقدامات لازم برای تمدید آن انجام می شود

6. The spokesman stressed that the measures did not amount to an overall ban.
[ترجمه ترگمان]این سخنگو تاکید کرد که این تدابیر به طور کلی تحریم نشده اند
[ترجمه گوگل]سخنگوی دولت تأکید کرد که اقدامات به ممنوعیت کلی منجر نمی شود

7. Police have stressed that this is the most accurate description of the killer to date.
[ترجمه ترگمان]پلیس تاکید کرده است که این دقیق ترین توصیف از این قاتل تا به امروز است
[ترجمه گوگل]پلیس تاکید کرده است که این دقیق ترین توصیف قاتل تا به امروز است

8. The minister stressed the need for economic sacrifice.
[ترجمه ترگمان]وزیر بر نیاز به فداکاری اقتصادی تاکید کرد
[ترجمه گوگل]وزیر بر ضرورت قربانی کردن اقتصادی تأکید کرد

9. They stressed the need for an independent nuclear deterrent.
[ترجمه ترگمان]آن ها بر نیاز به یک مانع هسته ای مستقل تاکید کردند
[ترجمه گوگل]آنها بر نیاز به یک بازدارنده مستقل هسته تاکید کردند

10. She stressed the need for cooperation with the authorities.
[ترجمه ترگمان]او بر نیاز به هم کاری با مقامات تاکید کرد
[ترجمه گوگل]او بر نیاز به همکاری با مقامات تأکید کرد

11. The UN representative stressed the urgency of an early solution.
[ترجمه ترگمان]نماینده سازمان ملل بر ضرورت یک راه حل اولیه تاکید کرد
[ترجمه گوگل]نماینده سازمان ملل متحد تاکید کرد که ضرورت یک راه حل اولیه است

12. His philosophy stressed the impermanence of the world.
[ترجمه ترگمان]فلسفه او بر impermanence جهان تاکید کرد
[ترجمه گوگل]فلسفه او بر بی ثباتی جهان تأکید کرد

13. 'Potato' is stressed on the second syllable.
[ترجمه ترگمان]سیب زمینی بر روی سیلاب دوم تاکید می شود
[ترجمه گوگل]سیب زمینی بر روی هجای دوم تاکید می شود

14. The prime minister stressed the need to present a united front .
[ترجمه ترگمان]نخست وزیر بر نیاز به ارائه یک جبهه متحد تاکید کرد
[ترجمه گوگل]نخست وزیر بر ضرورت ارائه یک جبهه متحد تأکید کرد

15. He was feeling very stressed and tired.
[ترجمه ترگمان]او بسیار مضطرب و خسته بود
[ترجمه گوگل]او خیلی تحت تأثیر قرار گرفت و خسته شد

پیشنهاد کاربران

مؤرد تأکید قرار گرفته

تحت تنش قرار گرفتن

نگران و مضطرب

مضطرب، استرس زده، ( در زبانشناسی: ) استرس دار، تکیه دار

تاکید کرد

۱. مضطرب . نگران .
۲. تکیه و فشارروی یک حرف یا کلمه برای تاکید بیشتر هنگام صحبت.

اضطراب_ استرس

تحت فشار

تاکید داشتن
مورد توجه بیش از حد قرار گرفتن

استرس

نگران، مظطرب


کلمات دیگر: