کلمه جو
صفحه اصلی

spell out


1- با اشکال خواندن، بریده بریده خواندن 2- پی بردن، درک کردن 3- با دقت توضیح دادن

انگلیسی به فارسی

هجی کردن، بریده بریده خواندن


واضح توضیح دادن


انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to describe or explain in detail, so as to make unmistakably clear.
مشابه: detail, explain

(2) تعریف: to puzzle out by, or as if by, reading one letter at a time.

• read slowly letter by letter; make clear, explain in detail; figure out through careful study

مترادف و متضاد

clarify, explain


Synonyms: break down, brief, clear up, clue in, decipher, decode, define, describe, diagram, draw a map, expound, fill someone in, get across, go into detail, illustrate, interpret, justify, make plain, point out, put across, put in plain English, teach, tell, throw light upon, translate, unfold, unravel, untangle


Form (a word) from its component letters


جملات نمونه

1. Few men now spell out the word "maths".
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر تعداد کمی از مردان کلمه \"ریاضیات\" را هجی می کنند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر چند نفر از کلمه 'ریاضیات' را بیان می کنند

2. Be assertive and spell out exactly how you feel.
[ترجمه ترگمان]قاطع باشید و دقیقا مشخص کنید که چه احساسی دارید
[ترجمه گوگل]ببخشید و دقیقا همانطور که احساس می کنید، طلسم کنید

3. I never have to spell out my first name.
[ترجمه ترگمان] هیچوقت مجبور نیستم اسم اولم رو تلفظ کنم
[ترجمه گوگل]من هرگز نباید نام من را اصلاح کنم

4. The government has so far refused to spell out its plans/policies.
[ترجمه ترگمان]دولت تاکنون از اجرای برنامه ها و سیاست های خود خودداری کرده است
[ترجمه گوگل]حکومت تا کنون از برنامه / سیاست خود بی خبر بوده است

5. I think it's better to spell out all to you.
[ترجمه ترگمان]فکر می کنم بهتر باشه همه چیز رو به تو افسون کنیم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم بهتر است همه چیز را به شما تعریف کنیم

6. Let me spell out why we need more money.
[ترجمه ترگمان] بذار بفهمم که چرا پول بیشتری لازم داریم
[ترجمه گوگل]به من بگویید که چرا ما پول بیشتری نیاز داریم

7. Can you spell out my meaning?
[ترجمه ترگمان]میتونی معنی منو هجی کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانم معنی خود را طلسم کنم؟

8. Note Whenever possible spell out your terms clearly with actual dates on all invoices and statements.
[ترجمه ترگمان]توجه داشته باشید که هر زمان ممکن است عبارات شما را به روشنی با تاریخ های واقعی بر روی تمام فاکتورها و بیانیه ها مشخص کنید
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید هر زمان که ممکن است اصطلاحات خود را به وضوح با تاریخ واقعی در تمام فاکتورها و اظهارات طلسم

9. He tries to spell out how we do it.
[ترجمه ترگمان] اون سعی می کنه طلسمی رو اجرا کنه که ما چطوری این کارو می کنیم
[ترجمه گوگل]او تلاش می کند که این کار را انجام دهد

10. He needs to spell out why a tax cut is going to help the average family of four.
[ترجمه ترگمان]او باید بداند که چرا یک کاهش مالیاتی به خانواده متوسط چهار نفر کمک می کند
[ترجمه گوگل]او نیاز به توضیح دارد که چرا کاهش مالیات در حال کمک به خانواده متوسط ​​چهار است

11. It is essential to spell out some realistic goals.
[ترجمه ترگمان]انجام برخی از اهداف واقع گرایانه ضروری است
[ترجمه گوگل]برای اهداف واقع گرایانه اهمیت دارد

12. It was too much trouble to spell out the sub-titles.
[ترجمه ترگمان]این برای سحر و جادو برای سحر و جادو خیلی مشکل بود
[ترجمه گوگل]این مسئله بسیار مشکل بود که عناوین زیر را تعریف کرد

13. All he wants is to ask me to spell out the features of the new product.
[ترجمه ترگمان]تنها چیزی که او می خواهد این است که از من بخواهد ویژگی های محصول جدید را هجی کنم
[ترجمه گوگل]همه او می خواهد از من بپرسد که ویژگی های محصول جدید را تعریف کند

14. Roosevelt did not spell out the details.
[ترجمه ترگمان] روزولت \"از جزئیات خبر نداشت\"
[ترجمه گوگل]روزولت جزئیات را تکذیب کرد

پیشنهاد کاربران

بصورت شفاف و با جزییات توضیح دادن، جزء به جز، تشریح کردن، مو به مو بیان کردن،

رک و راست گفتن

برملا شدن

بازگو کردن

توضیح دادن و بیان کردن با جزئیات

1. هجی کردن 2. توضیح دادن، شرح دادن، با صراحت بیان کردن

بازگویش، بازگویی، تاکید بر
spell out the rules
بازگویش ضوابط، بازگویی ضوابط، تاکید بر ضوابط


کلمات دیگر: