صفحه اصلی
subsistance
بستن
جملات نمونه
پیشنهاد کاربران
جملات نمونه
1. his patrimony was enough for a subsistance
ارث پدری او برای گذرانش کافی بود.
پیشنهاد کاربران
بقا
گذراندن، امرار معاش
معیشت
کلمات دیگر: