کلمه جو
صفحه اصلی

stuffed animal

انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a soft toy made in the shape of an animal, filled with material such as synthetic or natural fibers, small beans, or tiny plastic pellets.

- Her giraffe and her teddy bear are my daughter's favorite stuffed animals.
[ترجمه جواد حاجیلو] زرافه و بچه خرس عروسکی دخترم, حیوانات عروسکی مورد علاقش هستند
[ترجمه کیمیا] زرافه و بچه خرس دختر من عروسک های مورد علاقه ی او هستند
[ترجمه Aram Zarouni] عروسک های مورد علاقه ی دخترم، عروسک خرسی به نام تدی و زرافه هستند
[ترجمه mehdi] زرافه و خرس عروسکیش ( او ) ، حیوانات عروسکی مورد علاقه دخترم هستند
[ترجمه ترگمان] زرافه و خرس تدی حیوانات مورد علاقه دختر من هستند
[ترجمه گوگل] زرافه او و خرس عروسکی او، حیوانات مورد علاقه دختر من هستند

• furry toy animal, animal skin that has been filled with stuffing

پیشنهاد کاربران

The dolls thoes made by some thing that is so soft and cuty

حیوانات مصنوعی

حیوانات عروسکی

حیواناتی که با الیاف طبیعی یا مصنوعی پر شده اند .

حیوانات عروسکی پارچه ای که از منسوجات و الیاف نرم پر شده اند که در آغوش گرفتن آنها توسط کودکان لذت بخش است.

حیواناتی که با الیاف پر شده اند


حیوان شکم پر

عروسک حیوانی شکم پر

حیوان الیافی

عروسک ب شکل حیوان ، حیوان مصنوعی

حیوان غیر طبیعی

عروسک حیوانات که از الیاف و مواد نرمی ساخته شده است
A toy animal covered and filled with soft material
Eg: Stuffed rabbit
معنای مثال: عروسک خرگوش

حیوان عروسکی
پوست حیوان یا پارچه ای که با چیزی مانند پشم یا پنبه پر شده اند

همون شاخسین خودمون

حیوان دل ازپوشال - مانند خرس دل ازپوشال، شاهین دل ازپوشال


کلمات دیگر: