کلمه جو
صفحه اصلی

split hairs


موشکافی کردن، به جزئیات (غیرضروری) پرداختن، مو از ماست کشیدن، وارد جزئیات کم اهمیت شدن

انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to make petty or needlessly fine distinctions.
مشابه: quibble

• debate, make tiny distinctions

پیشنهاد کاربران

My boss is always splitting hairs when I talk to him about something important.

رئیس من همیشه وقتی با او درباره چیز مهمی حرف می زنم مو از ماست بیرون می کشد.

مته به خشخاش گذاشتن


کلمات دیگر: