کلمه جو
صفحه اصلی

stolen


اسم مفعول: steal، اسم مفعول فعل steal

انگلیسی به فارسی

قسمت سوم فعل Steal


انگلیسی به انگلیسی

( verb )
• : تعریف: past participle of steal.

• robbed, taken without permission
stolen is the past participle of steal.

Infinitive: steal, Simple Past: stole


جملات نمونه

1. stolen property
مال سرقت شده

2. the stolen articles were found
اشیای (اقلام) مسروقه پیدا شد.

3. the stolen glances which the lovers shot at each other
نگاه های دزدکی که عشاق به هم می کردند.

4. the stolen jewellery was recovered
جواهرات سرقت شده باز ستانده شد.

5. the stolen property was restored to its owner
اموال سرقت شده به مالک آن مسترد شد.

6. he has not stolen anything
او چیزی ندزدیده است.

7. my pen was stolen
قلم مرا دزدیدند.

8. the recovery of stolen rugs
بازیابی فرش های مسروقه

9. all the church plate was stolen
تمام ظروف فلزی کلیسا را دزدیدند.

10. he was deceived into buying stolen goods
با فریب به او مال دزدی فروختند.

11. those who were trafficking in stolen goods were arrested
آنهایی که کالاهای مسروقه را خرید و فروش می کردند بازداشت شدند.

12. bank robbers sped off in a stolen car
بانک دزدان با اتومبیل مسروقه به سرعت فرار کردند.

13. the sister to this candlestick has been stolen
جفت این شمعدانی را دزدیده اند.

14. the thieves couldn't shift any of the stolen radios
دزدان نتوانستند هیچکدام از رادیوهای مسروقه را آب کنند.

15. they forced him to hand over the stolen money
او را وادار کردند که پول دزدی شده را پس بدهد.

16. two weeks ago, he disposed of the stolen goods at a low price
دو هفته پیش کالاهای مسروقه را به قیمت ارزان رد کرد (فروخت).

17. the frantic yells of a giant whose child had been stolen
نعره های دیوانه وار دیوی که بچه ی او را دزدیده بودند

18. Have you no scruples about buying stolen goods?
[ترجمه ترگمان]آیا هیچ scruples در مورد خرید اجناس دزدی ندارید؟
[ترجمه گوگل]آیا شما در مورد خرید محصولات به سرقت رفته اید؟

19. The stolen document was soon restored to the owner.
[ترجمه ترگمان]این سند به سرقت رفته به زودی به صاحب آن بازگردانده شد
[ترجمه گوگل]سند دزدیده شده به زودی برای صاحب بازسازی شد

20. The possession of stolen property is a criminal offence.
[ترجمه ترگمان]دزدی اموال دزدی، اهانت criminal است
[ترجمه گوگل]مالکیت اموال سرقت شده یک جرم جنایی است

21. Stolen pleasures are sweet [sweetest].
[ترجمه ترگمان] لذت های دزدی خیلی شیرین هستن
[ترجمه گوگل]لذت های سرقت شده شیرین [شیرین ترین] است

22. Stolen waters are sweet.
[ترجمه ترگمان]آب های دزدی خیلی شیرین است
[ترجمه گوگل]آب های سرقت شده شیرین هستند

23. He sought reconciliation with those he had stolen from.
[ترجمه ترگمان]با کسانی که از آن دزدی کرده بودند آشتی کرده بود
[ترجمه گوگل]او به دنبال آشتی با کسانی بود که از آن ربودند

پیشنهاد کاربران

دزدیده شده

مسروقه

دزدیده شده ، سرقت شده ، مسروقه، به فنا رفته

stoling means taking something without any permission and this is robberies work


کلمات دیگر: