کلمه جو
صفحه اصلی

sum total


معنی : مجموع، جمع کل
معانی دیگر : سرجمع، سر مجموع

انگلیسی به فارسی

جمع کل، سرجمع، مجموع


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the total amount.
مشابه: aggregate, total, whole

- After all my effort, the sum total of my profits was one dollar.
[ترجمه ترگمان] بعد از تمام تلاش من، مجموع سود من یک دلار بود
[ترجمه گوگل] پس از تمام تلاش های من، مجموع سود من یک دلار بود

• overall, final sum including everything; total amount for payment
the sum total of a number of things is all the things added or considered together.

مترادف و متضاد

مجموع (اسم)
complex, aggregate, altogether, sum, summation, sum total, totality

جمع کل (اسم)
gross, total, sum total, entirety

جملات نمونه

1. That small room contained the sum total of the family's possessions.
[ترجمه ترگمان]آن اتاق کوچک، مجموع دارایی خانواده بود
[ترجمه گوگل]این اتاق کوچک شامل مجموع اموال خانواده بود

2. That's the sum total of my knowledge about it.
[ترجمه ترگمان]تمام اطلاعات من در این مورد است
[ترجمه گوگل]این جمع کل دانش من در مورد آن است

3. The sum total of my knowledge of biology is not impressive.
[ترجمه ترگمان]مجموع دانش من در مورد بیولوژی تاثیر گذار نیست
[ترجمه گوگل]مجموع دانش من از زیست شناسی قابل توجه نیست

4. It's the sum total of what you eat over a long period that matters and not what you consume in a day.
[ترجمه ترگمان]این مجموع چیزی است که شما در طول یک مدت طولانی می خورید و این چیزی نیست که شما در یک روز مصرف می کنید
[ترجمه گوگل]این مجموعی از آنچه شما در طول یک دوره طولانی می خورید مهم است و نه آنچه که در یک روز مصرف می کنید

5. Everything was lost; the entire sum total of human existence was gone for ever.
[ترجمه ترگمان]همه چیز از دست رفته بود و تمام وجود بشری برای همیشه از بین رفته بود
[ترجمه گوگل]همه چیز گم شد مجموع مجموع موجودات انسانی برای همیشه رفته بود

6. That was the sum total of my formal education for the craft.
[ترجمه ترگمان]این مجموع تحصیلات رسمی من برای این صنعت بود
[ترجمه گوگل]این مبلغ کل آموزش رسمی من برای صنایع دستی بود

7. The sum total of data connected with metalworking is hardly a representative guide to such industry or exchange.
[ترجمه ترگمان]مجموع مجموع اطلاعات مربوط به فلز کاری، به سختی یک راهنمای نمایندگی برای این صنعت یا مبادله است
[ترجمه گوگل]مجموع داده های متصل به فلزکاری تقریبا یک راهنمای نمایشی برای چنین صنعت یا ارز است

8. The sum total of individual votes ought therefore to promote the utilitarian objective of the greatest happiness of the greatest number.
[ترجمه ترگمان]بنابراین مجموع رای های فردی باید هدف سود گرایانه ترین و بزرگ ترین سعادت را ارتقا دهد
[ترجمه گوگل]بنابراین کل آراء فردی باید هدف بزرگتری از بزرگترین خوشبختی از بزرگترین تعداد را ارتقا دهد

9. The sum total of their daily offering of music in worship far exceeds that of the cathedrals.
[ترجمه ترگمان]مبلغ کل عرضه روزانه آن ها از موسیقی به مراتب بیشتر از کلیساهای جامع است
[ترجمه گوگل]مجموع مبلغ روزانه خود را از موسیقی در عبادت بسیار بالاتر از کلیسای کاتولیک است

10. The built environment therefore equates to the sum total of all the assembled items which surround us, both natural and man-made.
[ترجمه ترگمان]بنابراین محیط ساخته شده معادل مجموع کل آیتم های مونتاژ شده که ما را احاطه کرده، هم طبیعی و هم انسان ساخته شده است
[ترجمه گوگل]محیط ساخته شده به این ترتیب برابر با مجموع مجموع اقلام مونتاژ شده است که ما را احاطه کرده است، هر دو طبیعی و انسان ساخته شده است

11. Is that the sum total of the charges against me?
[ترجمه ترگمان]آیا این مبلغ کل اتهامات علیه من است؟
[ترجمه گوگل]آیا مجموع کل اتهامات من علیه من است؟

12. Without sounding exactly like anything else, however, its sum total was more a collection of echoes than a consistent voice.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، بدون اینکه درست مثل هر چیز دیگر حرف بزند، مجموع این رقم بیشتر از یک صدای متفاوت بود
[ترجمه گوگل]با این وجود، بدون صدایی دقیقا مثل هر چیز دیگری، مجموع کل آن بیشتر از صدای سازگار بود

13. They create the illusion that they are the sum total of their own accomplishments.
[ترجمه ترگمان]آن ها این توهم را ایجاد می کنند که آن ها مجموع دستاوردهای خود هستند
[ترجمه گوگل]آنها توهمی ایجاد می کنند که مجموعی از دستاوردهای خودشان است

14. What is the sum total of all members in Taiwan?
[ترجمه ترگمان]مجموع تمام اعضا در تایوان کدام است؟
[ترجمه گوگل]مجموع کل اعضای تایوان چیست؟

15. Cultural environment is the sum total of human existence and social development.
[ترجمه ترگمان]محیط فرهنگی مجموع کل موجودیت انسانی و توسعه اجتماعی است
[ترجمه گوگل]محیط فرهنگی مجموعی از وجود انسان و توسعه اجتماعی است

پیشنهاد کاربران

تعداد کل، مقدار کل


کلمات دیگر: