خرد کامپیوتر، ریزرایانه، ریزکامپیوتر
microcomputer
خرد کامپیوتر، ریزرایانه، ریزکامپیوتر
انگلیسی به فارسی
ریز کامپیوتر
میکرو کامپیوتر، ریز کامپیوتر
انگلیسی به انگلیسی
• personal computer, computer that processes data with a microprocessor (computers)
mini-computer, laptop or calculator
a micro-computer is a small computer, that is usually used by one person in a small business, a school, or in the home.
mini-computer, laptop or calculator
a micro-computer is a small computer, that is usually used by one person in a small business, a school, or in the home.
دیکشنری تخصصی
[حسابداری] میکرو کامپیوتر، کامپیوتر کوچک
[کامپیوتر] میکرو کامپیوتر، ریز کامپیوتر . - ریزکامپیوتر، میکروکامپیوتر - کامپیوتری که CPU آن یک مدار مجتمع منفرد به نام ریزپردازنده دارد. معمولاً هر کامپیوتری در هر لحظه فقط توسط یک فرد مورد استفاده قرار می گیرد. تمام کامپیوترهای خانگی از نوع ریزکامپیوتر هستند. نگاه کنید به microprocessor ; integrated circuit .
[برق و الکترونیک] ریز کامپیوتر 1. کامپیوتری با واحد پردازش مرکزی ( CPU ) که یک ریز پردازنده است . مثلاً کامپیوترهای شخصی ( PC) و ایستگاههای کاری مهندسی 2. ممکن است این واژه به یک ریز کنترل کننده نیز اطلاق شود. - ریز کامپیوتر
[ریاضیات] ریزکامپیوتر، خردکامپیوتر، ریزرایانه، ریزرایانگر
[کامپیوتر] میکرو کامپیوتر، ریز کامپیوتر . - ریزکامپیوتر، میکروکامپیوتر - کامپیوتری که CPU آن یک مدار مجتمع منفرد به نام ریزپردازنده دارد. معمولاً هر کامپیوتری در هر لحظه فقط توسط یک فرد مورد استفاده قرار می گیرد. تمام کامپیوترهای خانگی از نوع ریزکامپیوتر هستند. نگاه کنید به microprocessor ; integrated circuit .
[برق و الکترونیک] ریز کامپیوتر 1. کامپیوتری با واحد پردازش مرکزی ( CPU ) که یک ریز پردازنده است . مثلاً کامپیوترهای شخصی ( PC) و ایستگاههای کاری مهندسی 2. ممکن است این واژه به یک ریز کنترل کننده نیز اطلاق شود. - ریز کامپیوتر
[ریاضیات] ریزکامپیوتر، خردکامپیوتر، ریزرایانه، ریزرایانگر
جملات نمونه
1. A newly - devised microcomputer can act as a guide to a blind person.
[ترجمه ترگمان]یک میکرو کامپیوتر که به تازگی طراحی شده است می تواند به عنوان راهنما برای یک فرد نابینا عمل کند
[ترجمه گوگل]یک میکرو رایانه جدید طراحی شده می تواند به عنوان یک راهنمای برای یک فرد کور عمل کند
[ترجمه گوگل]یک میکرو رایانه جدید طراحی شده می تواند به عنوان یک راهنمای برای یک فرد کور عمل کند
2. A typical microcomputer will have 48K or 64K of memory i. e. 48 or 64 Kilobytes or 4000 bytes.
[ترجمه ترگمان]یک میکرو کامپیوتر معمولی ۴۸ K یا ۶۴ K حافظه i دارد ای ۶۴ یا ۶۴ بایت یا ۴۰۰۰ بایت
[ترجمه گوگل]یک میکرو رایانه معمولی 48K یا 64K حافظه i دارد e 48 یا 64 کیلوبایت یا 4000 بایت
[ترجمه گوگل]یک میکرو رایانه معمولی 48K یا 64K حافظه i دارد e 48 یا 64 کیلوبایت یا 4000 بایت
3. The report will outline what the microcomputer is to be used for and which microcomputer hardware and software will be needed.
[ترجمه ترگمان]این گزارش نحوه استفاده از میکرو کامپیوتر را مشخص خواهد کرد و سخت افزار و نرم افزار میکرو کامپیوتر مورد نیاز خواهد بود
[ترجمه گوگل]در این گزارش مشخص خواهد شد که چه میکرو رایانه مورد استفاده قرار گیرد و چه سخت افزار و نرم افزار میکرو کامپیوتر مورد نیاز باشد
[ترجمه گوگل]در این گزارش مشخص خواهد شد که چه میکرو رایانه مورد استفاده قرار گیرد و چه سخت افزار و نرم افزار میکرو کامپیوتر مورد نیاز باشد
4. Whether the teacher regularly uses the microcomputer in his classroom.
[ترجمه ترگمان]این که معلم به طور مرتب از microcomputer در کلاسش استفاده کند یا نه
[ترجمه گوگل]آیا معلم به طور منظم از میکرو کامپیوتر در کلاس خود استفاده می کند
[ترجمه گوگل]آیا معلم به طور منظم از میکرو کامپیوتر در کلاس خود استفاده می کند
5. A hard disk enables the microcomputer to store vast amounts of information on disk.
[ترجمه ترگمان]دیسک سخت، microcomputer را قادر می سازد تا مقادیر زیادی اطلاعات را در دیسک ذخیره کند
[ترجمه گوگل]هارد دیسک می تواند میکرو رایانه برای ذخیره اطلاعات وسیع بر روی دیسک
[ترجمه گوگل]هارد دیسک می تواند میکرو رایانه برای ذخیره اطلاعات وسیع بر روی دیسک
6. It may be helpful to use a microcomputer for this purpose.
[ترجمه ترگمان]استفاده از یک میکرو کامپیوتر برای این منظور ممکن است مفید باشد
[ترجمه گوگل]ممکن است مفید باشد برای استفاده از یک میکرو رایانه برای این منظور
[ترجمه گوگل]ممکن است مفید باشد برای استفاده از یک میکرو رایانه برای این منظور
7. With the advent of the microcomputer, managers now can input and analyze their own data.
[ترجمه ترگمان]با ظهور of، مدیران اکنون می توانند داده های خود را وارد و تحلیل کنند
[ترجمه گوگل]با ظهور میکرو رایانه، مدیران اکنون می توانند اطلاعات خود را وارد و تجزیه و تحلیل کنند
[ترجمه گوگل]با ظهور میکرو رایانه، مدیران اکنون می توانند اطلاعات خود را وارد و تجزیه و تحلیل کنند
8. If small groups of say three pupils per microcomputer, the teacher has to decide whether the program will run without intervention.
[ترجمه ترگمان]اگر گروه های کوچکی از سه دانش آموز در هر microcomputer، معلم باید تصمیم بگیرد که آیا این برنامه بدون مداخله اجرا خواهد شد یا خیر
[ترجمه گوگل]اگر گروه های کوچک می گویند سه دانش آموز در هر میکرو کامپیوتر، معلم باید تصمیم بگیرد که آیا برنامه بدون مداخله اجرا خواهد شد
[ترجمه گوگل]اگر گروه های کوچک می گویند سه دانش آموز در هر میکرو کامپیوتر، معلم باید تصمیم بگیرد که آیا برنامه بدون مداخله اجرا خواهد شد
9. Leyland designed the microcomputer which controls the ratios.
[ترجمه ترگمان]Leyland، میکرو کامپیوتر را طراحی کرد که نسبت ها را کنترل می کند
[ترجمه گوگل]Leyland میکرو رایانه ای را طراحی کرد که نسبت ها را کنترل می کند
[ترجمه گوگل]Leyland میکرو رایانه ای را طراحی کرد که نسبت ها را کنترل می کند
10. C. . The microcomputer is the vanguard of a whole range of microprocessor based technologies.
[ترجمه ترگمان]سی The، پیشگامان یک مجموعه کامل از تکنولوژی های مبتنی بر ریزپردازنده است
[ترجمه گوگل]C میکرو رایانه پیشرو در کل طیف وسیعی از تکنولوژی های مبتنی بر ریزپردازنده است
[ترجمه گوگل]C میکرو رایانه پیشرو در کل طیف وسیعی از تکنولوژی های مبتنی بر ریزپردازنده است
11. Report generation using a stand alone microcomputer with a word-processing program has already proved invaluable in many company departments, including personnel.
[ترجمه ترگمان]نسل گزارش با استفاده از یک موضع به تنهایی، میکرو کامپیوتر با یک برنامه پردازش کلمه، در بسیاری از بخش های شرکت، از جمله پرسنل، بسیار ارزشمند است
[ترجمه گوگل]تولید گزارش با استفاده از یک میکرو رایانه ای مستقل با یک برنامه پردازش متن، در بسیاری از بخش های شرکت، از جمله پرسنل، ارزشمند است
[ترجمه گوگل]تولید گزارش با استفاده از یک میکرو رایانه ای مستقل با یک برنامه پردازش متن، در بسیاری از بخش های شرکت، از جمله پرسنل، ارزشمند است
12. In recent years a number of microcomputer software packages have been written to assist the searcher in carrying out online information retrieval.
[ترجمه ترگمان]در سال های اخیر تعدادی از بسته های نرم افزاری microcomputer برای کمک به searcher در اجرای بازیابی اطلاعات آنلاین نوشته شده است
[ترجمه گوگل]در سال های اخیر تعدادی از بسته های نرم افزاری میکرو کامپیوتر برای کمک به جستجوگر در انجام بازیابی اطلاعات آنلاین نوشته شده است
[ترجمه گوگل]در سال های اخیر تعدادی از بسته های نرم افزاری میکرو کامپیوتر برای کمک به جستجوگر در انجام بازیابی اطلاعات آنلاین نوشته شده است
13. The microcomputer which is usually recognized as the part with the keyboard on top is the workhorse of the system.
[ترجمه ترگمان]میکرو کامپیوتر که معمولا به عنوان بخشی با صفحه کلید روی بالا شناخته می شود، کارا بارکش سیستم است
[ترجمه گوگل]میکرو رایانه ای که معمولا به عنوان بخشی با صفحه کلید شناخته می شود، اسباب بازی سیستم است
[ترجمه گوگل]میکرو رایانه ای که معمولا به عنوان بخشی با صفحه کلید شناخته می شود، اسباب بازی سیستم است
14. Combined with microcomputer retrieval software, this allows powerful search features to be incorporated.
[ترجمه ترگمان]در ترکیب با نرم افزار بازیابی میکرو کامپیوتر، این اجازه می دهد تا ویژگی های جست و جوی قدرتمند ترکیب شوند
[ترجمه گوگل]همراه با نرم افزار بازیابی میکرو رایانه، این اجازه می دهد تا ویژگی های جستجوی قدرتمند گنجانده شود
[ترجمه گوگل]همراه با نرم افزار بازیابی میکرو رایانه، این اجازه می دهد تا ویژگی های جستجوی قدرتمند گنجانده شود
پیشنهاد کاربران
a computer that fits on a table or desk
microcomputer ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: ریزرایانه
تعریف: رایانهای که پردازندۀ آن معمولاً از یک تراشه تشکیل شود
واژه مصوب: ریزرایانه
تعریف: رایانهای که پردازندۀ آن معمولاً از یک تراشه تشکیل شود
کلمات دیگر: