• dying, having a limited amount of time left to live
lives on borrowed time
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
اجل کسی نزدیک بودن؛مرگ کسی نزدیک بودن
اجل کسی نزدیک بودن
در زمان وام گرفته شده زندگی می کند
وقت اضافه
قاچاقی زندگی کردن. کنایه از این که از مرگ فرار کرده
کلمات دیگر: