1. the elephants' stampede levelled the village to the ground
رمش فیل ها دهکده را با خاک یکسان کرد.
2. . . . zebras and wild game will not stampede it
(فردوسی). . . بر او گور و نخجیر پی نسپرد
3. if you spook a herd it will stampede everything in its path
اگر گله را رم بدهی همه چیزهای جلو راهش را لگدکوب خواهد کرد.
4. the fire in the movie house caused a stampede toward the doors
آتش سوزی در سینما موجب هجوم مردم به درها شد.
5. There was a stampede of panic - stricken crowd from the burning hotel.
[ترجمه ترگمان]جمعیت وحشت زده در هتل می سوخت
[ترجمه گوگل]یک ترس از جمعیت ترسناک از هتل سوزان وجود داشت
6. Several children were pushed over in the stampede.
[ترجمه ترگمان]چند کودک در میان جمعیت به راه افتادند
[ترجمه گوگل]چندین کودک در تیراندازی تحت فشار قرار گرفتند
7. Two shoppers were injured in the stampede as shop doors opened on the first day of the sale.
[ترجمه ترگمان]در روز اول فروش، دو خریدار در میان ازدحام به شدت زخمی شدند
[ترجمه گوگل]دو نفر از خریداران در جریمه مجروح شدند، زیرا درب های مغازه در روز اول فروش باز شد
8. There was a stampede for the exit.
[ترجمه ترگمان]در خروجی همه جا را فرا گرفته بود
[ترجمه گوگل]برای خروج یک قاچاقچی وجود داشت
9. There was a stampede towards the stage when the singer appeared.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که خواننده ظاهر شد صدای پا به گوش رسید
[ترجمه گوگل]هنگامی که خواننده ظاهر شد، به سمت صحنه ضربه زد
10. In the confusion and stampede that is bound to occur, the young elephants may easily get trampled or crushed.
[ترجمه ترگمان]در هرج و مرج و ازدحام که ممکن است رخ دهد، فیل های جوان ممکن است به راحتی زیر پا له یا له شوند
[ترجمه گوگل]فیلسوفان جوان می توانند به راحتی از بین بروند یا خرد شوند
11. Competitors are hoping for a stampede of unhappy customers from the troubled bank.
[ترجمه ترگمان]رقبا امیدوارند که مشتریان ناراضی از بانک مشکل دار دست به دست هم بدهند
[ترجمه گوگل]رقبا انتظار دارند که مشتریان ناراضی از بانک مشکل پیدا کنند
12. Commuters die in stampede A stampede in a stairway at a railway station in Johannesburg killed seven people and injured eight others.
[ترجمه ترگمان]Commuters در حال کشته شدن در یک پلکان در یک ایستگاه راه آهن در ژوهانسبورگ جان هفت نفر را گرفت و هشت تن دیگر را زخمی کرد
[ترجمه گوگل]آمریکا در اثر تیراندازی به قتل رسیده است که در یک راهرو در ایستگاه راه آهن یوهانسبورگ، هفت نفر کشته و هشت تن دیگر زخمی شدند
13. The photographers looked ready to stampede.
[ترجمه ترگمان]عکاسان حاضر به دویدن بودند
[ترجمه گوگل]عکاسان آماده ظهور بودند
14. But the Stampede atmosphere pervades the city.
[ترجمه ترگمان]اما the Stampede در شهر نفوذ کرده بود
[ترجمه گوگل]اما فضای تیرگی شهر را فرا می گیرد
15. Intel finally conceded that its stampede of product announcements confounded at least as many people as it enlightened.
[ترجمه ترگمان]اینتل در نهایت تصدیق کرد که دست بر روی آگهی های محصول، حداقل به اندازه بسیاری از مردم روشنفکر است
[ترجمه گوگل]در نهایت اینتل بر این عقیده بود که اعتراضاتش در مورد اعلامیه های محصول حداقل به همان اندازه که مردم آن را روشن کرده اند، از بین رفته اند