کلمه جو
صفحه اصلی

sold on

پیشنهاد کاربران

عامیانه ) اشتیاق فراوان داشتن، enthusiastic، keen, علاقه مند، ( بیشتر این نوع علاقه در مورد اشیاء بیجان است مثل ماشین و. . . I am sold on this beautiful car من عاشق این ماشین زیبا هستم

( اصطلاح ) متقاعد شدن، پی بردن به ارزش چیزی یا کسی.

- مطمئن بودن از بابت ( عملکرد، درستی، صداقت ) کسی یا چیزی
- اطمینان خاطر داشتن
- وقتی دلت قرصه از بابت کسی یا چیزی
- باور و اعتقاد داشتن

I’m now sold on a deep commitment to a win - win. I will do a deal that I win and the other
. party wins


کلمات دیگر: