زیر نوع
subtype
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: combined form of type.
• secondary type, subordinate type
جملات نمونه
1. Subtype E already has infected at least 15 million heterosexual men, women and children.
[ترجمه ترگمان]subtype ای در حال حاضر حداقل ۱۵ میلیون مرد، زن و کودک را آلوده کرده است
[ترجمه گوگل]نوع زیر E در حال حاضر حداقل 15 میلیون نفر از مردان، زنان و کودکان را آلوده کرده است
[ترجمه گوگل]نوع زیر E در حال حاضر حداقل 15 میلیون نفر از مردان، زنان و کودکان را آلوده کرده است
2. We administered standard questionnaires, did physical examinations, and took blood samples for lymphocyte subtyping.
[ترجمه ترگمان]ما پرسشنامه های استاندارد انجام دادیم، آزمون های فیزیکی انجام دادیم و نمونه های خونی را برای lymphocyte subtyping گرفتیم
[ترجمه گوگل]ما پرسشنامه های استاندارد را امتحان کردیم، انجام معاینات فیزیکی کردیم و نمونه های خون را برای زیرتیپ لنفوسیت ها گرفتیم
[ترجمه گوگل]ما پرسشنامه های استاندارد را امتحان کردیم، انجام معاینات فیزیکی کردیم و نمونه های خون را برای زیرتیپ لنفوسیت ها گرفتیم
3. Within this second class, there are two subtypes.
[ترجمه ترگمان]در این کلاس دوم، دو نوع زیرمجموعه وجود دارد
[ترجمه گوگل]در این کلاس دوم، دو نوع زیر وجود دارد
[ترجمه گوگل]در این کلاس دوم، دو نوع زیر وجود دارد
4. Like professional courses, academic courses come in several sub-types.
[ترجمه ترگمان]دوره های آموزشی نیز مانند دوره های حرفه ای، در چندین نوع فرعی انجام می شوند
[ترجمه گوگل]مانند دوره های حرفه ای، دوره های آکادمیک در چند نوع زیر وجود دارد
[ترجمه گوگل]مانند دوره های حرفه ای، دوره های آکادمیک در چند نوع زیر وجود دارد
5. Refine and expand the epidemiologic applications of new techniques for typing / subtyping emerging pathogens.
[ترجمه ترگمان]Refine و گسترش برنامه های کاربردی تکنیک های جدید برای تایپ کردن پاتوژن های نوظهور
[ترجمه گوگل]برنامه های اپیدمیولوژیک تکنیک های جدید تایپ کردن / subtyping پاتوژن های در حال ظهور را اصلاح و گسترش دهید
[ترجمه گوگل]برنامه های اپیدمیولوژیک تکنیک های جدید تایپ کردن / subtyping پاتوژن های در حال ظهور را اصلاح و گسترش دهید
6. Harlequin ichthyosis ( HI ) is a severe subtype of autosomal recessive congenital ichthyoses ( ARCI ) .
[ترجمه ترگمان]Harlequin ichthyosis (حزب اسلامی)یک نوع (subtype)شدید از ichthyoses مغلوب اتوزومال مغلوب (ARCI)است
[ترجمه گوگل]اچتیروس ارلکین (HI) یک زیرمجموع شدید از اچاتیوز مادرزادی اتوزومی مغلوب (ARCI) است
[ترجمه گوگل]اچتیروس ارلکین (HI) یک زیرمجموع شدید از اچاتیوز مادرزادی اتوزومی مغلوب (ARCI) است
7. Differentiation and subtype of DC is associated with initiating immune response or inducing immune anergy.
[ترجمه ترگمان]تمایز و subtype DC با آغاز پاسخ ایمنی یا تحریک anergy ایمنی مرتبط است
[ترجمه گوگل]تمایز و زیرمجموعه DC با شروع واکنش ایمنی یا القا شدن آنژیوی ایمنی همراه است
[ترجمه گوگل]تمایز و زیرمجموعه DC با شروع واکنش ایمنی یا القا شدن آنژیوی ایمنی همراه است
8. It was also considered to be a subtype of pustular psoriasis, but there are different opinions.
[ترجمه ترگمان]این نوع پسوریازیس یا نوعی از پسوریازیس مشهور در نظر گرفته می شود، اما عقاید متفاوتی وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین در نظر گرفته شده بود به عنوان یک زیر شاخه از پسوریازیس پوسته پوسته شده است، اما نظرات مختلف وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین در نظر گرفته شده بود به عنوان یک زیر شاخه از پسوریازیس پوسته پوسته شده است، اما نظرات مختلف وجود دارد
9. Objective To characterize the role of muscarinic receptor subtype in the process of the morphine tolerance and dependence.
[ترجمه ترگمان]هدف مشخص کردن نقش نوع گیرنده muscarinic در فرآیند تحمل و وابستگی مورفین
[ترجمه گوگل]هدف: توصیف نقش زیرستاپی گیرنده muscarinic در روند تحمل و وابستگی مورفین
[ترجمه گوگل]هدف: توصیف نقش زیرستاپی گیرنده muscarinic در روند تحمل و وابستگی مورفین
10. The histological subtype was clear cell carcinoma in 40 cases, papillary RCC in 2 cases, chromophobe RCC in 2 cases, angiomyolipoma in 24 cases, adenoma in 1 case.
[ترجمه ترگمان]این نوع بافت histological در ۴۰ مورد، carcinoma RCC در ۲ مورد، chromophobe RCC در ۲ مورد، angiomyolipoma در ۲۴ مورد، adenoma در یک مورد است
[ترجمه گوگل]زیرمجموعه بافتی سلول های سرطانی روشن در 40 مورد، RCC پاپیلاری در 2 مورد، RCC کروموفب در 2 مورد، آنژیومیولیپوما در 24 مورد، آدنوم در 1 مورد بود
[ترجمه گوگل]زیرمجموعه بافتی سلول های سرطانی روشن در 40 مورد، RCC پاپیلاری در 2 مورد، RCC کروموفب در 2 مورد، آنژیومیولیپوما در 24 مورد، آدنوم در 1 مورد بود
11. Pirenzenpine is a relatively selective M1 subtype muscarinic receptor antagonist and used to treat digestive system ulcer.
[ترجمه ترگمان]Pirenzenpine یک نوع relatively ۱ selective muscarinic muscarinic است و برای درمان زخم سیستم گوارشی استفاده می شود
[ترجمه گوگل]پیرنزن پین یک آنتاگونیست گیرنده ی muscarinic subtype M1 نسبتا انتخابی است و برای درمان زخم سیستم گوارش استفاده می شود
[ترجمه گوگل]پیرنزن پین یک آنتاگونیست گیرنده ی muscarinic subtype M1 نسبتا انتخابی است و برای درمان زخم سیستم گوارش استفاده می شود
12. There are four histological subtypes of nasopharyngeal teratomas –dermoid, teratoid, true teratoma, and epignathic – of which the dermoid subtype comprises the majority.
[ترجمه ترگمان]چهار نوع فرعی بافتی بافتی از nasopharyngeal teratomas - dermoid، teratoid، teratoma حقیقی و epignathic - وجود دارد که شامل اکثریت است
[ترجمه گوگل]چهار نوع بافتی تراتوم بینی - دمیروئید، تراتوئید، تراتوم حقیقی و اپنجاتیک وجود دارد که نوع زیر پوست آن از اکثریت است
[ترجمه گوگل]چهار نوع بافتی تراتوم بینی - دمیروئید، تراتوئید، تراتوم حقیقی و اپنجاتیک وجود دارد که نوع زیر پوست آن از اکثریت است
13. Capabilities and management of a diskette drive, a subtype of media access device.
[ترجمه ترگمان]توانایی ها و مدیریت دیسک نرم دیسک نرم، یک نوع دستگاه دسترسی به رسانه
[ترجمه گوگل]توانایی ها و مدیریت یک درایو دیسک، یک زیر نوع دستگاه دسترسی به رسانه ها
[ترجمه گوگل]توانایی ها و مدیریت یک درایو دیسک، یک زیر نوع دستگاه دسترسی به رسانه ها
14. The subtype: so Jobs didn't have a nonfunctioning one, but from what I read (please google to double-check) he even had an insulinoma, which is actually the most common and best treatable type.
[ترجمه ترگمان]این نوع: بنابراین جابز یک nonfunctioning نداشت، اما از آنچه که من خواندم (لطفا برای دو بار چک کنید)حتی انسولینوما تشخیص داده شد، که در واقع رایج ترین و بهترین نوع درمان است
[ترجمه گوگل]شاخه ی زیر شاخهای از کار افتادگی نداشت، اما از آنچه که خواندید (لطفا گوگل را به دوبار چک کنید) حتی یک انسولینوم هم داشت، که در واقع شایع ترین و بهترین نوع قابل درمان است
[ترجمه گوگل]شاخه ی زیر شاخهای از کار افتادگی نداشت، اما از آنچه که خواندید (لطفا گوگل را به دوبار چک کنید) حتی یک انسولینوم هم داشت، که در واقع شایع ترین و بهترین نوع قابل درمان است
15. It may also be possible to extend the diagnostic discrimination using cytokeratin subtype classification, neuroendocrine status, or serological antibody titres.
[ترجمه ترگمان]همچنین ممکن است امکان گسترش تمایز تشخیصی با استفاده از طبقه بندی subtype subtype، وضعیت neuroendocrine یا آنتی بادی serological آنتی بادی ممکن باشد
[ترجمه گوگل]همچنین ممکن است تبعیض تشخیصی با استفاده از طبقه بندی زیر تیپ سیتوکراتین، وضعیت عصبی عضلانی و یا تیترهای آنتی بادی سرولوژیکی گسترش یابد
[ترجمه گوگل]همچنین ممکن است تبعیض تشخیصی با استفاده از طبقه بندی زیر تیپ سیتوکراتین، وضعیت عصبی عضلانی و یا تیترهای آنتی بادی سرولوژیکی گسترش یابد
پیشنهاد کاربران
زیرگونه
زیرشاخه، زیرگروه، زیرمجموعه
زیرمجموعه
زیر شاخه
زیر گروه
زیر مجموعه
زیر مجموعه
کلمات دیگر: