کلمه جو
صفحه اصلی

stowaway


معنی : مسافر قاچاق
معانی دیگر : (کسی که به خاطر نداشتن پول یا گذرنامه و غیره قاچاقی سوار کشتی یا هواپیما و غیره می شود و یا خود را از پیش در آن پنهان می کند) مسافر قاچاق، مسافر مخفی، 1- (در جای امن) انبار کردن، پنهان کردن، نهان کردن یا شدن 2- در خوراک یا نوشابه زیاده روی کردن، شتری بار کردن، پرخوری کردن، تا خرخره خوردن یا نوشیدن، 3- (به ویژه کشتی و هواپیما) قاچاقی سوار شدن، (برای مسافرت مجانی یا بی پاسپورت) در کشتی (یا هواپیما و غیره) پنهان شدن، مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره، مسافر قاچاق

انگلیسی به فارسی

(کسی که به خاطر نداشتن پول یا گذرنامه و غیره قاچاقی سوار کشتی یا هواپیما و غیره می‌شود و یا خود را از پیش در آن پنهان می‌کند ) مسافر قاچاق، مسافر مخفی


بی رحم، مسافر قاچاق


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a passenger who conceals himself or herself aboard a ship or airplane in order to ride free or elude pursuit.
عبارت ( phrase )
• : تعریف: to be a concealed passenger, as on a ship or airplane.

• one who hides himself on a ship or airplane in order to secure free transportation
a stowaway is a person who hides in a ship, plane, or other vehicle in order to make a journey without paying.

مترادف و متضاد

مسافر قاچاق (اسم)
stowaway

جملات نمونه

1. The stowaways are trying to raise the stakes by refusing to eat until they are given money and aid.
[ترجمه ترگمان]The تلاش می کنند با امتناع از غذا تا زمانی که به آن ها پول و کمک داده شود، از خوردن غذا جلوگیری کنند
[ترجمه گوگل]افراد بی رحمانه تلاش می کنند با نادیده گرفتن غذا، تا زمانی که به آنها پول و کمک داده می شود، افزایش یابد

2. The crew discovered the stowaway about two days into their voyage.
[ترجمه ترگمان]خدمه کشتی قاچاقی را در حدود دو روز در طول سفر خود کشف کردند
[ترجمه گوگل]خلبان هواپیمای بدون سرنشین حدود دو روز به سفر خود کشف کرد

3. The stowaway masqueraded as a crew member.
[ترجمه ترگمان] بار مسافرای قاچاق به عنوان عضوی از اعضای گروه
[ترجمه گوگل]بی رحمانه به عنوان یک عضو خدمه شناخته می شود

4. The journey's scarcely begun when he discovers a stowaway: Russell, a chubby, maladroit Wilderness Explorer Scout who's out to earn his Elderly Assistance Badge.
[ترجمه ترگمان]سفر به ندرت شروع می شود که او یک stowaway بار کشف کرد: راسل، یک ماشین chubby که بیرون آمده بود تا Elderly را به او نشان دهد
[ترجمه گوگل]سفر به ندرت آغاز می شود زمانی که او را کشف یک رادیوی راسل، یک چاق، ناوشکن Wilderness Explorer Scout که برای بدست آوردن کمک های سالخوردهاش کسب می کند، آغاز می کند

5. The pathogen is able to travel like a stowaway, remaining viable in the mud on shoes or tires and on crates and cages in which birds have been transported.
[ترجمه ترگمان]پاتوژن ها قادر به سفر به صورت قاچاقی، باقی ماندن در گل بر روی کفش یا تایر و در جعبه های و قفس هستند که در آن ها پرنده ها منتقل شده اند
[ترجمه گوگل]پاتوژن قادر است مانند یک بیقانونی سفر کند، در گلدان در کفش یا تایر و در جعبه ها و قفس هایی که پرنده ها حمل می شوند، باقی می ماند

6. I'm trying to be a Cross Cultural Stowaway. . .
[ترجمه ترگمان]من دارم سعی می کنم توی بار فرهنگی \"Cross بار\" باشم
[ترجمه گوگل]من تلاش می کنم که یک ایستگاه فرهنگی متقابل باشم

7. Stowaway may be a rattle stake. This is Virginia high school rowing coach that he was emptying a bag after a trip of South Carolina .
[ترجمه ترگمان]Stowaway ممکن است یک شرط rattle باشد این مربی rowing دبیرستان ویرجینیا است که بعد از سفر کارولینای جنوبی در حال خالی کردن یک کیف است
[ترجمه گوگل]استراحت می تواند یک سر و صدا باشد این مربی ویلای دبیرستان ویرجینیا است که پس از سفر کارولینای جنوبی، یک کیسه را تخلیه کرد

8. Airlines took the view that stowaway incidents should not happen.
[ترجمه ترگمان]خطوط هوایی این نظر را داشتند که حوادث ناخواسته نباید رخ دهند
[ترجمه گوگل]خطوط هوایی این دیدگاه را پذیرفتند که حوادث ناامن نباید اتفاق بیفتد

9. The stowaway was found in a stairwell of the coach after it passed through the gates of Sandhurst, reports The Sun.
[ترجمه ترگمان]روزنامه سان گزارش داد که این مسافر قاچاقی پس از گذشتن از دروازه of در یک راه پله از کالسکه پیدا شد
[ترجمه گوگل]پس از گذر از دروازه های سندرست، بی نظمی در پله ای از مربی یافت شد، گزارش خورشید

10. Stowaway baby rattlesnake bit a Virginia high school rowing coach as he was emptying a bag after a trip to South Carolina. The coach is recovering from the bite on his hand.
[ترجمه ترگمان]مار زنگی بچه مار زنگی یک مربی rowing دبیرستان ویرجینیا را که بعد از سفر به کارولینای جنوبی در حال خالی کردن یک کیف بود، کمی جا به جا کرد مربی از گاز گرفتن دست در حال بهبودی است
[ترجمه گوگل]پس از گذراندن سفر به کارولینای جنوبی، مربی گری بازی دبیرستان ویرجینیا کمی ناراحت شد مربی بازی را از دست خود برمی دارد

11. Stowaway baby rattlesnake bit a Virginia high school rowing coach as he was emptying a bag after a trip to South Carolina.
[ترجمه ترگمان]مار زنگی بچه مار زنگی یک مربی rowing دبیرستان ویرجینیا را که بعد از سفر به کارولینای جنوبی در حال خالی کردن یک کیف بود، کمی جا به جا کرد
[ترجمه گوگل]پس از گذراندن سفر به کارولینای جنوبی، مربی گری بازی دبیرستان ویرجینیا کمی ناراحت شد

12. Have you found any stowaway?
[ترجمه ترگمان]تو هیچ مسافری پیدا نکردی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما هیچ گله ای را پیدا کردید؟

13. An exception to this solemnity comes when Mr Raban breaks his own rule and allows stowaways on board.
[ترجمه ترگمان]یک استثنا برای این وقار، هنگامی صورت می گیرد که آقای Raban قانون خودش را می شکند و اجازه می دهد که stowaways سوار شوند
[ترجمه گوگل]استناد به این جریمه زمانی اتفاق می افتد که آقای ربان قاعده خود را نقض می کند و اجازه می دهد تا افراد غیر مجاز در هیئت مدیره بمانند

14. Once one understands that a text message travels wirelessly as a stowaway within a control channel, one sees the carriers' pricing plans in an entirely new light.
[ترجمه ترگمان]زمانی که شخص درک می کند که یک پیام متنی بدون سیم به عنوان یک قاچاقی در یک کانال کنترل به طور بی سیم حرکت می کند، یکی از آن ها برنامه قیمت گذاری حامل را در یک نور کاملا جدید می بیند
[ترجمه گوگل]هنگامی که کسی متوجه می شود که یک پیام نوشتاری به صورت بی سیم به عنوان یک غلط گیر در یک کانال کنترل حرکت می کند، طرح های قیمت گذاری حمل و نقل را در یک نور کاملا جدید مشاهده می کند

15. I'm very hungry, and I can now stow away an ox.
[ترجمه ترگمان]من خیلی گرسنه ام و حالا می توانم گاو را کنار بگذارم
[ترجمه گوگل]من خیلی گرسنه هستم، و من هم اکنون می توانم یک گاو را کنار بگذارم

16. A boy was caught trying to stow away on a plane.
[ترجمه ترگمان]یک پسر دستگیر شده بود و سعی می کرد با هواپیما فرار کند
[ترجمه گوگل]یک پسر در تلاش بود تا در یک هواپیما قرار بگیرد

17. He would have time to stow away the kohlrabi, the offal and the edenwort.
[ترجمه ترگمان]وقت آن را داشت که the و offal و the را کنار بگذارد
[ترجمه گوگل]او وقت خود را برای چاشنی زعفران، علوفه و ادنورت دور خواهد کرد

18. The door closed, and Renwick could safely stow away his cigarette case.
[ترجمه ترگمان]در بسته شد و Renwick قوطی سیگارش را بیرون کشید
[ترجمه گوگل]درب بسته شد، و رونویک با خیال راحت می توانست جعبه سیگار خود را بپوشاند

19. I still keep a filing cabinet, and even stow away things like receipts in little yellow envelopes.
[ترجمه ترگمان]من هنوز یک کمد بایگانی دارم، و حتی چیزهایی مثل receipts را در پاکت های کوچک زرد پنهان می کنم
[ترجمه گوگل]من همچنان یک کابینت اداری نگهداری می کنم و حتی مواردی مانند رسید در پاکت نامه های زرد کم رنگ می کنم

20. Nichols. Stow away some money for a future business or career change.
[ترجمه ترگمان]ناخدا نیکلس استو مقداری پول برای یک کسب وکار یا تغییر شغلی در آینده بدست آورد
[ترجمه گوگل]نیکولز برای صرفه جویی در آینده یا تغییر شغل، پول کمی را بپردازید

21. Stow away some money for a future business or career change.
[ترجمه ترگمان]استو مقداری پول برای یک کسب وکار یا تغییر شغلی در آینده بدست آورد
[ترجمه گوگل]برای صرفه جویی در آینده یا تغییر شغل، پول کمی را بپردازید

22. Two kids from a small town accidentally stow away aboard an airplane owned by the mob.
[ترجمه ترگمان]دو کودک از یک شهر کوچک به طور تصادفی سوار هواپیما شده بودند که متعلق به توده بود
[ترجمه گوگل]دو بچه از یک شهر کوچک به طور تصادفی در یک هواپیمای متعلق به توطئه قرار داده شده است

23. Fire ants often stow away in dirt in nursery stock or on pallets or earth-moving equipment.
[ترجمه ترگمان]مورچه های آتش نشانی اغلب در انبار یا روی تخت یا تجهیزات در حال حرکت، پنهان می شوند
[ترجمه گوگل]مورچه های آتش خاموش اغلب در خاک در صندلی مهد کودک یا روی پالت ها و یا تجهیزات حرکتی زمین حرکت می کنند

24. More recently, a small bat seemingly tried to stow away on the space shuttle Discovery when it launched into space last March.
[ترجمه ترگمان]اخیرا، یک خفاش کوچک به ظاهر تلاش کرد تا شاتل فضایی دیسکاوری را زمانی که مارس گذشته به فضا پرتاب شد، پنهان کند
[ترجمه گوگل]اخیرا، یک خفاش کوچک به نظر می رسید تلاش کرد تا در شاتل فضایی Discovery در فضا در ماه مارس به فضا پرتاب شود

25. With no money, his only hope of getting to New York was to stow away on the next ship.
[ترجمه ترگمان]تنها امید او به رفتن به نیویورک این بود که کشتی بعدی را ترک کند
[ترجمه گوگل]بدون پول، تنها امید او برای رسیدن به نیویورک بود که در کشتی بعدی قرار گیرد

26. Use display space for colorful and attractive items and stow away the more homely basics.
[ترجمه ترگمان]از فضای نمایش برای موارد جذاب و جذاب استفاده کنید و اصول ساده homely را کنار بگذارید
[ترجمه گوگل]از فضای نمایش برای آیتم های رنگارنگ و جذاب استفاده کنید و اصول اولیه تر را از بین ببرید

27. Use the Crowbar to enter the Drivers Quarters, sneak through Into the Vehicle Compound, and then stow away In the back of a truck .
[ترجمه ترگمان]از the استفاده کنید تا وارد the Drivers شوید، یواشکی به داخل وسیله نقلیه وارد شوید، و سپس در پشت یک کامیون پنهان کنید
[ترجمه گوگل]از Crowbar برای ورود به چهارچوب رانندگان، از طریق داخل کامیون خودرو پیاده شوید و سپس در پشت کامیون قرار دهید

28. It was all fitted with lockers from top to bottom, so as to stow away the officer's belongings and part of the ship's store.
[ترجمه ترگمان]همه چیز با قفسه ها از بالا تا پایین قرار داشت، بنابراین برای پنهان کردن وسایل و قسمتی از مغازه کشتی ها
[ترجمه گوگل]این همه با قفسه های چوبی از بالا به پایین نصب شده بود، به طوری که به اموال افسر و بخشی از فروشگاه کشتی منتقل شد

پیشنهاد کاربران

مسافر قاچاقی. مسافر پنهان شده در هواپیما و قطار. . .
Stowaway found on plane

مسافرقاچاق


کلمات دیگر: