کلمه جو
صفحه اصلی

surroundings


معنی : مجاورت، محیط
معانی دیگر : دوروبر

انگلیسی به فارسی

محیط اطراف، محیط، مجاورت


انگلیسی به انگلیسی

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: all the things around you; environment.

- They live in poor surroundings.
[ترجمه فاطمه] آن ها در ناحیه فقیر نشین زندگی می کنند
[ترجمه ترگمان] آن ها در محیط اطراف زندگی می کنند
[ترجمه گوگل] آنها در محیط ضعیف زندگی می کنند

• environment, environs, that which surrounds

مترادف و متضاد

مجاورت (اسم)
abutment, proximity, vicinity, presence, neighborhood, adjacency, surroundings, contiguity, propinquity, juxtaposition, vicinage

محیط (اسم)
ambiance, environment, surroundings, setting, perimeter, circumference, ambience, sphere, periphery, entourage, circuit, milieu

جملات نمونه

1. he was oblivious of his surroundings
توجهی به محیط خود نداشت.

2. buildings should be integrated with their surroundings
باید ساختمان ها را با محیط آنها تلفیق کرد.

3. he was an adaptable person and soon got used to the new surroundings
آدم انعطاف پذیری بود و به زودی به محیط جدید خو گرفت.

4. We are averse to such noisy surroundings.
[ترجمه ترگمان]ما با چنین محیط پر سر و صدایی مخالف هستیم
[ترجمه گوگل]ما در برابر چنین محیط پر سر و صدا مخالف هستیم

5. He switched on the light and examined his surroundings.
[ترجمه ترگمان]چراغ را روشن کرد و محیط اطرافش را بررسی کرد
[ترجمه گوگل]او نور را روشن کرد و محیط اطرافش را بررسی کرد

6. He didn't pay much attention to his surroundings.
[ترجمه هانیه] او توجه زیادی به محیط اطرافش نکرد
[ترجمه ترگمان]او توجهی به محیط اطرافش نکرد
[ترجمه گوگل]او توجه زیادی به محیط اطراف نداشت

7. The chameleon's skin replicates the pattern of its surroundings.
[ترجمه ترگمان]پوست chameleon الگوی محیط اطرافش را تکرار می کند
[ترجمه گوگل]پوست همیللون الگوی محیط اطراف آن را تکرار می کند

8. The new hotel blends perfectly with the immediate surroundings.
[ترجمه ترگمان]هتل جدید کاملا با محیط اطراف سازگار است
[ترجمه گوگل]هتل جدید کاملا با محیط اطراف آن ترکیب شده است

9. The surroundings were not very salubrious.
[ترجمه ترگمان]این محیط سالم و سالم به نظر نمی رسید
[ترجمه گوگل]محیط اطراف خیلی خوشایند نیست

10. A good architect takes into account the building's surroundings.
[ترجمه ترگمان]یک معمار خوب محیط ساختمان را در نظر می گیرد
[ترجمه گوگل]یک معمار خوب، محیط اطراف ساختمان را در نظر می گیرد

11. We spent the afternoon relaxing in the beautiful surroundings of my parents' home.
[ترجمه ترگمان]ما بعد از ظهر را در محیط زیبای خانه والدینم گذراندم
[ترجمه گوگل]بعد از ظهر ما صرف آرامش در محیط اطراف خانه پدر و مادر من بود

12. Dining out in attractive surroundings is one of life's great pleasures.
[ترجمه ترگمان]غذا خوردن در محیط جذاب، یکی از لذت های بزرگ زندگی است
[ترجمه گوگل]ناهار خوری در محیط جذاب یکی از لذت های بزرگ زندگی است

13. These animals blend into their surroundings.
[ترجمه شهاب] این حیوانات با محیط اطرافشان سازگار میشوند.
[ترجمه ترگمان]این حیوانات با محیط اطرافشان مخلوط می شوند
[ترجمه گوگل]این حیوانات به محیط اطراف خود متصل می شوند

14. People who can exercise some control over their surroundings feel less anxious.
[ترجمه ترگمان]افرادی که می توانند کنترل بر محیط اطراف خود را تمرین کنند، کم تر نگران هستند
[ترجمه گوگل]افرادی که می توانند کنترل خود را بر محیط اطراف خود کنترل کنند، احساس اضطراب می کنند

15. They live in very comfortable/pleasant/drab/bleak surroundings.
[ترجمه ترگمان]آن ها در محیط بسیار راحت \/ pleasant \/ drab زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]آنها در محیط بسیار راحت / دلپذیر / درهم و برهنه / خفیف زندگی می کنند

16. The ornamental pool blends perfectly with its surroundings.
[ترجمه ترگمان]استخر زینتی به طور کامل با محیط اطرافش ترکیب می شود
[ترجمه گوگل]استخر تزئینی کاملا با محیط اطراف آن ترکیب شده است

پیشنهاد کاربران

اطراف

گردهمایی

Surrounding میشه اطراف، نزدیک
اما surroundings میشه محیط

محیط اطراف

دنیای پیرامون

یعنی اطراف
مثلا این جمله:
Animals in zoos are not in their nataural surroundings.


کلمات دیگر: