مربوط، باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن
relating
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• relating to a particular subject means concerning that subject or with reference to it.
جملات نمونه
1. the laws relating to the admission or exclusion of aliens
قوانین مربوط به راه دادن یا ندادن خارجیان
2. changes in the roman catholic discipline relating to fasting
تغییراتی در مقررات کلیسای کاتولیک در مورد روزه گیری
3. He was accused of shredding documents relating to the case .
[ترجمه ترگمان]او متهم به خرد کردن اسناد مربوط به پرونده شد
[ترجمه گوگل]او متهم به اسکن اسناد مربوط به پرونده شد
[ترجمه گوگل]او متهم به اسکن اسناد مربوط به پرونده شد
4. He has no compunction about relating how he killed his father.
[ترجمه ترگمان]او از ذکر اینکه چگونه پدرش را کشته است ناراحت نشده است
[ترجمه گوگل]او هیچ مشکلی در رابطه با نحوه کشتن پدرش ندارد
[ترجمه گوگل]او هیچ مشکلی در رابطه با نحوه کشتن پدرش ندارد
5. He showed me all the correspondence relating to the matter.
[ترجمه ترگمان]او تمام مکاتبات مربوط به موضوع را به من نشان داد
[ترجمه گوگل]او تمام مکاتبات مربوط به این موضوع را به من نشان داد
[ترجمه گوگل]او تمام مکاتبات مربوط به این موضوع را به من نشان داد
6. The conference examined key issues relating to the reform.
[ترجمه ترگمان]این کنفرانس مسائل کلیدی مربوط به اصلاحات را مورد بررسی قرار داد
[ترجمه گوگل]این کنفرانس مسائل کلیدی مربوط به اصلاحات را مورد بررسی قرار داد
[ترجمه گوگل]این کنفرانس مسائل کلیدی مربوط به اصلاحات را مورد بررسی قرار داد
7. Anything relating to maths is a complete mystery to me.
[ترجمه ترگمان]هر چیزی که مربوط به ریاضیات است برای من یک معمای کامل است
[ترجمه گوگل]هر چیزی که مربوط به ریاضیات است یک رمز و راز کامل برای من است
[ترجمه گوگل]هر چیزی که مربوط به ریاضیات است یک رمز و راز کامل برای من است
8. The lawyer read all the papers relating to the case.
[ترجمه ترگمان]وکیل همه روزنامه های مربوط به پرونده را خوانده بود
[ترجمه گوگل]وکیل تمام مقالات مربوط به پرونده را مطالعه می کند
[ترجمه گوگل]وکیل تمام مقالات مربوط به پرونده را مطالعه می کند
9. We turned our attention to the practical matters relating to forming a company.
[ترجمه ترگمان]ما توجه خود را به مسائل عملی مربوط به تشکیل یک شرکت معطوف ساختیم
[ترجمه گوگل]ما توجه ما را به مسائل عملی مربوط به تشکیل یک شرکت جلب کردیم
[ترجمه گوگل]ما توجه ما را به مسائل عملی مربوط به تشکیل یک شرکت جلب کردیم
10. Nobody has yet come forward with any information relating to the girl's death.
[ترجمه ترگمان]هنوز هیچ کس با اطلاعاتی که مربوط به مرگ آن دختر است پیش نیامده است
[ترجمه گوگل]هیچکسی هنوز اطلاعاتی در رابطه با مرگ دخترش ارائه نکرده است
[ترجمه گوگل]هیچکسی هنوز اطلاعاتی در رابطه با مرگ دخترش ارائه نکرده است
11. Questions relating to counting and calculating with whole numbers are generally tackled by girls as well as or better than by boys.
[ترجمه ترگمان]سوالات مربوط به شمارش و محاسبه اعداد به طور کلی توسط دخترها و یا بهتر از پسرها حل می شوند
[ترجمه گوگل]سوالات مربوط به شمارش و محاسبه با اعداد کامل معمولا توسط دختران و یا بهتر از پسران مطرح می شود
[ترجمه گوگل]سوالات مربوط به شمارش و محاسبه با اعداد کامل معمولا توسط دختران و یا بهتر از پسران مطرح می شود
12. The system relating to the Head Office relocation has been reasonably successful.
[ترجمه ترگمان]سیستم مربوط به جابجایی دفتر رئیس به طور معقولی موفق بوده است
[ترجمه گوگل]سیستم مربوط به جابجایی دفتر مرکزی موفق بوده است
[ترجمه گوگل]سیستم مربوط به جابجایی دفتر مرکزی موفق بوده است
13. The only consequences will be those relating to the effect of omissions and errors in the registered particulars.
[ترجمه ترگمان]تنها نتایج مربوط به اثر حذفیات و اشتباه ات در جزئیات ثبت شده خواهد بود
[ترجمه گوگل]تنها عواقب آن مربوط به اثر نادیده گرفتن و اشتباه در جزئیات ثبت شده است
[ترجمه گوگل]تنها عواقب آن مربوط به اثر نادیده گرفتن و اشتباه در جزئیات ثبت شده است
14. The evidence relating to these issues is not great, and it is unevenly distributed geographically.
[ترجمه ترگمان]شواهد مربوط به این مسائل زیاد نیستند و به طور غیر یکنواخت از لحاظ جغرافیایی توزیع شده است
[ترجمه گوگل]شواهد مربوط به این مسائل بزرگ نیستند و از لحاظ جغرافیایی نابرابرند
[ترجمه گوگل]شواهد مربوط به این مسائل بزرگ نیستند و از لحاظ جغرافیایی نابرابرند
پیشنهاد کاربران
مرتبط با
relating to = مربوط به، در رابطه با، در ارتباط با
ارتباط دهی، مرتبط سازی
مرتبط است با
مربوط میشه به
مربوط به. . .
به. . . مربوط است
که معمولا در دومی اسم شخص میاد
به. . . مربوط است
که معمولا در دومی اسم شخص میاد
کلمات دیگر: