کلمه جو
صفحه اصلی

submersible


(نادر) زیر دریایی، قابل فرورفتن یا فرو بردن در زیر اب

انگلیسی به فارسی

قابل فرورفتن یا فرو بردن در زیر اب


شناور، قابل فرو رفتن یا فرو بردن در زیر اب


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: capable of being submerged or functioning while submerged.
اسم ( noun )
• : تعریف: a vessel capable of functioning under water.

• submarine; small craft designed for underwater exploration
submergible, capable of being submersed

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] شناور

جملات نمونه

1. Because most submersible pumps are not designed to cope with solids.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که بیشتر پمپ submersible برای سازگاری با جامدات طراحی نشده است
[ترجمه گوگل]از آنجا که اکثر پمپ های شناور برای مقابله با مواد جامد طراحی نشده اند

2. The most commonly used pumps are submersible electric ones that pump out water through what looks like a fire hose.
[ترجمه ترگمان]معمول ترین پمپ های مورد استفاده در آب شناور هستند که آب را از طریق آنچه که شبیه یک لوله آتش به نظر می رسد، پمپ می کنند
[ترجمه گوگل]پمپ های معمولی که استفاده می شوند، آب های زیرزمینی هستند که آب را از طریق شلنگ آتش نشان می دهند

3. Then a submersible pump, concealed in a sump, conveys it back up to a blockwork filter filled with Canterbury spar.
[ترجمه ترگمان]سپس یک پمپ آب درون چاهی که در a پنهان شده بود، آن را به یک فیلتر blockwork پر شده از شاخه کانتربری منتقل می کند
[ترجمه گوگل]سپس یک پمپ شناور که در مخزن پنهان شده است، آن را به یک filter blockwork پر از Canterbury spar منتقل می کند

4. Some submersible pumps have a very small discharge and so it is important to judge the water flow required before shopping around.
[ترجمه ترگمان]برخی از پمپ های آب درون آب یک تخلیه بسیار کوچک دارند و بنابراین مهم است که جریان آب مورد نیاز قبل از خرید را بررسی کنید
[ترجمه گوگل]برخی از پمپ های شناور دارای تخلیه بسیار کوچکی هستند و بنابراین قبل از خرید در نظر گرفته شده است

5. This system is what makes diving in a submersible sound like you are diving in a submersible.
[ترجمه ترگمان]این سیستم چیزی است که شیرجه زدن در یک صدای شناور مانند شما در حال شیرجه زدن در یک شناور است
[ترجمه گوگل]این سیستم چیزی است که موجب غواصی در یک صدای غرق می شود مانند غواصی در یک غواص

6. Redness lights the interior of the submersible; the glow from dials and video screens reflects softly off the burnished titanium hull.
[ترجمه ترگمان]قرمزی فضای درون شناور را روشن می کند؛ درخشش صفحات و پرده های ویدئویی به نرمی بدنه تیتانیوم جلا دار را منعکس می کند
[ترجمه گوگل]قرمزی داخلی داخل غرق می کند؛ درخشندگی سیگنال ها و صفحه نمایش های ویدئویی، از پوست تیتانیوم خرد شده خنثی می شود

7. Like a metronome, every five seconds the submersible generates an acoustic tracking pulse at 1 kilohertz.
[ترجمه ترگمان]مانند یک metronome، هر پنج ثانیه در درون غوطه ور، یک آهنگ ردیابی صوتی در ۱ kilohertz ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]مانند یک مترونوم، هر 5 ثانیه سوپاپی یک پالس ردیابی صوتی را در 1 کیلوهرتز تولید می کند

8. She was the first submersible to dive on the Titanic, which had lain undisturbed on the seabed for seventy-three years.
[ترجمه ترگمان]او اولین submersible بود که روی کشتی تایتانیک، که به مدت هفتاد و سه سال در بس تر دریا دست نخورده مانده بود، فرو رفت
[ترجمه گوگل]او اولین فروند شناور بود که در تایتانیک فرو میرفت و هفتاد و سه سال به طول انجامید

9. If you could get out of the submersible, you could scoop the animals up by the handful.
[ترجمه ترگمان]اگر شما می توانستید از the خارج شوید، می توانید حیوانات را با یک مشت بلند کنید
[ترجمه گوگل]اگر شما می توانید از زیردریایی خارج شوید، حیوانات را می توانید توسط انگشتان دستشویی بچرخانید

10. Installation of a submersible pump is quite simple, for, as described earlier, it is merely placed in the water.
[ترجمه ترگمان]نصب یک پمپ submersible بسیار ساده است، زیرا همانطور که قبلا توضیح داده شد، این پمپ صرفا در آب قرار داده می شود
[ترجمه گوگل]نصب پمپ شناور بسیار ساده است، زیرا همان طور که قبلا توضیح داده شد، آن صرفا در آب قرار می گیرد

11. As I drive over the herd with the submersible, they roll out of the way like tumbleweed before the wind.
[ترجمه ترگمان]همان طور که من از میان گله با submersible دور می شوم، آن ها مثل یک بوته توت در مقابل باد می چرخند
[ترجمه گوگل]همانطور که من بیش از گله را با غرق می شوم، آنها از راه مانند بادبادک پیش از باد رول

12. The submersible rose higher in the dock, the overflowing sea rushing like a tide over their boots.
[ترجمه ترگمان]آب دریا بالا و پایین می رفت، دریا پر از آب بود، مثل جزر و مد که روی چکمه های آن ها جریان داشت
[ترجمه گوگل]زیردریایی در حوالی بلند شد، دریای پر از سر و صدا مانند سرازیری بیش از چکمه های خود

13. The submersible, hatch open, pitched into the sea.
[ترجمه ترگمان]دریچه باز شد، دریچه باز شد و به دریا افتاد
[ترجمه گوگل]غرق شده، بازو، به دریا می رانه

14. Beehive, another sulfide edifice, is a five-minute submersible ride due west of Moose.
[ترجمه ترگمان]Beehive، یک عمارت بزرگ سولفید، یک سوار submersible ۵ دقیقه ای به خاطر غرب موس است
[ترجمه گوگل]کندو، یکی دیگر از ساختمان های سولفید، سوار یک فروند شناور 5 دقیقه ای به سمت غرب Moose است

پیشنهاد کاربران

زیردریایی

عمق پیما
( زیردریایی کوچک معمولا برای تحقیقات علمی )


کلمات دیگر: