1. stimulus control
مهار انگیزه
2. a nocuous stimulus
انگیزه ی زیان آور
3. Books provide children with ideas and a stimulus for play.
[ترجمه ترگمان]کتاب ها به کودکان ایده و انگیزه ای برای بازی ارائه می کنند
[ترجمه گوگل]کتاب ها کودکان را با ایده ها و انگیزه ای برای بازی فراهم می کنند
4. The new tax laws should act as a stimulus to exports.
[ترجمه ترگمان]قوانین مالیاتی جدید باید به عنوان محرکی برای صادرات عمل کنند
[ترجمه گوگل]قوانین مالیاتی جدید باید به عنوان یک محرک برای صادرات عمل کنند
5. The nutrient in the soil acts as a stimulus to growth/to make the plants grow.
[ترجمه ترگمان]ماده مغذی در خاک به عنوان محرکی برای رشد و رشد گیاهان عمل می کند
[ترجمه گوگل]مواد مغذی موجود در خاک به عنوان یک محرک برای رشد / رشد گیاهان عمل می کنند
6. The initial stimulus came from a letter in the newspaper.
[ترجمه ترگمان]انگیزه اولیه از نامه ای در روزنامه منتشر شد
[ترجمه گوگل]محرک اولیه از یک نامه در روزنامه آمده است
7. Foreign investment has been a stimulus to the industry.
[ترجمه ترگمان]سرمایه گذاری خارجی انگیزه ای برای این صنعت بوده است
[ترجمه گوگل]سرمایه گذاری خارجی برای این صنعت محرک بوده است
8. Light is a stimulus to growth in plants.
[ترجمه ترگمان]نور، محرکی برای رشد گیاهان است
[ترجمه گوگل]نور یک محرک برای رشد در گیاهان است
9. The discovery of oil acted as a stimulus to industrial development.
[ترجمه ترگمان]کشف نفت به عنوان محرکی برای توسعه صنعتی عمل کرد
[ترجمه گوگل]کشف نفت به عنوان یک محرک برای توسعه صنعتی عمل کرد
10. Her words of praise were a stimulus to work harder.
[ترجمه ترگمان]کلمات تحسین او محرکی برای کار سخت تر بود
[ترجمه گوگل]کلمات او از ستایش محرک برای کار سخت تر بود
11. Interest rates could fall soon and be a stimulus to the US economy.
[ترجمه ترگمان]نرخ سود ممکن است به زودی کاهش یابد و محرکی برای اقتصاد ایالات متحده باشد
[ترجمه گوگل]نرخ بهره ممکن است به زودی کاهش یابد و یک محرک برای اقتصاد ایالات متحده باشد
12. The book will provide a stimulus to research in this very important area.
[ترجمه ترگمان]این کتاب انگیزه ای برای تحقیق در این زمینه بسیار مهم فراهم خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این کتاب انگیزه ای برای تحقیق در این منطقه بسیار مهمی خواهد بود
13. They reach a point where even the smallest stimulus will trigger off a massive reaction.
[ترجمه ترگمان]آن ها به نقطه ای می رسند که حتی کوچک ترین محرک ها واکنش عظیمی را تحریک می کند
[ترجمه گوگل]آنها به نقطه ای می رسند که حتی کوچکترین محرک ها باعث واکنش عظیم می شوند
14. When this is done, assimilation of the stimulus proceeds and equilibrium is reached for the moment.
[ترجمه ترگمان]وقتی این کار انجام می شود، جذب درآمد محرک و تعادل برای لحظه ای قابل دستیابی است
[ترجمه گوگل]هنگامی که این کار انجام می شود، جذب محرک ها به دست می آید و تعادل برای لحظه ای به دست می آید