• central fundamentals of law, basic of the primary legislation
substantive law
انگلیسی به انگلیسی
دیکشنری تخصصی
[حقوق] قانون ماهیتی (در برابر قانون شکلی)، قانون ماهیت، قانون موضوع، قانون موجد حق، قانون ثبوتی
جملات نمونه
1. The application of substantive law in international sports arbitration differs on the basis of varied procedures.
[ترجمه ترگمان]کاربرد قانون اساسی در داوری ورزشی بین المللی براساس رویه های مختلف متفاوت است
[ترجمه گوگل]استفاده از قانون اساسی در داوری بین المللی ورزشی بر اساس روش های متنوع متفاوت است
[ترجمه گوگل]استفاده از قانون اساسی در داوری بین المللی ورزشی بر اساس روش های متنوع متفاوت است
2. They are sometimes classified as substantive law and procedural law.
[ترجمه ترگمان]آن ها گاهی به عنوان قانون اساسی و قانون رویه ای طبقه بندی می شوند
[ترجمه گوگل]آنها گاهی اوقات به عنوان قانون اساسی و قانون رویه طبقه بندی می شوند
[ترجمه گوگل]آنها گاهی اوقات به عنوان قانون اساسی و قانون رویه طبقه بندی می شوند
3. The conflict of laws and the civil substantive law will have to co-exist in future Civil law Code of PRC.
[ترجمه ترگمان]تعارض قوانین و قانون اساسی مدنی باید در قانون مدنی آینده جمهوری خلق چین وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]تضاد قوانین و قانون اساسی مدنی باید در اصل قانون مجدد قانون مدنی ملل متحد وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]تضاد قوانین و قانون اساسی مدنی باید در اصل قانون مجدد قانون مدنی ملل متحد وجود داشته باشد
4. American Anti-dumping Law is an union of substantive law and procedural law.
[ترجمه ترگمان]قانون ضد دامپینگ آمریکا اتحادی از قانون اساسی و قانون رویه ای است
[ترجمه گوگل]قانون ضد انحصاری آمریکا یک اتحاد قانون اساسی و قانون رویه ای است
[ترجمه گوگل]قانون ضد انحصاری آمریکا یک اتحاد قانون اساسی و قانون رویه ای است
5. At the same time, civil proceedings in the substantive law of fraud should provide punitive damages measures to allow victims to bear more than the actual loss compensation.
[ترجمه ترگمان]همزمان، اقامه دعوای مدنی در قانون اساسی کلاهبرداری باید خسارات تنبیهی فراهم آورد تا قربانیان بتوانند بیش از خسارت واقعی خسارت را تحمل کنند
[ترجمه گوگل]در عین حال، پرونده مدنی در قانون اساسی تقلب باید اقدامات مجازات خسارت را در نظر بگیرد تا قربانیان بتوانند بیشتر از جبران خسارت واقعی را تحمل کنند
[ترجمه گوگل]در عین حال، پرونده مدنی در قانون اساسی تقلب باید اقدامات مجازات خسارت را در نظر بگیرد تا قربانیان بتوانند بیشتر از جبران خسارت واقعی را تحمل کنند
6. Moreover, the substantive law should apply to the regulations of maritime law on the analogy of the cellision between merchant ships.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، قانون اساسی باید مطابق با مقررات قانون دریایی در قیاس of بین کشتی های بازرگانی اعمال شود
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، قانون اساسی باید به مقررات قانونی در مورد قوانین مربوط به دریانوردی در قبال تقسیم سلجنس بین کشتی های تجاری تجدید نظر کند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، قانون اساسی باید به مقررات قانونی در مورد قوانین مربوط به دریانوردی در قبال تقسیم سلجنس بین کشتی های تجاری تجدید نظر کند
7. This article first surveys the substantive law of negotiorum gestio in major countries and then summarizes the modes of the existing conflict rules.
[ترجمه ترگمان]این مقاله ابتدا به بررسی قانون اساسی of gestio در کشورهای عمده می پردازد و سپس حالت های قواعد تعارض موجود را خلاصه می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله ابتدا قوانین مهمی از مذاکرات را در کشورهای بزرگ بررسی می کند و سپس حالت قوانین مربوط به درگیری را خلاصه می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله ابتدا قوانین مهمی از مذاکرات را در کشورهای بزرگ بررسی می کند و سپس حالت قوانین مربوط به درگیری را خلاصه می کند
8. Second, it also embodies in the division of substantive law and adjective law with different sections.
[ترجمه ترگمان]دوم، آن شامل تقسیم حقوق اساسی و قانون صفت با بخش های مختلف است
[ترجمه گوگل]دوم، آن را نیز در تقسیم قانون اساسی و قانون ظهور با بخش های مختلف مظهر
[ترجمه گوگل]دوم، آن را نیز در تقسیم قانون اساسی و قانون ظهور با بخش های مختلف مظهر
9. What about the applicable substantive law?
[ترجمه ترگمان]قانون اساسی قابل اجرا چیست؟
[ترجمه گوگل]در مورد قانون حقوقی قابل اجرا چیست؟
[ترجمه گوگل]در مورد قانون حقوقی قابل اجرا چیست؟
10. According to substantive law and procedural law, the article divided codefendants into substantive codefendant and formal codefendant.
[ترجمه ترگمان]طبق قانون موضوعه و قانون رویه ای، این ماده به codefendant و codefendant رسمی تقسیم شده است
[ترجمه گوگل]با توجه به قانون اساسی و قانون رویه ای، این مقاله کدنویسان را به کدنویسی فوریتی و قانون اساسی تقسیم کرد
[ترجمه گوگل]با توجه به قانون اساسی و قانون رویه ای، این مقاله کدنویسان را به کدنویسی فوریتی و قانون اساسی تقسیم کرد
11. In the substantive law, there are civil protection, administrative protection and criminal protection.
[ترجمه ترگمان]در قانون اساسی، حفاظت مدنی، حفاظت اداری و حمایت کیفری وجود دارد
[ترجمه گوگل]در قانون اساسی، حفاظت از مدنی، حفاظت اداری و حفاظت از مجرمان وجود دارد
[ترجمه گوگل]در قانون اساسی، حفاظت از مدنی، حفاظت اداری و حفاظت از مجرمان وجود دارد
12. After he gets it under substantive law, the insurer can exercise this right by an action at law if he wants to be indemnified.
[ترجمه ترگمان]بعد از اینکه او تحت قانون حقیقی قرار گرفت، بیمه گر می تواند این حق را با اقدام در قانون، اگر او می خواهد جبران شود، انجام دهد
[ترجمه گوگل]پس از اینکه او تحت قانون اساسی قرار گرفت، بیمه گر می تواند این حق را با اقدام قانون بر عهده بگیرد، اگر بخواهد خسارت بگیرد
[ترجمه گوگل]پس از اینکه او تحت قانون اساسی قرار گرفت، بیمه گر می تواند این حق را با اقدام قانون بر عهده بگیرد، اگر بخواهد خسارت بگیرد
13. The second chapter focuses on the analysis of substantive law of security class action lawsuits.
[ترجمه ترگمان]فصل دوم بر تجزیه و تحلیل حقوق اساسی پرونده های حقوقی طبقه امنیت تمرکز دارد
[ترجمه گوگل]فصل دوم متمرکز بر تجزیه و تحلیل قانون اساسی در مورد پرونده های دعوا در مورد طبقه امنیتی است
[ترجمه گوگل]فصل دوم متمرکز بر تجزیه و تحلیل قانون اساسی در مورد پرونده های دعوا در مورد طبقه امنیتی است
14. Judges are normally appointed as chairmen of those numerous committees which are concerned with reform of substantive law or legal procedure.
[ترجمه ترگمان]به طور معمول قضات به عنوان رئیس آن کمیته های متعدد منصوب می شوند که نگران اصلاح قانون اساسی یا رویه قانونی هستند
[ترجمه گوگل]قضات به طور معمول به عنوان رئیس کمیته های متعدد که مربوط به اصلاح قانون اساسی یا روند قانونی می باشند، منصوب می شوند
[ترجمه گوگل]قضات به طور معمول به عنوان رئیس کمیته های متعدد که مربوط به اصلاح قانون اساسی یا روند قانونی می باشند، منصوب می شوند
پیشنهاد کاربران
قانون ماهوی
کلمات دیگر: