اضافی، متمم، مکمل، تکمیلی
supplemental
اضافی، متمم، مکمل، تکمیلی
انگلیسی به فارسی
اضافی،متمم،مکمل،تکمیلی
مکمل
انگلیسی به انگلیسی
• serving as a supplement; additional, extra
supplemental means the same as supplementary; used in american english.
supplemental means the same as supplementary; used in american english.
دیکشنری تخصصی
[حقوق] تکمیلی، اضافی، الحاقی
[ریاضیات] مکمل، تکمیلی
[ریاضیات] مکمل، تکمیلی
جملات نمونه
1. You'll probably be able to buy supplemental insurance at an extra cost.
[ترجمه ترگمان]احتمالا قادر به خرید بیمه مکمل با هزینه اضافی خواهید بود
[ترجمه گوگل]شما احتمالا می توانید بیمه تکمیلی را با هزینه اضافی خریداری کنید
[ترجمه گوگل]شما احتمالا می توانید بیمه تکمیلی را با هزینه اضافی خریداری کنید
2. The first priority was the addition of supplemental and enriching instructional resources for the individual special learner.
[ترجمه ترگمان]اولویت اول افزودن منابع آموزشی مکمل و enriching برای یادگیرنده ویژه فردی بود
[ترجمه گوگل]اولویت اول افزودن منابع آموزشی مکمل و غنی برای یادگیرنده خاص فرد بود
[ترجمه گوگل]اولویت اول افزودن منابع آموزشی مکمل و غنی برای یادگیرنده خاص فرد بود
3. Since aquaria will require supplemental heating the use of polystyrene lagging is very good in reducing heat loss.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که aquaria نیازمند گرم کردن مکمل استفاده از lagging پلی استایرن می باشد، در کاهش اتلاف گرما بسیار خوب است
[ترجمه گوگل]از آنجا که آکواریوم به حرارت ممتاز نیاز دارد، استفاده از بازده پلی استایرن در کاهش میزان گرما بسیار خوب است
[ترجمه گوگل]از آنجا که آکواریوم به حرارت ممتاز نیاز دارد، استفاده از بازده پلی استایرن در کاهش میزان گرما بسیار خوب است
4. The proposal would maintain Supplemental Security Income and Medicaid benefits for disabled legal immigrants who have not become citizens.
[ترجمه ترگمان]این پیشنهاد موجب حفظ درآمد تکمیلی امنیت و مزایای مدیکید برای مهاجران غیرقانونی حقوقی خواهد شد که به شهروندان این کشور تبدیل نشده اند
[ترجمه گوگل]پیشنهاد می شود مزایای درآمد اضافی و مزایای مدیکید برای مهاجران غیر قانونی غیر مجاز که شهروند نشده اند، حفظ شود
[ترجمه گوگل]پیشنهاد می شود مزایای درآمد اضافی و مزایای مدیکید برای مهاجران غیر قانونی غیر مجاز که شهروند نشده اند، حفظ شود
5. Supplemental oxygen increases oxygen saturation but does not reduce the incidence of clinically important cardiac arrhythmias.
[ترجمه ترگمان]اکسیژن تکمیلی، اشباع اکسیژن را افزایش می دهد اما شیوع بیماری های قلبی مهم بالینی را کاهش نمی دهد
[ترجمه گوگل]اکسیژن اضافی باعث افزایش اشباع اکسیژن می شود، اما میزان بروز آریتمی های قلبی مهم بالینی را کاهش نمی دهد
[ترجمه گوگل]اکسیژن اضافی باعث افزایش اشباع اکسیژن می شود، اما میزان بروز آریتمی های قلبی مهم بالینی را کاهش نمی دهد
6. Congress is considering a supplemental appropriation to help compensate for that loss, Moos said.
[ترجمه ترگمان]Moos گفت که کنگره در حال بررسی یک تخصیص مکمل برای کمک به جبران خسارت خسارت است
[ترجمه گوگل]موس گفت، کنگره با توجه به تخصیص مکمل برای کمک به جبران این زیان است
[ترجمه گوگل]موس گفت، کنگره با توجه به تخصیص مکمل برای کمک به جبران این زیان است
7. Supplemental Help: A new device to help consumers choose nutritional supplements may be coming to a drugstore near you.
[ترجمه ترگمان]کمک تکمیلی: یک وسیله جدید برای کمک به مصرف کنندگان برای انتخاب مکمل های غذایی، ممکن است به داروخانه نزدیک شما بیاید
[ترجمه گوگل]کمک اضافی یک دستگاه جدید برای کمک به مصرف کنندگان مکملهای غذایی ممکن است به داروخانه نزدیک شما نزدیک شود
[ترجمه گوگل]کمک اضافی یک دستگاه جدید برای کمک به مصرف کنندگان مکملهای غذایی ممکن است به داروخانه نزدیک شما نزدیک شود
8. Even with the supplemental supplies, the affected districts will face a predicted shortfall of 5 million gallons a day.
[ترجمه ترگمان]حتی با کمک های تکمیلی، مناطق آسیب دیده با کمبود ۵ میلیون گالن در روز مواجه خواهند شد
[ترجمه گوگل]حتی با تأمین منابع مکمل، نواحی آسیب دیده با کمبود پیش بینی شده 5 میلیون گالن در روز مواجه خواهند شد
[ترجمه گوگل]حتی با تأمین منابع مکمل، نواحی آسیب دیده با کمبود پیش بینی شده 5 میلیون گالن در روز مواجه خواهند شد
9. Democrats favor providing for food stamps and Supplemental Security Income.
[ترجمه ترگمان]دموکرات ها طرفدار ارائه تمبر غذایی و درآمد امنیتی تکمیلی هستند
[ترجمه گوگل]دموکرات ها از ارائه تظاهرات مواد غذایی و درآمد تکمیلی امنیتی حمایت می کنند
[ترجمه گوگل]دموکرات ها از ارائه تظاهرات مواد غذایی و درآمد تکمیلی امنیتی حمایت می کنند
10. There can be any number of supplemental personas associated with an interface.
[ترجمه ترگمان]تعداد personas مکمل مرتبط با یک رابط می تواند وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]می تواند تعداد زیادی از افراد تکمیلی مرتبط با یک رابط باشد
[ترجمه گوگل]می تواند تعداد زیادی از افراد تکمیلی مرتبط با یک رابط باشد
11. Today we passed the supplemental bill, and I'm deeply disappointed about that.
[ترجمه ترگمان]امروز ما از لایحه مکمل گذشتیم و عمیقا از آن ناامید شدیم
[ترجمه گوگل]امروز ما لایحه تکمیلی را تصویب کردیم، و من در مورد آن به شدت نا امید شده ام
[ترجمه گوگل]امروز ما لایحه تکمیلی را تصویب کردیم، و من در مورد آن به شدت نا امید شده ام
12. Ingestion: ingestion is not likely. See supplemental page for emergency procedures.
[ترجمه ترگمان]Ingestion: مصرف کنندگان به احتمال زیاد مصرف نمی شوند مراجعه به صفحه مکمل روش های اضطراری
[ترجمه گوگل]مصرف نوشیدن احتمالا زیاد نیست صفحه مکمل را برای روش های اضطراری مشاهده کنید
[ترجمه گوگل]مصرف نوشیدن احتمالا زیاد نیست صفحه مکمل را برای روش های اضطراری مشاهده کنید
13. For tube feeding. For supplemental or sole-source nutrition. May be used for oral feeding of patients with altered taste perception.
[ترجمه ترگمان]برای تغذیه لوله ای برای تغذیه مکمل یا تنها منبع تغذیه می توان برای تغذیه شفاهی بیماران با ادراک چشایی تغییر کرد
[ترجمه گوگل]برای تغذیه لوله برای تغذیه مکمل و یا تنها منبع می تواند برای تغذیه دهانی بیماران مبتلا به ادراک طعم تغییر یافته استفاده شود
[ترجمه گوگل]برای تغذیه لوله برای تغذیه مکمل و یا تنها منبع می تواند برای تغذیه دهانی بیماران مبتلا به ادراک طعم تغییر یافته استفاده شود
14. Treatment includes supplemental oxygen and positioning in the left lateral decubitus position with head down. Definitive care is treatment in a hyperbaric chamber.
[ترجمه ترگمان]درمان شامل اکسیژن مکمل و موقعیت یابی در موقعیت افقی سمت چپ با سر پایین است مراقبت های بهداشتی در یک اتاق hyperbaric انجام می شود
[ترجمه گوگل]درمان شامل اکسیژن مکمل و موقعیت در موقعیت شکم سمت چپ با سر پایین است مراقبت قطعی درمان در یک اتاق قلب است
[ترجمه گوگل]درمان شامل اکسیژن مکمل و موقعیت در موقعیت شکم سمت چپ با سر پایین است مراقبت قطعی درمان در یک اتاق قلب است
15. In addition, the retainer also acts the supplemental function of the radial force when the retainer supports the lock ring spring simultaneously.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، the همچنین عملکرد مکمل نیروی شعاعی را هنگامی که the به طور همزمان از حلقه قفل پشتیبانی می کند، اعمال می کند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، نگهدارنده همچنین عملکرد تکمیلی نیروی شعاعی را هنگامی که نگهدارنده به طور همزمان از حلقه قفل حلقه پشتیبانی می کند، عمل می کند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، نگهدارنده همچنین عملکرد تکمیلی نیروی شعاعی را هنگامی که نگهدارنده به طور همزمان از حلقه قفل حلقه پشتیبانی می کند، عمل می کند
پیشنهاد کاربران
[حقوق] تکمیلی؛ اضافی؛ الحاقی
کلمات دیگر: