کلمه جو
صفحه اصلی

crane


معنی : ماهیخوار بزرگ وابی رنگ، جر ثقیل، دراز کردن
معانی دیگر : (هر اسبابی که دارای بازوی متحرک برای بلند کردن یا نگهداشتن باشد) بازویی، با جرثقیل (یا بالاکش) بلند کردن یا حرکت دادن، (برای بهتر دیدن و غیره) گردن خود را دراز کردن، گردن افراشتن، (جانورشناسی) درنا (تیره ی gruidae)، جراثقال، بلندکن، بالاکش، باربردار، استیون کرین (نویسنده ی امریکایی)، باجرثقیل بلندکردن یاتکان دادن، درازکردن گردن

انگلیسی به فارسی

ماهیخوار بزرگ و آبی‌رنگ، جرثقیل، با جرثقیل بلندکردن یا تکان دادن، درازکردن (گردن)


جرثقیل، ماهیخوار بزرگ وابی رنگ، جر ثقیل، دراز کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of a family of tall, long-legged wading birds having long necks and bills.

- Cranes are well-known for their elegant courtship dances.
[ترجمه ترگمان] Cranes به خاطر رقص های elegant معروف هستند
[ترجمه گوگل] جرثقیل ها به خاطر رقص های تمسخر ظریف خود شناخته می شوند

(2) تعریف: (informal) any bird resembling a crane, such as a heron.

(3) تعریف: a mechanical apparatus for lifting and moving heavy objects, having a tall, movable boom and a system of cables and pulleys.
مشابه: lift

- They used a crane to lift the cement blocks to where they were constructing the upper floors.
[ترجمه ترگمان] آن ها از یک جرثقیل برای برداشتن بلوک های سیمانی به جایی که آن ها در حال ساخت طبقات بالاتر بودند، استفاده کردند
[ترجمه گوگل] آنها از یک جرثقیل برای بالا بردن بلوک های سیمان به جایی که آنها طبقه بالا را ساختند استفاده می کردند
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cranes, craning, craned
(1) تعریف: to extend (the neck), esp. in attempting to see something.

- I craned my neck to see over the crowd.
[ترجمه ترگمان] گردنم را دراز کردم تا جمعیت را ببینم
[ترجمه گوگل] من گردنم را برای دیدن جمعیت دیدم

(2) تعریف: to raise, lower, or carry with or as with a crane.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: cranelike (adj.)
• : تعریف: to extend the neck in an attempt to improve one's view.

- Fans were craning to get a glimpse of the rock star as she got out of her car.
[ترجمه ترگمان] هنگامی که از اتومبیل پیاده شد طرفداران were را دیدند که می خواهند ستاره راک را ببینند
[ترجمه گوگل] طرفداران برای دیدن یک نگاه اجمالی از ستاره راک، وقتی که او از ماشینش بیرون آمد، لبخند زد

• machine for hoisting heavy materials; large wading bird
lift using a crane; stretch out one's neck (like a crane)
a crane is a large machine that moves heavy things by lifting them in the air.
a crane is also a kind of large bird with a long neck and long legs.
if you crane your neck, you stretch it to see or hear something better.

دیکشنری تخصصی

[سینما] جرثقیل فیلمبرداری - بالابر - جرثقیل
[عمران و معماری] جرثقیل
[زمین شناسی] جرثقیل
[صنعت] جرثقیل
[ریاضیات] جراثقال، کلنگ، جرثقیل
[نفت] جرثقیل

مترادف و متضاد

ماهیخوار بزرگ وابی رنگ (اسم)
crane

جر ثقیل (اسم)
lift, crane, derrick

دراز کردن (فعل)
streak, extend, porrect, crane, lengthen, elongate, protract, prolong, prolongate

جملات نمونه

1. a crane lifts the cargo out of the ship's hatch
جرثقیل محموله را از دهانه ی بطن کشتی بیرون می آورد.

2. grab crane
بیل مکانیکی

3. to crane up building materials
مصالح ساختمانی را بالا بردن

4. a fireplace crane for holding a kettle
بازویی (فلزی) شومینه برای نگه داشتن کتری (روی آتش)

5. the metal weight at this end of the crane counterbalances the weight of the load at the other end
وزنه ی فلزی در این سر جراثقال سنگینی بار آن طرف آن را پارسنگ می کند.

6. Crane is a kind of bird with very long legs and neck.
[ترجمه کاظم فرقانی] درنا یک نوع پرنده با پاها و گردن بسیار بلند است.
[ترجمه ترگمان]مرغ نوعی پرنده با پاها و گردن بلند است
[ترجمه گوگل]جرثقیل یک نوع پرنده با پاها و گردن بسیار طولانی است

7. The crane lifted the container off the ship.
[ترجمه ترگمان]جرثقیل جعبه را از کشتی بیرون آورد
[ترجمه گوگل]جرثقیل ظرف را از کشتی برداشت

8. A crane was already unloading crates and pallets.
[ترجمه ترگمان]جرثقیل قبلا صندوق و جعبه ها را خالی می کرد
[ترجمه گوگل]جرثقیل در حال حاضر بارگیری جعبه و پالت است

9. The crane lifted the heavy stone from the ground.
[ترجمه ترگمان]جرثقیل سنگ سنگین را از زمین بلند کرد
[ترجمه گوگل]جرثقیل سنگ سنگین را از زمین برداشت

10. A crane had to be used to haul the car out of the stream.
[ترجمه ترگمان]یک جرثقیل باید برای حمل خودرو از جریان آب مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]جرثقیل باید برای خارج کردن ماشین از جریان استفاده شود

11. The log was hauled up by a crane.
[ترجمه ترگمان]تنه درخت با جرثقیل حمل می شد
[ترجمه گوگل]ورودی توسط یک جرثقیل برداشته شد

12. We used a crane to lift the piano into the theatre.
[ترجمه ترگمان]ما از یک جرثقیل برای برداشتن پیانو به داخل تئاتر استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]ما از جرثقیل برای پیانو استفاده کردیم

13. The driver slewed his crane round.
[ترجمه ترگمان]راننده جرثقیل خود را چرخاند
[ترجمه گوگل]راننده دور دور جرثقیل خود را به قتل رساند

14. The load was lifted by means of a crane.
[ترجمه ترگمان]بار به وسیله یک جرثقیل بالا برده شد
[ترجمه گوگل]بار با استفاده از یک جرثقیل برداشته شد

15. sluing the boom of a crane.
[ترجمه ترگمان]صدای انفجار یک جرثقیل است
[ترجمه گوگل]رکود رکود یک جرثقیل

16. The lumber was lifted by crane and dropped into the truck.
[ترجمه ترگمان]چوب ها از جرثقیل بلند شد و به داخل کامیون افتاد
[ترجمه گوگل]چوب توسط جرثقیل برداشته شد و به کامیون افتاد

a fireplace crane for holding a kettle

بازویی (فلزی) شومینه برای نگه‌داشتن کتری (روی آتش)


to crane up building materials

مصالح ساختمانی را بالا بردن


She craned her neck to get a better view.

گردنش را دراز کرد تا بهتر ببیند.


پیشنهاد کاربران

1 - crane ( عامیانه - American Slang ) ؛ شق کردن ( البته got a boner مصطلح تر است ) و مترادف با واژه رسمی و مودبانه تر Erection است . برای مثال:
Have you got a crane ?= Have you got a boner ?= Have you got an erection
2 - یک پوزیشن سکسی از طریق بلند کردن زن از ران ها ( بطوریکه از زمین جدا بشه ) و همزمان تلمبه زدن مثلا:
I craned a delightful last night
معنی: دیشب یه سکس لذت بخش ( بشرح پوزیشن توضیح داده شده فوق ) داشتم.
3 - Crane game یا claw crane ماشین اسباب بازی ایستاده در فروشگاهها ، سوپر مارکت ها ، مراکز ورزشی و. . . که داخلش اسباب بازی های زیادی برای کودکان است.
4 - و معانی پر کاربرد دیگر شامل:
مرغ ماهیخوار بزرگ - جراثقال ( جرثقیل ) که به عنوان معانی اصلی به شکل هم اسم و هم فعل ( با معنای بلند کردن، دراز کردن ) ، کاربرد دارد.
مثال برای کاربرد فعل crane در جمله:
she craned her neck to get a better
view.


مرغ ماهی خوار

Crane : noun machine for hosting Heavy materials

به پرند ه ی "دُرنا"هم گفته میشه. برای مثال ترکیبِ "paper crane" به معنای درنای کاغذی هست و یکی از اوریگامی های کلاسیک ژاپن محسوب میشه. در ژاپنی بهش میگن orizuru و بر این باورن که بالهای این پرنده روح رو به بهشت می بره. همین طور افسانه ای هست بر این مبنا که درست کردن هزار درنای کاغذی آرزوها رو براورده می کنه

جرثقیل
noun
[count]
1 : a big machine with a long arm that is used by builders for lifting and moving heavy things
◀️a crane operator [=a person who operates a crane]

2 : a type of tall bird that has a long neck and long legs and lives near water

It would take a crane to lift that rock to find survivors : بلند کردن صخره به جرثقیل نیاز دارد تا بازماندگان را نجات دهیم


کلمات دیگر: