کلمه جو
صفحه اصلی

subcontractor


معنی : مقاطعه کار فرعی
معانی دیگر : مقاطعه کار، مجری ثانوی قرارداد، مجری دست دوم، پیمانکار فرعی

انگلیسی به فارسی

مقاطعه کار فرعی


قراردادی فرعی، مقاطعه کار فرعی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: an individual or company engaged by a contractor to fulfill some or all of the commitments made by that contractor.

• one who enters into a subcontract, individual or company that is hired to perform part of the work of a principal contractor
a subcontractor is a person or firm that has a contract to do part of a job which another firm is responsible for.

دیکشنری تخصصی

[حقوق] پیمانکار فرعی، پیمانکار جزء

مترادف و متضاد

مقاطعه کار فرعی (اسم)
subcontractor

جملات نمونه

1. The company was considered as a possible subcontractor to build the aeroplane.
[ترجمه ترگمان]شرکت به عنوان یک پیمان کار ممکن برای ساخت این هواپیما در نظر گرفته شد
[ترجمه گوگل]این شرکت به عنوان یک قراردادی متعارف برای ساخت هواپیما در نظر گرفته شد

2. Subcontractor, Woodward Governor, also provided an interesting display with the Netcon 500 gas turbine monitoring and control system.
[ترجمه ترگمان]Subcontractor، استاندار وودوارد نیز یک نمایشگر جالب با سیستم نظارت و کنترل توربین گاز ۵۰۰ Netcon ارایه داد
[ترجمه گوگل]قراردادی فرعی، وودوود، همچنین یک صفحه نمایش جالب با سیستم نظارت و کنترل توربین گاز Netcon 500 ارائه داد

3. Moreover, surveyors are sometimes pressurised by the subcontractor to overpay, particularly when output has been restricted during adverse weather conditions.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، surveyors گاهی توسط پیمان کار فرعی به overpay تحت فشار قرار می گیرند، به خصوص هنگامی که خروجی در طول شرایط نامساعد آب و هوا محدود شده است
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، بعضی از ناظران گاهی اوقات تحت فشار قراردادن قراردادی قراردادی، به ویژه هنگامی که خروجی در شرایط آب و هوایی مناسبی محدود شده است

4. Weiner also operates through a subcontractor, Adspecs Imagexpress.
[ترجمه ترگمان]همچنین وینر از طریق یک پیمان کار فرعی به نام Adspecs Imagexpress عمل می کند
[ترجمه گوگل]Weiner نیز از طریق قراردادی فرعی، Adspecs Imagexpress عمل می کند

5. Instead it will hire a subcontractor in San Mateo County to handle that part of the operation, Silver said.
[ترجمه ترگمان]سیلور گفت که به جای آن، یک پیمان کار فرعی را در شهرستان سن ماتیو استخدام خواهد کرد تا به این بخش از عملیات رسیدگی کند
[ترجمه گوگل]نقره گفت: در عوض، یک قراردادی متعالی در شهر سن ماتئو را برای انجام این عملیات استخدام می کند

6. Forty-four percent listed subcontractor quality and pricing as the most significant operational problem or challenge.
[ترجمه ترگمان]چهل و چهار درصد از کیفیت و قیمت گذاری پیمان کار فرعی به عنوان مهم ترین مساله یا چالش عملیاتی فهرست شده اند
[ترجمه گوگل]چهل و چهار درصد کیفیت و قیمت گذاری فرعی متعاهد را به عنوان مهمترین عامل یا چالش عملیاتی ذکر کرده است

7. Spent part of the morning talking to a subcontractor about practical matters.
[ترجمه ترگمان]من قسمتی از آن روز را صرف صحبت با یک پیمان کار فرعی در مورد مسائل عملی کردم
[ترجمه گوگل]بخشی از روز صبح در مورد مسائل عملی با یک قراردادی قرارداد صحبت می کند

8. The conflicting interests of client, contractor and subcontractor have provided the basis for numerous court cases.
[ترجمه ترگمان]علایق متضاد مشتری، پیمان کار و پیمان کار فرعی مبنایی را برای پرونده های متعدد دادگاهی فراهم کرده اند
[ترجمه گوگل]منافع متضاد مشتری، پیمانکار و قراردادی متعارف مبنایی برای پرونده های متعدد دادگاه است

9. Is a nominated subcontractor really likely to perform better than the subcontractor's own subcontractor?
[ترجمه ترگمان]آیا یک پیمان کار فرعی نامزد شده واقعا به احتمال زیاد عملکرد بهتری نسبت به پیمان کار فرعی خود دارد؟
[ترجمه گوگل]آیا یک قراردادی معین شده احتمالا بهتر از قراردادی متعارف متعارف خود است؟

10. The subcontractor shall not use such verification as evidence of effective control of quality.
[ترجمه ترگمان]پیمان کار فرعی نباید از این تاییدیه به عنوان مدرک کنترل موثر کیفیت استفاده کند
[ترجمه گوگل]قراردادی فرعی از این تأیید به عنوان شواهدی از کنترل موثر کیفیت استفاده نمی کند

11. With this movement type you provide the subcontractor with the components required for subcontract orders. The quantity is posted into unrestricted-use stock of material provided to vendor.
[ترجمه ترگمان]با این نوع حرکت، شما پیمان کار فرعی را با مولفه های مورد نیاز برای سفارشات subcontract، تامین می کنید این کمیت به مقدار نامحدود مواد ارایه شده برای فروشنده در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل]با استفاده از این نوع جنبش شما قراردادی را با اجزای مورد نیاز برای سفارشات قرارداد قرارداد ارائه می دهید این مقدار به مقادیر استفاده نشده از مواد ارسال شده به فروشنده ارسال شده است

12. The project participants -- owner, designer, general contractor, subcontractor, material - supplier, etc. differ for each project.
[ترجمه ترگمان]شرکت کنندگان پروژه - مالک، طراح، پیمان کار کل، پیمان کار فرعی، تامین کننده مواد، و غیره برای هر پروژه تفاوت دارند
[ترجمه گوگل]شرکت کنندگان پروژه - مالک، طراح، پیمانکار عمومی، قراردادی فرعی، مواد - تامین کننده و غیره برای هر پروژه متفاوت هستند

13. An impediment suffered by the subcontractor shall discharge defaulting party from liability only if subcontracting from another source is not possible without unreasonable costs.
[ترجمه ترگمان]یک مانعی که توسط پیمان کار فرعی آسیب دیده است باید حزب بدهکار را از مسئولیت تخلیه کند فقط در صورتی که دست دوم از یک منبع دیگر بدون هزینه های غیر منطقی امکان پذیر نباشد
[ترجمه گوگل]مانع مواجهه با قراردادی فرعی موجب می شود تا شخص ثالث را از مسئولیت اجباری تخطئه نماید، تنها اگر قرارداد فرعی از منبع دیگری بدون هزینه های نامحدود امکان پذیر نباشد

14. Subcontractor : Are subcontractors involved at any stage of your organic handling?
[ترجمه ترگمان]Subcontractor: آیا پیمانکاران فرعی در هر مرحله از کنترل ارگانیک شما دست دارند؟
[ترجمه گوگل]پیمانکار فرعی آیا در هر مرحله از حمل و نقل ارگانیک شما مشغول به کار هستید؟

15. Monitor and help subcontractor on EHS management, audIt'subcontractors.
[ترجمه ترگمان]نظارت و کمک به پیمان کار فرعی در مورد مدیریت \"اچ اس ای\"، پیمانکاران فرعی audit
[ترجمه گوگل]نظارت و کمک به قراردادی فرعی در مدیریت EHS، قراردادهای حسابرسی

پیشنهاد کاربران

subcontractor ( مدیریت - مدیریت پروژه )
واژه مصوب: پیمانکار فرعی
تعریف: پیمانکاری که با پیمانکار اصلی پروژه برای انجام تمام یا بخشی از تعهدات او پیمان بسته است

پیمانکار درجه 2 ، 3


کلمات دیگر: