1. a subterfuge to get her own way
مستمسکی برای دستیابی به خواسته ی خود
2. malingering was a good subterfuge
خود را به مریضی زدن بهانه ی خوبی بود.
3. Journalists often use subterfuge to obtain material for stories.
[ترجمه ترگمان]روزنامه نگاران اغلب از طفره زنی برای به دست آوردن مواد برای داستان استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]روزنامه نگاران اغلب از ترس برای استفاده از مواد برای داستان استفاده می کنند
4. the paltry subterfuge of an anonymous signature.
[ترجمه ترگمان]و این امضای ناچیز یک امضای ناشناس بود
[ترجمه گوگل]زیرپوشۀ ناخوشایند امضای ناشناس
5. Sereni was lured to Moscow by subterfuge.
[ترجمه ترگمان]Sereni با دوز و کلک به مسکو کشیده شد
[ترجمه گوگل]Sereni به طرز ناراحتی به مسکو دل زد
6. He had a sense of subterfuge that was often nearly paralysing.
[ترجمه ترگمان]او به این نتیجه رسیده بود که بیش از پیش در paralysing است
[ترجمه گوگل]او احساس ناراحتی داشت که تقریبا تقریبا فلج بود
7. The whole world worked by subterfuge and the will to believe.
[ترجمه ترگمان]تمام دنیا از طریق طفره زنی و اراده بر این باور بود
[ترجمه گوگل]تمام جهان با ترس و وحشت به کار خود ادامه داد
8. This was a disreputable subterfuge, yet it appears that the same sort of procedure is enjoined by the new Act.
[ترجمه ترگمان]با این وصف، این نشانه بدنامی بود، با این حال به نظر می رسه که این روش در حال اجرای قانون جدید است
[ترجمه گوگل]این یک مشکلی ناخوشایند بود، اما به نظر می رسد که همین روش در قانون جدید اعمال شده است
9. This little subterfuge the guard put into motion somehow he could not bring himself to do it.
[ترجمه ترگمان]این کلک کوچک به نحوی حرکت کرد که او نمی توانست خود را راضی کند که این کار را بکند
[ترجمه گوگل]این گوی سبب گاردی شد تا جایی که می توانست خود را به انجام آن برساند
10. M., the president and Barnett agreed on this subterfuge.
[ترجمه ترگمان]مسی و بارنت و بارنت با این بهانه موافق هستند
[ترجمه گوگل]م, رئیس جمهور و بارنت در مورد این ناراحتی موافقت کردند
11. He seems very amused by the subterfuge.
[ترجمه ترگمان]به نظر میاد از این بهانه خیلی خوشش اومده
[ترجمه گوگل]او به طرز ناراحت به نظر می رسد بسیار سرگرم کننده است
12. Soon they would be together for ever, the subterfuge and deceit ended.
[ترجمه ترگمان]طولی نکشید که آن ها برای همیشه با هم بودند، و فریب و نیرنگ به پایان می رسید
[ترجمه گوگل]به زودی آنها برای همیشه همدیگر خواهند بود، طغیان و فریب به پایان رسید
13. He wasn't sick -- it was just a subterfuge.
[ترجمه ترگمان]اون مریض نبود فقط یه بهانه بود
[ترجمه گوگل]او بیمار نبود - این فقط یک ناراحتی بود
14. Avoid any temptation to employ secrecy or subterfuge in your actions.
[ترجمه ترگمان]از هر گونه وسوسه ای برای به کار بردن راز و یا طفره رفتن در کاره ای خود اجتناب کنید
[ترجمه گوگل]اجتناب از هر گونه وسوسه ای برای محرمانه بودن یا تردید در اقدامات خود استفاده کنید
15. Integration, he said, was "an insidious subterfuge, for the maintenance of white supremacy. "
[ترجمه ترگمان]او گفت که یکپارچگی، \"یک ترفند مرموز\" برای حفظ برتری سفید بود
[ترجمه گوگل]او گفت، یکپارچگی، یک تردید وحشتناک برای حفظ برتری سفید بود '