کلمه جو
صفحه اصلی

successor


معنی : قائم مقام، جانشین، خلف
معانی دیگر : (مقام) وارث، اخلاف

انگلیسی به فارسی

خلف، مابعد، جانشین


(حقوق) جانشین، خلف، اخلاف، قائم مقام


جانشین، خلف، قائم مقام


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a person or thing that succeeds another.
متضاد: ancestor, predecessor

- He's grooming his son to be his successor in the business.
[ترجمه ترگمان] او به پسرش رسیدگی می کند که جانشین او در این کار باشد
[ترجمه گوگل] او پسرش را به عنوان جانشینش در کسب و کار تحسین می کند
- She's helping in the training of her successor before starting her new job.
[ترجمه ترگمان] او قبل از شروع کار جدیدش به آموزش جانشین خود کمک می کند
[ترجمه گوگل] او قبل از شروع کار جدیدش به آموزش جانشینش کمک می کند
- The late king's successor was a more progressive ruler.
[ترجمه ترگمان] جانشین شاه فقید، یک حاکم پیشرفته تر بود
[ترجمه گوگل] جانشین مرحوم پادشاه یک فرمانروای پیشرفته تر بود

• heir, inheritor; one who or that which follows or takes the place of another
someone's successor is the person who takes their job after they have left.

دیکشنری تخصصی

[صنعت] ما بعد، پی آمد، پس نیاز
[حقوق] قایم مقام، جانشین، وارث
[ریاضیات] گره فرزند، تالی، فرزند، گروه بعدی
[آمار] خَلَف

مترادف و متضاد

قائم مقام (اسم)
deputy, vicar, surrogate, successor, locum tenens, vice-chancellor

جانشین (اسم)
standby, substitute, deputy, relief, vicar, vicegerant, surrogate, successor, locum tenens, succedaneum, succeeder

خلف (اسم)
successor

heir


Synonyms: beneficiary, descendant, follower, heritor, inheritor, next in line, replacement, scion


جملات نمونه

1. the successor to the throne of england
وارث تاج و تخت انگلستان

2. the dictator himself handpicked his successor from amongst flatterers
دیکتاتور خودش جانشین خود را از میان متملقان دستچین کرد.

3. he singled ali out as his successor
او علی را به عنوان جانشین خود برگزید.

4. the king designated his second son as his successor
پادشاه پسر دوم خود را به عنوان جانشین برگزید.

5. Their latest disc is a worthy successor to their popular debut album.
[ترجمه ترگمان]آخرین آلبوم آن ها جانشین مناسبی برای اولین آلبوم آن ها است
[ترجمه گوگل]آخرین دیسک آنها جانشین ارزشمند آلبوم ابتکاری محبوب خود است

6. The chairman has designated her as his successor.
[ترجمه ترگمان]رئیس او را جانشین خود کرده است
[ترجمه گوگل]رئیس او را به عنوان جانشین خود تعیین کرده است

7. Traditionally, the president designates his or her successor.
[ترجمه ترگمان]به طور سنتی، رئیس جمهور جانشین خود را تعیین می کند
[ترجمه گوگل]به طور سنتی، رئیس جمهور جانشین خود را تعیین می کند

8. His successor died after only 15 months in office.
[ترجمه ترگمان]جانشین او پس از ۱۵ ماه کار برکنار شد
[ترجمه گوگل]جانشین او پس از 15 ماه در دفتر مرخص شد

9. He has been widely tipped as the President's successor/to succeed the President.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان جانشین رئیس جمهور انتخاب شده است \/ جانشین رئیس جمهور خواهد شد
[ترجمه گوگل]او به عنوان جانشین رئیس جمهور / رئیس جمهور موفق به نظر می رسد

10. Andrew Kirkham will be her successor as Chief Executive.
[ترجمه ترگمان]اندرو Kirkham جانشین او به عنوان رئیس اجرایی خواهد شد
[ترجمه گوگل]اندرو کیرخام جانشین او به عنوان رئیس اجرایی خواهد شد

11. She will hand over to her successor in one year's time.
[ترجمه ترگمان]او در یک سال جانشین او خواهد شد
[ترجمه گوگل]او به مدت یک سال به جانشینش تحویل خواهد داد

12. He chose as his successor a relative newcomer to the organization.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان جانشین خود یک تازه وارد نسبت به سازمان انتخاب کرد
[ترجمه گوگل]او به عنوان جانشینش یک تازه وارد به نسل بعد انتخاب شد

13. The President handed over the baton to his successor.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور the را به جانشین خود تحویل داد
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور باتوم را به جانشین خود تحویل داد

14. This car is the successor to our popular hatchback model.
[ترجمه ترگمان]این خودرو جانشین مدل hatchback محبوب ما است
[ترجمه گوگل]این خودرو جانشین مدل محبوب هچ بیگ است

the successor to the throne of England

وارث تاج و تخت انگلستان


one of the president's recent successors

یکی از جانشینان اخیر رئیس‌جمهور


پیشنهاد کاربران

پس نیاز

دندانهای دائمی جانشین دندانهای شیری ( دندانپزشکی )

فاتح

[رشته مهندسی کامپیوتر و IT] نسل بعدی، بعدی، جایگزین

وارث، جانشین
What is it? The successor to the Samsung Galaxy Note 20

پسین


کلمات دیگر: