رجوع شود به: scarecrow، آدم کم اهمیت، هیچ کاره، دون پایه، مرد پوشالی، استدلال قلابی، رجوع شود به: scarecrow آدم کم اهمیت، مرد پوشالی استدلال قلابی مامور مخفی، جاسوس
straw man
رجوع شود به: scarecrow، آدم کم اهمیت، هیچ کاره، دون پایه، مرد پوشالی، استدلال قلابی، رجوع شود به: scarecrow آدم کم اهمیت، مرد پوشالی استدلال قلابی مامور مخفی، جاسوس
انگلیسی به فارسی
رجوع شود به: scarecrow
آدم کم اهمیت، هیچ کاره، دونپایه، مرد پوشالی
استدلال قلابی
مامور مخفی، جاسوس
مرد کوه
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• (1) تعریف: a bundle of straw made to resemble a human being; scarecrow.
• (2) تعریف: a weak, easily refuted argument or position, alleged by a politician, debater, or the like to be held by his or her opponents, so that he or she can appear to be superior or victorious by demolishing the argument or position.
• (3) تعریف: a person used as a cover for the questionable activities of another; front; blind.
• (4) تعریف: a person regarded as a nonentity.
• person who is used as a disguise or cover-up for the activities of another person
دیکشنری تخصصی
[حقوق] شاهد حرفه ای، طرف صوری معامله یا سند (در انتقال اسناد مالکیت)
مترادف و متضاد
Synonyms: cover, empty suit, front, hollow man, man of straw, paper tiger
coverup person
جملات نمونه
1. The fraud depended on hundreds of bank accounts being opened on behalf of straw men.
[ترجمه ترگمان]این کلاه برداری به صدها حساب بانکی بستگی داشت که از طرف مردان کاه باز می شد
[ترجمه گوگل]تقلب وابسته به صدها حساب بانکی بود که از طرف مردان نی کوبیدند
[ترجمه گوگل]تقلب وابسته به صدها حساب بانکی بود که از طرف مردان نی کوبیدند
2. Whether Lorenz's critics were firing a straw man is unimportant.
[ترجمه ترگمان]آیا منتقدان بدانند که یک مرد کاه شلیک می کنند بی اهمیت است یا نه
[ترجمه گوگل]آیا منتقدان لورنز یک مرد کاه را شلیک کردند، مهم نیست
[ترجمه گوگل]آیا منتقدان لورنز یک مرد کاه را شلیک کردند، مهم نیست
3. It's a snotty takedown of a straw man.
[ترجمه ترگمان]به خاطر این است که او را از یک مرد کاه نجات داده اند
[ترجمه گوگل]این یک برداشت از یک مرد نی است
[ترجمه گوگل]این یک برداشت از یک مرد نی است
4. The " Imperial President " was a straw man created by defensive congressmen and by disillusioned liberals.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور سلطنتی \" مردی پر کاهی بود که توسط اعضای دفاعی کنگره و لیبرال ها تشکیل شده بود
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور امپریالیستی یک مرد نی بود که توسط کنگره های دفاعی و لیبرال های ناامید شده ایجاد شد
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور امپریالیستی یک مرد نی بود که توسط کنگره های دفاعی و لیبرال های ناامید شده ایجاد شد
5. The straw man is used in countless other contexts as well .
[ترجمه ترگمان]این مرد در زمینه های متعدد دیگری نیز مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]مرد کوه نیز در زمینه های بی شماری دیگر استفاده می شود
[ترجمه گوگل]مرد کوه نیز در زمینه های بی شماری دیگر استفاده می شود
6. Because of the usage of the straw man fallacy, Kulak is so worried about attacking things, he does not take the time to show both sides.
[ترجمه ترگمان]به دلیل استفاده از این استدلال غلط، kulak به قدری در مورد حمله به چیزها نگران است، اما وقت آن را ندارد که هر دو طرف را نشان دهد
[ترجمه گوگل]به علت استفاده از توهین مرد نی، کولاک نگران حمله به چیزها است، او زمان را برای نشان دادن هر دو طرف ندارد
[ترجمه گوگل]به علت استفاده از توهین مرد نی، کولاک نگران حمله به چیزها است، او زمان را برای نشان دادن هر دو طرف ندارد
7. But "subprime is a straw man", counters Edward Chancellor, fund manager at Boston-based GMO.
[ترجمه ترگمان]اما \"subprime یک مرد پر کاهی است\"، با مدیر صندوق در اصلاح شده ژنتیکی بوستون مقابله می کند
[ترجمه گوگل]اما ادوارد چانچلر، مدیر صندوق در GMO مبتنی بر بوستون، 'Subprime یک مرد نی' است
[ترجمه گوگل]اما ادوارد چانچلر، مدیر صندوق در GMO مبتنی بر بوستون، 'Subprime یک مرد نی' است
8. As I wrote last year, a straw man which represented Fawkes standing in the middle.
[ترجمه ترگمان]همان طور که سال پیش نوشتم، یک مرد حصیری بود که مجسمه فوکس را در وسط قرار داده بود
[ترجمه گوگل]همانطور که من سال گذشته نوشتم، یک مرد نی که نشان دهنده فاکس ایستادن در وسط است
[ترجمه گوگل]همانطور که من سال گذشته نوشتم، یک مرد نی که نشان دهنده فاکس ایستادن در وسط است
9. They made a straw man and put him on top of it.
[ترجمه ترگمان]یک مرد کاه درست کردند و او را روی آن گذاشتند
[ترجمه گوگل]آنها یک مرد کوه را ساختند و او را در بالای آن گذاشتند
[ترجمه گوگل]آنها یک مرد کوه را ساختند و او را در بالای آن گذاشتند
10. They made a straw man called a "Guy".
[ترجمه ترگمان]اونا یه مرد کاه درست کردن که اسمش \"مرد\" - ه
[ترجمه گوگل]آنها یک مرد کاه را 'مرد' نامیدند
[ترجمه گوگل]آنها یک مرد کاه را 'مرد' نامیدند
11. People may use a straw man to discredit theories to which they do not subscribe .
[ترجمه ترگمان]مردم ممکن است از یک مرد کاه برای بی اعتبار کردن نظریه های خود استفاده کنند که با آن ها مشترک نیستند
[ترجمه گوگل]افراد ممکن است از یک مرد نی استفاده کنند تا تئوری هایی را که به آنها اشتراک ندارند بی اعتبار کنند
[ترجمه گوگل]افراد ممکن است از یک مرد نی استفاده کنند تا تئوری هایی را که به آنها اشتراک ندارند بی اعتبار کنند
12. The creationist position in the Origin is never merely a straw man to be knocked down.
[ترجمه ترگمان]تنها وضع موجود در کتاب اصالت فقط یک مرد کاه نیست که به زمین بخورد
[ترجمه گوگل]موضع خلقت در اصل، هرگز صرفا یک مرد کوهی است که باید از بین برود
[ترجمه گوگل]موضع خلقت در اصل، هرگز صرفا یک مرد کوهی است که باید از بین برود
13. The half-hour show uses these to the fullest, setting up straw man after straw man for Daria to demolish.
[ترجمه ترگمان]این برنامه نیم ساعت از این استفاده را به بهترین نحو استفاده می کند و یک مرد کاه را به دنبال دار یا بر گور می برد
[ترجمه گوگل]نمایش نیم ساعته از اینها به طور کامل استفاده می کند، و بعد از اینکه مردی به نام Daria برای تخریب می شود، نی نی را تنظیم می کند
[ترجمه گوگل]نمایش نیم ساعته از اینها به طور کامل استفاده می کند، و بعد از اینکه مردی به نام Daria برای تخریب می شود، نی نی را تنظیم می کند
14. And, like Sir Geoffrey and Mr Heseltine, he routinely sets up federalism as a straw man to knock down.
[ترجمه ترگمان]و چون سر تا ماس و آقای Heseltine طبق روال عادی به طور عادی federalism را به عنوان یک کاه زیر نظر گرفته بود تا به زمین بکوبد
[ترجمه گوگل]و مانند سر جفری و آقای هسلتین، او به طور مرتب فدرالیسم را به عنوان یک مرد کاهنده برای دست کشیدن تنظیم می کند
[ترجمه گوگل]و مانند سر جفری و آقای هسلتین، او به طور مرتب فدرالیسم را به عنوان یک مرد کاهنده برای دست کشیدن تنظیم می کند
پیشنهاد کاربران
یک نوع مغلطه در استدلال است
مغلطه مرد پوشالی یا پهلوان پنبه
مغلطه مرد پوشالی یا پهلوان پنبه
مترسک
۱ - مقام تشریفاتی یا ظاهری، مترسک، مرد پوشالی
Figurehead
۲ - مغلطه
Figurehead
۲ - مغلطه
To strawman = مردِپوشالی کردن.
کلمات دیگر: