کلمه جو
صفحه اصلی

cuckold


معنی : شوهر زن زانیه، زن قحبه، جاکشی وبیغیرتی کردن
معانی دیگر : (مردی که زنش با دیگران همخوابگی کند) زن قحبه، دیوث

انگلیسی به فارسی

شوهر زن زانیه، جاکشی و بی‌غیرتی کردن


شوهر زننده، شوهر زن زانیه، زن قحبه، جاکشی وبیغیرتی کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a man whose wife has sexual relations with someone else.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cuckolds, cuckolding, cuckolded
• : تعریف: of a wife, to cause (a husband) to be a cuckold.

• husband whose wife is unfaithful
cheat on one's husband, be unfaithful to one's husband
a cuckold is a man whose wife is deceiving him by having a sexual relationship with another man; an old-fashioned word.
if a woman cuckolds her husband, she deceives him by having an affair with another man; an old-fashioned word.

مترادف و متضاد

شوهر زن زانیه (اسم)
cuckold

زن قحبه (اسم)
cuckold

جاکشی و بی غیرتی کردن (فعل)
cuckold

جملات نمونه

1. Because I made a cuckold of him?
[ترجمه مهران روح زاده] چون من از او یک مرد بیغیرت ساختم؟
[ترجمه ترگمان]چون من بهش خیانت کردم؟
[ترجمه گوگل]از آنجا که من یک شوهر از او ساخته شده است؟

2. Horned gods are by definition cuckold gods.
[ترجمه ترگمان]خدایان شاخ دار تعریف خدایان هستند
[ترجمه گوگل]خدایان شاخدار توسط خدایان معشوق هستند

3. Cuckoldry:The state of being a cuckold.
[ترجمه ترگمان]cuckoldry: وضعیت of
[ترجمه گوگل]Cuckoldry: وضعیت یک شوهر زن زانیه

4. 'stinking bitches, fetch that cuckold to play for us.
[ترجمه ترگمان]جنده های بوگندو، اون شوهر cuckold را به ما بده تا برامون بازی کنه
[ترجمه گوگل]'گربه های سوزاننده، جمع آوری این شوهر زن زانیه برای ما بازی

5. Had you seen the double - end cuckold?
[ترجمه ترگمان]خیانت \"-\" رو دیدی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما شاهد دوقلو بودید؟

6. He'd be a cuckold, eating left - overs.
[ترجمه ترگمان]He بود، overs را می خورد
[ترجمه گوگل]او خواهر شوهرش بود، خوردن چپ - اوور

7. The green hat has always symbolized a cuckold in Chinese culture.
[ترجمه ترگمان]کلاه سبز همیشه نماد a فرهنگ چینی است
[ترجمه گوگل]کلاه سبز همواره نماد زاد و ولد در فرهنگ چینی است

8. Arthur himself has been portrayed as a weak cuckold.
[ترجمه ترگمان]خود آرتور به عنوان یک زن ضعیف به تصویر کشیده شده است
[ترجمه گوگل]آرتور خود را به عنوان یک شوهر زننده ضعیف نشان داده است

9. The act of making someone a cuckold.
[ترجمه ترگمان] کاری که به یکی از خیانت تبدیل میشه
[ترجمه گوگل]عمل ساختن یک شوهر زننده

10. Given what he does for a living, Bill is no innocent cuckold.
[ترجمه ترگمان]با توجه به کاری که برای زندگی کردن داره، \"بیل\" بی innocent
[ترجمه گوگل]با توجه به آنچه که او برای زندگی می کند، بیل هیچ شوهر بی گناه نیست

11. Most prominent amongst these are terms that mock the miller as an impotent and inadequate cuckold.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از این ها شرایطی هستند که the را به عنوان یک cuckold ناتوان و نامناسب مسخره می کنند
[ترجمه گوگل]بیشترین برجسته در میان این موارد، اصطلاحاتی هستند که میلر را به عنوان یک شوهر ناکارآمد و نامناسب مورد تمسخر قرار می دهند

12. What is not known so clearly is what causes a female to cuckold her mate.
[ترجمه ترگمان]چیزی که به روشنی مشخص نیست چیزی است که باعث می شود یک زن به همسر خود معترف شود
[ترجمه گوگل]آنچه که به وضوح شناخته نشده است، چیزی است که باعث می شود یک زن به همسرش وابسته باشد

13. Ah Fu laughed scornfully and said, " Who made me a cuckold?
[ترجمه ترگمان]اه Fu مسخره خندید و گفت: - کی به من خیانت کرد؟
[ترجمه گوگل]آه فو خشمگین شد و گفت: 'چه کسی یک شوهرم را ساخت؟

14. No greater shame to a man than to be cuckold.
[ترجمه ترگمان]هیچ شرمساری بزرگ تر از شوهر بودن نیست
[ترجمه گوگل]هیچ شرم بیشتری نسبت به مردی که شوهرش را دوست ندارد

پیشنهاد کاربران

مادر به خطا
اساساً به زن شوهر دار گفته میشود

دیوث - مرد بی غیرت
دقیق دقیق بخوام بگم مردی که از همخوابی و سکس همسرش با بقیه مردها لذت میبرد و اصلا براش اهمیتی نداره که زنش با بقیه میخوابه.
*هم اسمه هم فعل

گواد

از ریشه فرانسه به معنی فاخته گری ( پرنده ای که تخم هایش را زیر پرندگان دیگر می گذارد ) به زبان انگلیسی و خصوصا به صنعت پورن گرافی وارد شده که در آن به معنی مردی است که از دیدن و حضور در رابطه جنسی زنش با مردان دیگر لذت ببرد

به مردانی که نسبت به رابطه جنسی همسر خود با دیگران، حسودی و مخالفتی نداشته باشند.
اگر چه در ایران در کاربردی اشتباه، این را حتی برای خواهر و مادر هم به کار برده اند. در حالی که تنها برای همسر ( زن ) کاربرد دارد.


کلمات دیگر: