سعی کردم و درست بود، ازموده، ازموده شده، ممتحن، در محک ازمایش قرار گرفته
tried and true
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
قاعده اثبات شده
همچنین tried and tested و tried and trusted
به معنی چیزی که در گذشته ثابت کرده که تاثیرگذار و قابل تکیه کردن است.
به معنی چیزی که در گذشته ثابت کرده که تاثیرگذار و قابل تکیه کردن است.
محک خورده
از بوته آزمون سربلند ببیرون آمده
از بوته آزمون سربلند ببیرون آمده
آزمون پس داده
آزموده
قبلا امتحانش رو پس داده
کلمات دیگر: