جاسوسی کرد، جاسوسی کردن
spied
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
شناسایی کردن
متوجه شدن
تحت نظر بودن
رصد کردن
جاسوسی . .
شناسایی
تشخیص
شناسایی
تشخیص
تشخیص دادان
دیدن
دیدن
مظنون شدن
تشخیص دادن و متوجه شدن
گذشته spy
جاسوسی کرد، شناسایی کرد
جاسوسی کرد، شناسایی کرد
دیدن جاسوسی
کلمات دیگر: