کلمه جو
صفحه اصلی

strong point

انگلیسی به انگلیسی

• powerful claim, convincing point

جملات نمونه

1. Tact never was my strong point.
[ترجمه ترگمان] من همیشه احساس آرامش و آرامش می کردم
[ترجمه گوگل]تاکتیک هرگز نقطه قوت من نبود

2. Discretion is not Jeremy's strong point.
[ترجمه ترگمان]اینکه حق با \"احتیاط\" نیست حق با \"جرمی\" نیست
[ترجمه گوگل]اختیار جرمی نیست

3. Mathematics was never my strong point .
[ترجمه ترگمان]ریاضیات اصلا نقطه قوت من نبود
[ترجمه گوگل]ریاضیات هرگز نقطه قوت من نبود

4. Tact is not her strong point, judging by the way she behaved.
[ترجمه ترگمان]از طرز رفتار او راضی و خشنود است
[ترجمه گوگل]تاکت او نقطه قوت او نیست، با قضاوت در مورد نحوه رفتار او

5. Punctuality has never been his strong point.
[ترجمه ترگمان]Punctuality هیچ گاه نقطه قوت او نبوده است
[ترجمه گوگل]نقطه قوت هرگز نقطه قوت او نبوده است

6. Science was never my strong point at school.
[ترجمه ترگمان]علم هیچ وقت به خوبی من در مدرسه نبود
[ترجمه گوگل]علم هرگز نقطه منفی من در مدرسه نبود

7. For one thing, woodwork was not his strong point.
[ترجمه ترگمان]برای یک چیز، قسمت چوبی، نقطه قوت او نبود
[ترجمه گوگل]برای یک چیز، چوبکاری نقطه قوت او نبود

8. Judgment was never your strong point.
[ترجمه ترگمان] روز داوری هیچوقت نقطه قوت تو نبود
[ترجمه گوگل]قضاوت هرگز نقطه قوت شما نبود

9. And financial management, said Uberuaga, is his strong point.
[ترجمه ترگمان]Uberuaga گفت که مدیریت مالی نقطه قوت او است
[ترجمه گوگل]و مدیریت مالی، گفت: Uberuaga، نقطه قوت او است

10. For some, socialization is their strong point.
[ترجمه ترگمان]برای برخی، اجتماعی شدن نقطه قوت آن ها است
[ترجمه گوگل]برای برخی، اجتماعی شدن نقطه اصلی آنهاست

11. Animation Shop isn't this package's strong point and Photoshop's ImageReady application is a whole lot more powerful.
[ترجمه ترگمان]فروشگاه انیمیشن نقطه قوت این بسته نیست و برنامه ImageReady فتوشاپ بسیار قدرتمندتر است
[ترجمه گوگل]فروشگاه انیمیشن این نقطه قوی این بسته نیست و نرم افزار ImageReady فتوشاپ بسیار قدرتمندتر است

12. Her eyesight was her strong point, and yet also her worry.
[ترجمه ترگمان]بینایی او نقطه قوت او بود، و با این حال نگرانی او نیز همین بود
[ترجمه گوگل]چشم او نقطه قوت او بود، و در عین حال نگرانی او نیز بود

13. Painting isn't her strong point.
[ترجمه ترگمان]نقاشی نقطه قوت او نیست
[ترجمه گوگل]نقاشی نقطه قوت او نیست

14. Mr. King My hon. Friend makes a strong point.
[ترجمه ترگمان] \"آقای\" کینگ دوست به نکته خوبی اشاره کرد
[ترجمه گوگل]آقای پادشاه من دوست یک نقطه قوی ایجاد می کند

15. A strong point of the monoamine theory has been its predictive power.
[ترجمه ترگمان]نقطه قوت نظریه monoamine قدرت پیش بینی آن بوده است
[ترجمه گوگل]نقطه قوت نظریه مونوآمین، قدرت پیش بینی کننده آن است

پیشنهاد کاربران

نقطه قوت

مترادف strong suit می باشد.


کلمات دیگر: