کلمه جو
صفحه اصلی

curling


معنی : پیچش یا حلقه زنی، فر زنی بگیسو
معانی دیگر : بازی کرلینگ (دو گروه چهار نفری، در مقابل هم روی یخ بازی می کنند و هدف لغزاندن دیسک فلزی یا curling stone به دروازه ی حریف است و بازیکنان چوگان های جاروب مانند در دست دارند)

انگلیسی به فارسی

پیچش یا حلقه زنی، فر زنی بگیسو


فرزنی به ‌گیسو، پیچش یا حلقه‌زنی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a game played on ice in which two teams, of four players each, slide a stone or other heavy object toward a circle at either end of the ice, the players being permitted to clean the path of the stone to control its speed and direction.

• waving, spiraling; sport in which teams slide stones across an ice surface and try to land them on a scoreboard

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] تابیدن
[نساجی] لوله شدن پارچه

مترادف و متضاد

پیچش یا حلقه زنی (اسم)
curling

فر زنی بگیسو (اسم)
curling

جملات نمونه

1. the period when dyeing and curling the hair were all the rage
دوره ای که مو رنگ کردن و مو فر زدن کاملا مد شده بود

2. a boa kills its prey by curling and constricting itself
مار بوآ با حلقه کردن و همفشردن خود طعمه اش را می کشد.

3. There's nothing like curling up with a mug of tea and a good book.
[ترجمه ترگمان]هیچی مثل فر زدن با یه لیوان چای و یه کتاب خوب نیست
[ترجمه گوگل]هیچ چی با قاشق چای و یک کتاب خوب وجود ندارد

4. Curling hair styles are all the cry this year.
[ترجمه ترگمان]موهای پریشان موی سر تا سر امسال همه گریه می کنند
[ترجمه گوگل]در سال جاری همه گریه می کنند

5. I love curling up in an armchair with a good book.
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم روی یه صندلی راحت لم بدم با یه کتاب خوب
[ترجمه گوگل]من عاشق قیچی کردن در صندلی با یک کتاب خوب هستم

6. Mary was busy curling her hair.
[ترجمه ترگمان]مری مشغول جمع کردن موهایش بود
[ترجمه گوگل]مری مشغول سر و صدا کردن موهایش بود

7. Smoke was curling up the chimney.
[ترجمه ترگمان]دود از دودکش بیرون می آمد
[ترجمه گوگل]دود کوره درون دودکش بود

8. A leaf was on the ground, curling up at the edges.
[ترجمه ترگمان]یک برگ روی زمین نشسته بود و از لبه آن بیرون زده بود
[ترجمه گوگل]برگ بر روی زمین بود، در لبه های پیچ خورده بود

9. Miss Curling won on two horses from Mick Trickey's stable.
[ترجمه ترگمان]خانم Curling دوتا اسب از اصطبل میک Trickey برد
[ترجمه گوگل]خانم کورنینگ موفق به کسب دو اسب با ثبات Mick Trickey شد

10. The photograph was brown and curling at the edges.
[ترجمه ترگمان]عکس قهوه ای بود و در لبه ها پیچ وتاب می خورد
[ترجمه گوگل]عکس قهوه ای و قوس در لبه ها بود

11. Smoke is curling up from the kitchen chimney.
[ترجمه ترگمان]دود از دودکش آشپزخانه بیرون می زند
[ترجمه گوگل]دود از دودکش آشپزخانه فرار می کند

12. The corners of the lino were curling up.
[ترجمه ترگمان]گوشه های of را جمع کرده بودند
[ترجمه گوگل]گوشه های لاینو پیچ خوردگی بود

13. Figo levelled the scores with a curling free kick.
[ترجمه ترگمان]Figo با یک لگد آزاد امتیازات را به هم وصل کرده بودند
[ترجمه گوگل]فیگو امتیازات را با یک ضربه آزاد پیچش زدایی کرد

14. Curling his toes in a vain attempt to frustrate the inhospitable lino, Mungo watched, fascinated.
[ترجمه ترگمان]در حالی که سعی می کرد روی پنجه پا بایستد و سعی کند آن ها را از دست بدهد، روی پنجه پا ایستاد
[ترجمه گوگل]Mungo تماشا کرد، مجذوب شد، انگشتان دست خود را در تلاش بیهوده برای نابود کردن لینو بی حساس

15. She looked different since Lily had stopped curling her hair.
[ترجمه ترگمان]از زمانی که لی لی موهایش را فر زده بود فرق می کرد
[ترجمه گوگل]او از زمانی که لیلی متولد شدن موهایش بود متوقف شد

پیشنهاد کاربران

پیچش یا حلقه زنی

پیچاندن، حلقه کردن، نوعی بولینگ روی یخ

فر کردن مو


کلمات دیگر: