1. the period when dyeing and curling the hair were all the rage
دوره ای که مو رنگ کردن و مو فر زدن کاملا مد شده بود
2. a boa kills its prey by curling and constricting itself
مار بوآ با حلقه کردن و همفشردن خود طعمه اش را می کشد.
3. There's nothing like curling up with a mug of tea and a good book.
[ترجمه ترگمان]هیچی مثل فر زدن با یه لیوان چای و یه کتاب خوب نیست
[ترجمه گوگل]هیچ چی با قاشق چای و یک کتاب خوب وجود ندارد
4. Curling hair styles are all the cry this year.
[ترجمه ترگمان]موهای پریشان موی سر تا سر امسال همه گریه می کنند
[ترجمه گوگل]در سال جاری همه گریه می کنند
5. I love curling up in an armchair with a good book.
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم روی یه صندلی راحت لم بدم با یه کتاب خوب
[ترجمه گوگل]من عاشق قیچی کردن در صندلی با یک کتاب خوب هستم
6. Mary was busy curling her hair.
[ترجمه ترگمان]مری مشغول جمع کردن موهایش بود
[ترجمه گوگل]مری مشغول سر و صدا کردن موهایش بود
7. Smoke was curling up the chimney.
[ترجمه ترگمان]دود از دودکش بیرون می آمد
[ترجمه گوگل]دود کوره درون دودکش بود
8. A leaf was on the ground, curling up at the edges.
[ترجمه ترگمان]یک برگ روی زمین نشسته بود و از لبه آن بیرون زده بود
[ترجمه گوگل]برگ بر روی زمین بود، در لبه های پیچ خورده بود
9. Miss Curling won on two horses from Mick Trickey's stable.
[ترجمه ترگمان]خانم Curling دوتا اسب از اصطبل میک Trickey برد
[ترجمه گوگل]خانم کورنینگ موفق به کسب دو اسب با ثبات Mick Trickey شد
10. The photograph was brown and curling at the edges.
[ترجمه ترگمان]عکس قهوه ای بود و در لبه ها پیچ وتاب می خورد
[ترجمه گوگل]عکس قهوه ای و قوس در لبه ها بود
11. Smoke is curling up from the kitchen chimney.
[ترجمه ترگمان]دود از دودکش آشپزخانه بیرون می زند
[ترجمه گوگل]دود از دودکش آشپزخانه فرار می کند
12. The corners of the lino were curling up.
[ترجمه ترگمان]گوشه های of را جمع کرده بودند
[ترجمه گوگل]گوشه های لاینو پیچ خوردگی بود
13. Figo levelled the scores with a curling free kick.
[ترجمه ترگمان]Figo با یک لگد آزاد امتیازات را به هم وصل کرده بودند
[ترجمه گوگل]فیگو امتیازات را با یک ضربه آزاد پیچش زدایی کرد
14. Curling his toes in a vain attempt to frustrate the inhospitable lino, Mungo watched, fascinated.
[ترجمه ترگمان]در حالی که سعی می کرد روی پنجه پا بایستد و سعی کند آن ها را از دست بدهد، روی پنجه پا ایستاد
[ترجمه گوگل]Mungo تماشا کرد، مجذوب شد، انگشتان دست خود را در تلاش بیهوده برای نابود کردن لینو بی حساس
15. She looked different since Lily had stopped curling her hair.
[ترجمه ترگمان]از زمانی که لی لی موهایش را فر زده بود فرق می کرد
[ترجمه گوگل]او از زمانی که لیلی متولد شدن موهایش بود متوقف شد