کلمه جو
صفحه اصلی

stereotypes

انگلیسی به فارسی

کلیشه ها، کلیشه، کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبی داشتن


پیشنهاد کاربران

باورهای اجتماعی

تصور غالبی

کلیشه

تصور ، قالبی

نگرش

پندارهای قالبی

قالب کلیشه ای

Women who didn't fit the stereotype of a good mother
زنانی که در قالب کلیشه ای یک مادر خوب نمی گنجند. . .

It’s challenging stereotypes around blindness.


کلمات دیگر: