کلمه جو
صفحه اصلی

straggler


معنی : اواره، ولگرد
معانی دیگر : سرگردان

انگلیسی به فارسی

سرگردان، آواره، ولگرد


رقیق، اواره، ولگرد


انگلیسی به انگلیسی

• one who falls behind, one who strays, one who wanders
the stragglers are the people in a group who are moving more slowly or making less progress than the others.

مترادف و متضاد

اواره (اسم)
runabout, gadabout, tramp, wanderer, straggler, immigrant, straggle

ولگرد (اسم)
stray, loafer, blackguard, tramp, vagabond, hooligan, rambler, gangrene, footer, straggler, larrikin, roamer, runner, prowler, swinger

جملات نمونه

1. The last stragglers are just finishing the race.
[ترجمه ترگمان]آخرین stragglers ها دارن مسابقه رو تموم میکنن
[ترجمه گوگل]آخرین قهرمانان فقط به پایان مسابقه می رسند

2. There were two stragglers twenty yards back.
[ترجمه ترگمان]حدود بیست قدم عقب تر بودند
[ترجمه گوگل]دو تن از بازماندگان بیست متری پشت سرش بودند

3. The tour guide came back for the stragglers who were still taking pictures.
[ترجمه ترگمان]راهنمای تور برگشت به دنبال the که هنوز عکس می گرفت
[ترجمه گوگل]راهنمای تور برای افرادی که هنوز عکس گرفته بودند برگشت

4. Wait for the stragglers to catch up.
[ترجمه ترگمان]صبر کن تا stragglers گیر بیارن
[ترجمه گوگل]صبر کنید تا قاتلان عقب نشینی کنند

5. Our stragglers, their courage revived by sight of the gunboats, came up the hill, seeking their regiments.
[ترجمه ترگمان]قایق های کوچک ما که با دیدن قایق های کوچک توپ که به دنبال regiments بودند، از تپه بالا آمدند و به دنبال هنگ ها آمدند
[ترجمه گوگل]قهرمانان ما، شجاعت خود را با نگاهی به قایق های تفنگی احیا کردند، به تپه آمدند، به دنبال سربازان خود بودند

6. She saw the stragglers gather, none too enthusiastically, but not unwillingly, either, and waited for the last-comers.
[ترجمه ترگمان]او دید که stragglers را جمع می کند، نه با اشتیاق، اما نه با اکراه، نه با اکراه، و منتظر آمدن آخرین بار بود
[ترجمه گوگل]او دیدار کنندگان را جمع کرد، هیچ کدام بیش از حد مشتاقانه نیست، اما به طور ناخواسته، و منتظر آخرین بازدید کنندگان

7. Stragglers kept joining in ones and twos.
[ترجمه ترگمان]stragglers به یکی دو جفت تقسیم می شدند
[ترجمه گوگل]استقراضان در حال پیوستن به آنها و دو نفر بودند

8. The open fields were covered with wounded and stragglers, going to the rear.
[ترجمه ترگمان]مزارع باز پوشیده از مجروحین و stragglers بود که به عقب می رفتند
[ترجمه گوگل]میدان های باز با زخمی شدن و تکان خوردن به سمت عقب رفتند

9. As the stragglers passed he noticed a man sitting on a tree root, nursing a bloodstained foot.
[ترجمه ترگمان]همچنان که the می گذشتند، مردی را دید که روی تنه درختی نشسته بود و پای خون آلود را می مالید
[ترجمه گوگل]همانطور که ورزشکاران تصویب کردند متوجه شدم که یک مرد روی یک ریشه درخت نشسته است و یک پایه خونریزی دارد

10. Far down the mountain, the peloton and its stragglers have a different rhythm.
[ترجمه ترگمان]در فاصله ای دور از کوه، the و stragglers او یک ریتم متفاوت دارند
[ترجمه گوگل]پایین کوه، پلاتون و رشته های آن ریتم متفاوت دارند

11. Bears, we joke, will get any stragglers, so we bunch up more tightly into swaying, giggling file.
[ترجمه ترگمان]خرس ها، شوخی می کنیم، ما هم شوخی می کنیم، به همین دلیل تعداد بیشتری از stragglers را به دست می گیریم
[ترجمه گوگل]خرس ها، ما شوخی می کنند، هر گونه قهرمان را دریافت می کنند، بنابراین ما به سخت تر به پیچ و تاب، فایل جیغ زدن فشرده می رویم

12. Ahead of him, the tail-end stragglers of the daily rush hour traffic scurried across Westminster Bridge.
[ترجمه ترگمان]در پیش روی او، دنباله tail که در ساعات شلوغی صبحگاهی قرار داشت، از پل وست مینی ستر می گذشت
[ترجمه گوگل]پیش از آن، سرانجام دمپایانی از ترافیک روز عجله روزانه در سرتاسر وست مینیستر پل عبور کردند

13. After three and a half hours, the stragglers were still coming through.
[ترجمه ترگمان]بعد از سه ساعت و نیم، the هنوز به راه خود ادامه می دادند
[ترجمه گوگل]پس از سه ساعت و نیم، قیچی ها هنوز از میان می روند

14. A few stragglers got lost in the fog.
[ترجمه ترگمان]چند تا از stragglers در مه گم شدند
[ترجمه گوگل]چند تن از قهرمانان در مه غوطه ور شدند

پیشنهاد کاربران

یک شخصی یاحیوانی که از یک گروهی عقب افتاده باشه یا پشت سر یک گروهی باشه رو میگن straggler و ویژگی این شخص یا حیوان این هست که خیلی کند حرکت میکند .


جا مانده، عقب مانده از یک گروهی

فرد/چیز جدا افتاده

مهمان ناخوانده و بدون دعوت


کلمات دیگر: