کلمه جو
صفحه اصلی

azotemia


(پزشکی) انباشته شدن مواد نیتروژن دار در خون، ازوتمی، ازت انباشتگی

انگلیسی به فارسی

(پزشکی) انباشته‌شدن مواد نیتروژن‌دار در خون، ازوتمی، ازت انباشتگی


انگلیسی به انگلیسی

• excess nitrogen in the blood (medicine)

جملات نمونه

1. Azotemia is seldom responsible for symptoms unless its severity is sufficient to produce uremia.
[ترجمه ترگمان]Azotemia به ندرت مسئول علایم بیماری هستند مگر آنکه شدت آن برای تولید uremia کافی باشد
[ترجمه گوگل]Azotemia به ندرت مسئول علائم است مگر اینکه شدت آن برای تولید اوره کافی باشد

2. The authors pointed out that periosteal new bone formation appeared during the course of azotemia.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان اشاره کردند که تشکیل استخوان ضریعی در طول دوره of ظاهر شد
[ترجمه گوگل]نویسندگان به این نکته اشاره داشتند که تشکیل پروستئت جدید استخوان در طی دوره آزتمی مشاهده شد

3. To observe the content of RASS and ANP in blood serum. To indicate the part mechanism of treatment of refractory cirrhosis ascites with azotemia.
[ترجمه ترگمان]برای مشاهده محتوای of و ANP در سرم خون برای نشان دادن مکانیزم بخشی از درمان of refractory با azotemia
[ترجمه گوگل]برای مشاهده محتوای RASS و ANP در سرم خون  برای نشان دادن مکانیسم بخش درمان آسکیت سیروز مقاوم به با آسیاتمی

4. The effect of phosphate-load (PL) on urinary protein excretion (UPE) was observed in 1NIDDM patients without azotemia.
[ترجمه ترگمان]تاثیر بار فسفات بر روی دفع پروتئین ادراری (UPE)در ۱ NIDDM بیمار بدون azotemia مشاهده شد
[ترجمه گوگل]اثر فسفات بار (PL) بر دفع پروتئین ادراری (UPE) در بیماران 1NIDDM بدون آسئوتمی مشاهده شد

5. The Chinese medicine paved on the umbilicus and enema has definite clinical therapeutics effect on the treatment of refractory cirrhosis ascites with azotemia.
[ترجمه ترگمان]داروهای چینی که بر روی the و enema فرش می شود، تاثیر بالینی بالینی مشخصی بر رفتار cirrhosis refractory با azotemia دارد
[ترجمه گوگل]طب چینی بر روی بند ناف بستری شده و انما دارای تأثیرات بالینی درمان دارویی در درمان آسیتیت سیروز مقاوم به نسج با آسیتمی است

6. Sodium polystyrene sulfonate is adequate for varieties of hyperkalemia and azotemia due to renal failure.
[ترجمه ترگمان]polystyrene سدیم sulfonate برای انواع of و azotemia ناشی از نارسایی کلیه مناسب است
[ترجمه گوگل]پلی استایرن سولفونات سدیم برای گونه های هیپوکالمی و آسوتمی ناشی از نارسایی کلیوی مناسب است

7. It is defined by a loss of function of about 75 percent of the filtration system of the kidney and characterized by azotemia and low specific gravity of the urine.
[ترجمه ترگمان]این روش با از دست دادن عملکرد حدود ۷۵ درصد از سیستم فیلتراسیون کلیه تعریف می شود و با azotemia و جاذبه ویژه پایینی ادرار مشخص می شود
[ترجمه گوگل]این تعریف به وسیله کاهش عملکرد حدود 75 درصد از سیستم تصفیه کلیه تعریف شده و با استحکام آسوتمی و وزن مخصوص ادرار مشخص می شود

8. To indicate the part mechanism of treatment of refractory cirrhosis ascites with azotemia.
[ترجمه ترگمان]برای نشان دادن مکانیزم بخشی از درمان of refractory با azotemia
[ترجمه گوگل]برای نشان دادن مکانیسم بخش درمان آسکیت سیروز مقاوم به با آسیاتمی

9. The uremia syndrome includes kidney essence damage or kidney incompetence caused azotemia, renal hyperlipemia, renal anemia and electrolyte disorder caused uremia syndrome.
[ترجمه ترگمان]سندرم uremia شامل آسیب عصاره کلیه یا عدم صلاحیت کلیه ناشی از azotemia، hyperlipemia کلیه، کم خونی renal و اختلالات الکترولیت موجب سندروم uremia می شود
[ترجمه گوگل]سندرم اورمیا شامل آسیب ذاتی کلیه یا بی کفایتی کلیه باعث ایجاد آسیتمی، هیپرلیپمی کلیوی، کم خونی کلیوی و اختلالات الکترولیتی شده است که باعث ایجاد سندرم اورمی می شود

10. Objective To observe the clinical efficacy of combined therapy of Shehuang Paste (SHP) with colonic dialysis in treating patients with refractory cirrhotic ascites complicated with azotemia.
[ترجمه ترگمان]هدف از مشاهده اثربخشی بالینی درمان ترکیبی of (SHP)با dialysis colonic در درمان بیماران مبتلا به cirrhotic refractory ascites با azotemia است
[ترجمه گوگل]هدف بررسی اثربخشی بالینی درمان ترکیبی پوسته شیفوان (SHP) با دیالیز کولون در درمان بیماران مبتلا به آسیت سیروز مقاوم به انسداد پیچیده با آسئوتمی است

11. Results:34 cases obtained normal renal function and 9 cases with azotemia after three months of operation.
[ترجمه ترگمان]نتایج: ۳۴ مورد از عملکرد نرمال کلیه و ۹ موردی با azotemia پس از سه ماه عملیات بدست آمد
[ترجمه گوگل]یافته ها: 34 بیمار از نظر عملکرد کلیه طبیعی و 9 مورد با آزتمی بعد از سه ماه استفاده گردید

12. But the incidence of UGB markedly increased in patients with hypotension, hypoxemia, hyponatremia, azotemia, acidosis, hyperglycemia and high MDA state following brain damage.
[ترجمه ترگمان]اما شیوع اچ آی وی به طور قابل توجهی در بیماران مبتلا به hypotension، hypoxemia، hyponatremia، azotemia، acidosis، hyperglycemia و MDA - ۵۶ به دنبال آسیب مغزی، افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]اما بروز UGB به طور قابل توجهی در بیماران مبتلا به فشار خون، هیپوکسمی، هیپوناترمی، AZOTEMIA، اسیدوز، هیپرگلیسمی و MDA بالا پس از آسیب مغزی به طور قابل توجهی افزایش یافته است


کلمات دیگر: