(معماری) تاق زاویه ی دیوار، گوشه تاق، گوشه پوش، (برای بهتر دیدن و غیره) چشمان خود را هم کشیدن، نیمه بسته کردن، صورت خود را هم کشیدن، چین دار کردن، بینی خود را هم کشیدن، چروک دار کردن، درهم کشیدن، کج و معوج کردن، (برای کوچکتر نشان دادن خود و غیره) خود را جمع کردن، یکه خوردن، تن درندادن
squinch
(معماری) تاق زاویه ی دیوار، گوشه تاق، گوشه پوش، (برای بهتر دیدن و غیره) چشمان خود را هم کشیدن، نیمه بسته کردن، صورت خود را هم کشیدن، چین دار کردن، بینی خود را هم کشیدن، چروک دار کردن، درهم کشیدن، کج و معوج کردن، (برای کوچکتر نشان دادن خود و غیره) خود را جمع کردن، یکه خوردن، تن درندادن
انگلیسی به فارسی
(معماری) تاق زاویهی دیوار، گوشه تاق، گوشهپوش
(برای بهتر دیدن و غیره) چشمان خود را هم کشیدن، نیمه بسته کردن
صورت خود را هم کشیدن، چین دار کردن
بینی خود را هم کشیدن، چروک دار کردن
درهم کشیدن، کج و معوج کردن
(برای کوچکتر نشان دادن خود و غیره) خود را جمع کردن
(بهطور معمول با: down یا up یا away) خود را پس کشیدن، یکه خوردن، تن درندادن
چلچله
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: in architecture, an interior corner support, such as an arch or lintel supporting the weight of a spire.
• crouch down; squint, squeeze, tense up the muscles of the eyes; flinch, draw back, show fear
جملات نمونه
1. He squinched up his face in a look that left no doubt about his displeasure.
[ترجمه ترگمان]چهره خود را با نگاهی که حاکی از نارضایتی او نبود از جا بلند کرد
[ترجمه گوگل]او چهره اش را با نگاهی بی نظیری دید که شکی در مورد نارضایتی اش نداشت
[ترجمه گوگل]او چهره اش را با نگاهی بی نظیری دید که شکی در مورد نارضایتی اش نداشت
2. Inside four arches support the central dome with squinches rather than pendentives.
[ترجمه ترگمان]داخل چهار طاق به جای pendentives، گنبد مرکزی را با squinches پشتیبانی می کند
[ترجمه گوگل]در داخل چهار آرک از گنبد مرکزی به جای کوهنوردی ها استفاده می شود
[ترجمه گوگل]در داخل چهار آرک از گنبد مرکزی به جای کوهنوردی ها استفاده می شود
3. He squinches his features sorely.
[ترجمه ترگمان]چهره درهم کشید و گفت:
[ترجمه گوگل]او ویژگی هایش را به سختی می کشد
[ترجمه گوگل]او ویژگی هایش را به سختی می کشد
4. The oval dome over the crossing is supported on squinches and shallow pendentives.
[ترجمه ترگمان]گنبد بیضی شکل بر روی گذرگاه روی squinches و pendentives کم عمق تکیه دارد
[ترجمه گوگل]گنبد بیضی بیش از عبور از چاله ها و زیردریایی های کم عمق پشتیبانی می شود
[ترجمه گوگل]گنبد بیضی بیش از عبور از چاله ها و زیردریایی های کم عمق پشتیبانی می شود
5. Inside, the nave vaults are octagonal domical shape and the central dome is carried on pseudo-pendentives rather like squinches.
[ترجمه ترگمان]در داخل، طاق های شبستان، شکل domical هشت ضلعی هستند و گنبد مرکزی بر روی شبه - مانند squinches حمل می شود
[ترجمه گوگل]در داخل، غارهای نوا شکل هشت ضلعی مستطیلی هستند و گنبد مرکزی بر روی شبه قاعده به جای چنگک ها حمل می شود
[ترجمه گوگل]در داخل، غارهای نوا شکل هشت ضلعی مستطیلی هستند و گنبد مرکزی بر روی شبه قاعده به جای چنگک ها حمل می شود
6. This is the seat of logic, analysis, verbal reasoning and the kinds of thoughts--Maybe I should just kind of squinch over a little more to the left--that you never imagine crossing Tiger Woods's mind.
[ترجمه ترگمان]این صندلی منطق، تحلیل، استدلال کلامی و انواع اندیشه ها است - - شاید بهتر است کمی بیشتر به سمت چپ بروم - - که هرگز تصور نکنید که از ذهن تایگر وودز رد شوید
[ترجمه گوگل]این صندلی منطق، تجزیه و تحلیل، استدلال کلامی و انواع افکار است - شاید من فقط باید کمی از چپ به سمت چپ - که شما هرگز تصور کنید عبور از ذهن تیزر وودز
[ترجمه گوگل]این صندلی منطق، تجزیه و تحلیل، استدلال کلامی و انواع افکار است - شاید من فقط باید کمی از چپ به سمت چپ - که شما هرگز تصور کنید عبور از ذهن تیزر وودز
7. To allow a dome to rest above a square base, either of two devices was used: the squinch (an arch in each of the corners of a square base that transforms it into an octagon ) or the pendentive.
[ترجمه ترگمان]برای اجازه دادن به یک گنبد برای استراحت بیش از یک پایه مربعی، هر کدام از دو ابزار مورد استفاده قرار گرفتند: the (طاق در هر کدام از گوشه های یک پایه مربعی که آن را به یک هشت ضلعی تبدیل می کند)یا the
[ترجمه گوگل]برای اجازه دادن به یک گنبد برای استراحت بالای یک پایه مربع، هر کدام از دو دستگاه با استفاده از squinch (قوس در هر گوشه ای از یک پایه مربع است که آن را تبدیل به هشت ضلعی) یا vendentive
[ترجمه گوگل]برای اجازه دادن به یک گنبد برای استراحت بالای یک پایه مربع، هر کدام از دو دستگاه با استفاده از squinch (قوس در هر گوشه ای از یک پایه مربع است که آن را تبدیل به هشت ضلعی) یا vendentive
پیشنهاد کاربران
گوشوار - سه کنج
گوشه سازی در مرمت و معماری ایرانی.
کلمات دیگر: