کلمه جو
صفحه اصلی

stably

انگلیسی به فارسی

پایدار


انگلیسی به انگلیسی

• steadily, firmly

جملات نمونه

1. Production and maintenance of Rat-fibroblasts stably expressing the c-Myc-ER fusion protein and the defective c-Myc mutant protein 106-143c-Myc-ER have been described.
[ترجمه ترگمان]تولید و نگهداری از فیبروبلاست های Rat به طور پایدار پروتیین ترکیب c - Myc - ER و پروتیین جهش یافته c - Myc - ۱۴۳ - Myc - ER - ER توصیف شده اند
[ترجمه گوگل]تولید و نگهداری از موش های فیبروبلاست ها که به طور مؤثری بیان پروتئین فیوژن c-Myc-ER و پروتئین mutic-defect c-Myc 106-143c-Myc-ER توصیف شده است

2. Lots of loyal customers mean stably increasing saleroom, low sale cost and continually ascending gains for enterprises.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مشتریان وفادار به طور پایدار، saleroom، هزینه فروش پایین و سود پیوسته برای شرکت ها را افزایش می دهند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مشتریان وفادار به معنای افزایش قیمت کالاهای داخلی، هزینه فروش پایین و افزایش سود مستمر برای شرکت ها هستند

3. The unburned brick can be stably used under high-temperature vacuum melting conditions after the content of graphite in the brick is reduced.
[ترجمه ترگمان]آجر unburned را می توان به طور پایدار تحت شرایط ذوب خلا با دمای بالا پس از آنکه محتوای گرافیت در آجر کاهش یافت، مورد استفاده قرار داد
[ترجمه گوگل]آجر نشتی را می توان در شرایط ذوب با دمای بالا در دمای پایین، پس از کاهش محتوای گرافیت در آجر کاهش می یابد

4. Stably and unhesitatingly, with great confidence, we are going forward.
[ترجمه ترگمان]بدون تردید و تردید، با اطمینان کامل، به پیش می رویم
[ترجمه گوگل]به طور صریح و بدون تردید، با اعتماد به نفس بالا، ما به جلو حرکت می کنیم

5. The boiler is able to run stably at 50% of fun bad without oil support after burners were retrofitted and there is no slagging problem in the furnace.
[ترجمه ترگمان]دیگ بخار می تواند به طور پایدار و بدون پشتیبانی نفت، به طور پایدار و بدون پشتیبانی نفت، به طور پایدار اجرا شود و هیچ مشکلی در کوره وجود ندارد
[ترجمه گوگل]دیگ بخار قادر است با 50٪ از سرگرم کننده بد بدون پشتیبانی نفت اجرا شود پس از اصلاح مشعل ها و هیچ مشکلی سرباره در کوره وجود دارد

6. They are now working stably at almost one hundred of key nodes.
[ترجمه ترگمان]آن ها در حال حاضر به طور پایدار در حدود یک صد گره کلیدی کار می کنند
[ترجمه گوگل]آنها در حال حاضر به طور صحیح در تقریبا صد گره کلیدی کار می کنند

7. This also guaranteed Sa Debei displays stably essential essential factor.
[ترجمه ترگمان]این امر همچنین Sa را تضمین می کند که به طور پایدار یک عامل اساسی ضروری را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]این همچنین تضمین کرد که سبا دبی نشان دهنده مؤلفه ضروری ضروری است

8. It can guarantee electric system safely, stably and economically.
[ترجمه ترگمان]این سیستم می تواند به طور ایمن، پایدار و اقتصادی سیستم برق را تضمین کند
[ترجمه گوگل]این می تواند سیستم برق را با خیال راحت، پایدار و اقتصادی تضمین کند

9. Results: IL - 2was cloned and stably expressed in cos - 7 cells successfully.
[ترجمه ترگمان]نتایج: IL - ۲ cloned و به طور پایدار در cos - ۷ با موفقیت بیان شد
[ترجمه گوگل]نتایج IL-2 به طور کلون شده و به طور موفقیت آمیز در سلولهای کلاسیک 7 بیان شده است

10. Now the stack is running stably and effectively in the telemedicine system.
[ترجمه ترگمان]اکنون این پشته، به طور مداوم و به طور موثر در سیستم پزشکی از راه دور، در حال اجرا است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر پشته در سیستم ارتباطات راه دور پایدار و موثر است

11. After improvement, the tail gas system operate stably and energy saving and consumption reduction are realized.
[ترجمه ترگمان]پس از بهبود، سیستم گاز دم به طور پایدار عمل می کند و صرفه جویی در مصرف انرژی و کاهش مصرف تحقق می یابد
[ترجمه گوگل]پس از بهبود، سیستم گاز دم stably کار می کند و صرفه جویی در مصرف انرژی و مصرف کاهش می یابد

12. Lotka and Volterra were interested in knowing whether parasites could stably control populations of hosts.
[ترجمه ترگمان]Lotka و Volterra علاقه مند به دانستن این موضوع بودند که آیا انگل های می توانند به طور پایدار جمعیت میزبان را کنترل کنند یا خیر
[ترجمه گوگل]Lotka و Volterra علاقه مند به دانستن اینکه انگل می تواند به طور پایدار کنترل جمعیت میزبان

13. The utility model has the advantages that the rotating head can rotate stably in relative to a joint body, so a communication conducting wire or a cable can not be damaged easily.
[ترجمه ترگمان]مدل مصرفی دارای مزایایی است که هد چرخان می تواند به طور پایدار در ارتباط با یک بدنه مشترک جابجا شود، بنابراین ارتباط سیم یا کابل به راحتی آسیب نبیند
[ترجمه گوگل]مدل ابزار دارای مزایایی است که سر چرخش می تواند به طور ثابت در نسبت به یک بدن مشترک چرخش کند، بنابراین سیم ارتباطی یا کابل به راحتی نمی تواند آسیب دیده باشد

14. Without the effect of the dominant epistatic inhibition gene (Rf), the dominant male sterile gene (Ms) can be stably expressed in different genetic backgrounds.
[ترجمه ترگمان]بدون تاثیر ژن مهار epistatic غالب (f)، ژن استریل مذکر (خانم)را می توان به طور پایدار در زمینه های ژنتیکی مختلف بیان کرد
[ترجمه گوگل]بدون اثر ژن مهار اپیستاتیک غالب (Rf)، ژن استریل غالب غالب (Ms) می تواند به طور پایدار در زمینه های ژنتیکی بیان شود

15. Conclusions Intrafascicular microelectrodes can record the electric signal of peripheral nerve stably and it could serve as a method of providing more information source.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری Intrafascicular microelectrodes می تواند به طور پایدار سیگنال الکتریکی اعصاب محیطی را ثبت کند و می تواند به عنوان روشی برای فراهم کردن منبع اطلاعات بیشتر عمل کند
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری میکروالکترودهای داخل شکمی می توانند سیگنال الکتریکی عصب محیطی را پایدار نگه دارند و می توانند به عنوان یک روش ارائه منبع اطلاعات بیشتر مورد استفاده قرار گیرند


کلمات دیگر: