کلمه جو
صفحه اصلی

stage whisper


نجوای روی صحنه (که تماشاگران هم آن را می شنوند)

انگلیسی به فارسی

نجوای روی صحنه (که تماشاگران هم آن را میشنوند)


زمزمه مرحله


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: an actor's loud whisper that is intended to be heard by the audience but not by the other actors.

(2) تعریف: any loud whisper that is meant to be overheard.

• loud voice that is intended to sound like a whisper
a stage whisper is a loud whisper that is meant to be heard by several people.

مترادف و متضاد

fairly loud whisper


Synonyms: aside, breathy voice, loud whisper, sotto voce, whisper, whispering


جملات نمونه

1. He dropped to a conspiratorial stage whisper with Margaret: Where is she anyway?
[ترجمه ترگمان]او در حالی که با مارگارت پچ پچ می کرد گفت: به هر حال او کجاست؟
[ترجمه گوگل]او با یک مارپیچ زمزمه به مرحله توطئه آمیز رسیده کجا او است؟

2. A stage whisper was heard from the percussion section: And if he can't handle even that, they take away one of his sticks and make him a conductor.
[ترجمه ترگمان]صدای گوش خراشی از بخش آن شنیده شد: و اگر هم نتواند این کار را انجام دهد، یکی از چوب ها را برمی دارند و او را رهبر ارکستر می سازند
[ترجمه گوگل]از بخش انفجاری نیمکت نشینی شنیده می شود و اگر او حتی نمی تواند آن را اداره کند، یکی از چوب هایش را برداشته و او را هدایت می کند

3. A stage whisper was heard from the percussion section: "And if he can't handle that, they take away one of his sticks and make him a conductor. "
[ترجمه ترگمان]یک زمزمه صحنه از قسمت پرکاشن شنیده شد: \" و اگر او نمی تواند این کار را انجام دهد، آن ها یکی از چوب او را می گیرند و او را به یک رهبر تبدیل می کنند \"
[ترجمه گوگل]از یک بخش نارنجی صدای عصبی شنیده می شود: 'و اگر او نمیتواند آن را اداره کند، یکی از چوبها را برداشت و او را هدایت کرد '

4. In the two - stage whisper from time to time low laugh.
[ترجمه ترگمان]در دو مرحله بعد از زمان تا زمان خنده کوتاه
[ترجمه گوگل]در زمزمه دو مرحله از زمان به زمان کم خنده

5. 'I knew this would happen,' he said in a stage whisper ".
[ترجمه ترگمان]با صدای زمزمه وار گفت: می دونستم که این اتفاق می افته
[ترجمه گوگل]'من می دانستم که این اتفاق می افتد،' او گفت: در یک زمزمه مرحله '

6. 'I knew this would happen,' she said in a stage whisper.
[ترجمه ترگمان]او آهسته گفت: می دونستم که این اتفاق می افته
[ترجمه گوگل]'من می دانستم این اتفاق می افتد،' او گفت: در یک زمزمه مرحله

7. At the door she caught Bloggs's sleeve and said in a stage whisper, " Tell me - what is he? "
[ترجمه ترگمان]در آستانه در آستین کتی را گرفت و با صدای آهسته ای گفت: به من بگو، اون چیه؟ \" \" \"
[ترجمه گوگل]در درب او آستین Bloggs را گرفت و در یک زمزمه گفت: �به من بگو - چی هست؟ '

8. At the table, the man addressed his friend in a stage whisper.
[ترجمه ترگمان]در کنار میز، مرد با صدای آهسته ای دوست خود را مخاطب قرار داد
[ترجمه گوگل]در جدول، مرد دوستش را در یک زمزمه خطاب کرد

9. "I would love to know what they're saying in there, " says Shareen in a stage whisper.
[ترجمه ترگمان]Shareen در یک زمزمه چند مرحله ای می گوید: \" دوست دارم بدانم در آنجا چه می گویند \"
[ترجمه گوگل]Shareen در یک زمزمه می گوید: 'من دوست دارم بدانم که آنها در آنجا چه می گویند '


کلمات دیگر: