کلمه جو
صفحه اصلی

square dance


(نوعی رقص مردمی آمریکای شمالی) اسکوردانس، رقص محلی امریکا، رقص چوبی

انگلیسی به فارسی

رقص محلی آمریکا، رقص چوبی


رقص مربع، رقص محلی امریکا، رقص چوبی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: square dancer (n.)
• : تعریف: a lively dance in which couples form circles, squares, or other shapes and often execute steps or maneuvers as they are called out by the caller.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: square-dances, square-dancing, square-danced
• : تعریف: to perform the square dance.

• american country dance for four couples who form a square; country dance in which dancers dance in pairs or sets to lively music played on fiddles and a caller who calls out the steps

مترادف و متضاد

country dancing in formation


Synonyms: barn dance, country dance, hoedown, quadrille


جملات نمونه

1. Then everything reverses, as in a square dance.
[ترجمه ترگمان]پس همه چیز در یک مجلس رقص مربع است
[ترجمه گوگل]سپس همه چیز عوض می شود، مثل یک رقص مربع

2. Square dancing is on tonight's program at the rec center.
[ترجمه ترگمان]رقص میدان میدان برنامه امشب در مرکز rec
[ترجمه گوگل]رقص های مربعی در برنامه امشب در مرکز یادگیری است

3. Red notebook Bed linen Samba square dance double duvet cover; pillowcase.
[ترجمه ترگمان]دفترچه جلد قرمز، لباس رقص چهار نفره، روبالشی، روبالشی
[ترجمه گوگل]تختخواب سفری قرمز Samba square dance cover duvet؛ بالشتک

4. The movements constituting a square dance.
[ترجمه ترگمان]حرکاتی که رقص مربعی را تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]جنبش ها یک رقص مربع هستند

5. When you square dance, you change partners easily.
[ترجمه ترگمان]وقتی که می رقصی، partners رو به راحتی عوض می کنی
[ترجمه گوگل]وقتی رقص می کنید، شریک ها را راحت می کنید

6. The square dance is an authentic American folk development of the Old - World four - couple dance.
[ترجمه ترگمان]رقص چهار زوج از مردم اصیل آمریکایی است
[ترجمه گوگل]رقص مربع یک قوم عامیانه آمریکایی از رقص چهارگانه قدیم و جهان است

7. English ancestor of American square dance was the Morris dance.
[ترجمه ترگمان]جد انگلیسی رقص square رقص موریس بود
[ترجمه گوگل]اجداد انگلیسی رقص آمریکایی رقص موریس بود

8. It may be only a matter of time before goals trigger outbreaks of mass aerobics and the odd square dance.
[ترجمه ترگمان]این ممکن است تنها یک موضوع باشد قبل از اینکه هدف از وقوع جرم ایروبیک و رقص مربعی فرد باشد
[ترجمه گوگل]ممکن است تنها یک لحظه از زمان پیش از اهداف، منجر به شیوع ایروبیک توده ای و رقص عادی مربع شود

9. Water carafe and glass. Red notebook Bed linen Samba square dance double duvet cover; pillowcase.
[ترجمه ترگمان]مقدار کافی شیشه و شیشه دفترچه جلد قرمز، لباس رقص چهار نفره، روبالشی، روبالشی
[ترجمه گوگل]گردنبند آب و شیشه تختخواب سفری قرمز Samba square dance cover duvet؛ بالشتک

10. Many schools teach square dancing in Physical Education, and there are actually square dance competitions.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مدارس رقص چهارگوش را در آموزش فیزیکی تدریس می کنند و در واقع رقابت های رقص مربعی وجود دارد
[ترجمه گوگل]بسیاری از مدارس رقص رقص در آموزش تربیتی را آموزش می دهند، و رقابت های رقابتی رقابتی وجود دارد

11. How would you like to go to an American style square dance?
[ترجمه ترگمان]شما دوست دارید به یک سبک عکاسی از سبک آمریکایی بروید؟
[ترجمه گوگل]چگونه می خواهید به رقص مربع سبک آمریکایی بروید؟

12. A number of couples required for participation in a square dance.
[ترجمه ترگمان]تعدادی از زوج ها برای شرکت در یک رقص چهار گوش نیاز به مشارکت داشتند
[ترجمه گوگل]تعدادی زوج برای شرکت در رقص مربع مورد نیاز است

13. They went out a few times a year—to the county fair, the watermelon festival, the occasional square dance or gospel singing.
[ترجمه ترگمان]آن ها چند بار در سال به نمایشگاه شهرستان، جشنواره هندوانه، رقص گاه گاه و یا آواز خوانی، رفتند
[ترجمه گوگل]آنها چند بار در سال به نمایشگاه شهر، جشنواره هندوانه، رقص مستعمره یا آواز انجیل رفتند


کلمات دیگر: