کلمه جو
صفحه اصلی

stabling


طویله، ستورگاه

انگلیسی به فارسی

طویله


وسایل و تسهیلات اصطبل


ثابت کردن، استوار شدن، در طویله بستن، جا دادن


انگلیسی به انگلیسی

• place in a barn for horses or other animals

جملات نمونه

1. The house has stabling for 20 horses.
[ترجمه ترگمان]خونه برای ۲۰ تا اسب اصطبل داره
[ترجمه گوگل]این خانه برای 20 اسب استوار است

2. The wash-house sat between the stabling and a dark windowless place where coals and winter logs were stored.
[ترجمه ترگمان]خانه، بین اصطبل و مکانی تاریک و بدون پنجره، جایی که ذغال و الوار در آن ذخیره شده بود، نشسته بود
[ترجمه گوگل]خانه شستشو بین ایستگاه پایدار و یک محل بدون پنجره تاریک که در آن زغال سنگ و سیاهههای مربوط به زمستان ذخیره شده بود نشستند

3. I don't want them stabling their mounts here, it'd be too conspicuous.
[ترجمه ترگمان]من نمی خواهم که این اسب ها را اینجا نگه دارند، این جا خیلی جلب توجه می کند
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم آنها را در اینجا ثابت نگه دارند، آن را خیلی آشکار خواهد شد

4. After stabling our horses, my master muttered that he had business to attend to and wandered off to his chamber.
[ترجمه ترگمان]پس از اصطبل اسب ها، ارباب من من کرد که او کاری دارد که در آن شرکت کند و به اتاق خود برود
[ترجمه گوگل]پس از ایستادن اسب های ما، استاد من می گوید که او مشغول به کار بوده و به اتاقش سرگردان است

5. The stone barn over here is to have stabling for two horses, a harness room and a hayloft above.
[ترجمه ترگمان]طویله این جا اصطبل برای دو اسب، یک انبار یراق و انبار علوفه است
[ترجمه گوگل]انبار سنگ در اینجا این است که برای دو اسب، یک اتاق مهار و یک حیله گر بالای بالا ایستاده است

6. A new method of amplitude stabling for nanosecond laser pulse was proposed based on Pockels effect.
[ترجمه ترگمان]روش جدیدی برای یافتن پالس لیزری برای پالس لیزر با استفاده از روش Pockels ارائه شد
[ترجمه گوگل]یک روش جدید برای تثبیت دامنه برای پالس لیزر نانو جزء بر اساس اثر Pockels پیشنهاد شد

7. Inns provided shelter and stabling facilities.
[ترجمه ترگمان]مسافرخانه ها پناه گاه و امکانات stabling را فراهم کردند
[ترجمه گوگل]کاروان ها امکانات و پناهگاه ها را فراهم می کردند

8. More than fifty Centres in Somerset - many can offer instruction and accommodation, some stabling.
[ترجمه ترگمان]بیش از ۵۰ مرکز در سامرست وجود دارند که بسیاری از آن ها می توانند آموزش و اسکان دهند
[ترجمه گوگل]بیش از پنجاه مراکز در سامرست - بسیاری از آنها می توانند آموزش و اقامت داشته باشند، برخی از استانی شدن

9. The concessionaire will also be expected to supply the necessary fleet of DMUs and the maintenance and stabling depot.
[ترجمه ترگمان]همچنین انتظار می رود که The ناوگان حمل و نقل لازم و ایستگاه maintenance و stabling را تامین نماید
[ترجمه گوگل]انتظار میرود که شرکت کننده نیز عرضه ناوگان ضروری DMU ها و انبارهای نگهداری و تثبیت را فراهم کند

10. That evening, as he walked by the docks, a slip of a boy came up and asked where he was stabling his horse.
[ترجمه ترگمان]آن شب، همان طور که از کنار اسکله می گذشت، یکی از بچه ها از جا بلند شد و از او پرسید که در کجا اصطبل دارد
[ترجمه گوگل]آن شب، همانطور که او توسط اسکله ها راه می رفت، یک لغزش پسر شروع شد و پرسید که در آن اسب خود را چسبیده است

11. There were two kinds of animal breeding ways in this kingdom, herding way and stabling way.
[ترجمه ترگمان]در این کشور دو نوع پرورش حیوانات وجود داشت که روش herding و روش stabling بود
[ترجمه گوگل]در این پادشاهی دو نوع شیوع حیوانات وجود دارد: راه و روش اصلاح نژاد

12. Raising rural social insurance funds is the most difficult problem stabling rural social insurance system.
[ترجمه ترگمان]افزایش بودجه بیمه اجتماعی روستایی دشوارترین مساله برای سیستم بیمه اجتماعی روستایی است
[ترجمه گوگل]افزایش بودجه صندوق های اجتماعی اجتماعی روستایی مشکل تر شدن سیستم بیمه اجتماعی روستایی است


کلمات دیگر: